فدائیان کمونیست
کار ، مسکن ، آزادی ، جمهوری فدراتیو شورائی!

شوک درمانی نئولیبرالی با چراغ خاموش

در روزهای اخیر با حذف سوبسید برخی از کالاهای اساسی شاهد افزایش ناگهانی و چندین برابری قیمت مهمترین وحیاتی ترین اقلام مصرفی در بازار هستیم .

روز دوازدهم اردیبهشت ماه ۱۴۰۱ دولت با اعلام حذف ارز ترجیحی و یارانه دولتی برآرد یکباره شاهد افزایش چند برابری قیمت نان  فانتزی، ماکارونی  و بدنبال آن افزایش قیمت روغن و قند و شکر هستیم که تبعا این گرانیها به اقلام دیگر مرتبط با این کالاها هم تسری پیدا کرده و یا خواهد کرد.

این روش از افزایش قیمت ها که آنرا باید یکی از اقدامات هوشمندانه”  دولت در ادامه پیاده سازی قوانین  نئولیبیرالیسم با چراغ خاموش نامید با عکس العملهای مختلفی مواجه شد .

پاسخ دولتیان و بطور کلی حاکمیت مثل همیشه ریاکارانه  و عوامفریبانه بود  از جمله این ادعا که یارانه های در نظرگرفته شده برای اقلامی نظیرآرد و شکر وروغن به جیب قاچاقچیان آرد و گندم میرفت، و یا جنگ روسیه واکرائین موجب اصلی گران شدن گندم و ذرت و مشتقات آن شده است و یا ورشکستگی مالی دولت باعث شده تا از پرداخت یارانه ها صرف نظرکند ویا بقول یکی از ذوب شدگان در ولایت فقیه“ این اقدام به‌منظور حفظ پایداری امنیت غذایی کشور بوده و بیشتر از یارانه‌ای که از آرد برداشته شده است، به مردم پرداخت خواهد شد.“!!

از همه جالب تر»شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی«  است که منتسب به محور مقاومت … در نامه‌ای  به ابراهیم رئیسی هشدار میدهد که با این گران کردنها ”کشور دچار شورش وآشوب خواهد شد“.

«فاضل میبدی«، عضو »مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم«  هم در نامه ای خطاب به رئیسی گفته است که ”این اقدام دولت برای حذف یارانه‌ها و گران‌ کردن‌های پی‌در‌پی، شورش گرسنگان را در پی خواهد داشت و شورش از انقلاب خطرناک‌تر است.“ و از این دست استدلالات مخالف و موافق در درون جناح بندی های حاکمیت که یکی ازروش های مهم ومرسوم سردمداران رژیم برای انحراف افکارعمومی وفعالین و پیشروان جنبش های اعتراضی است در بوق و کرنا دمیده میشود تا جائیکه  برای خوانندگان وشنوندگان بویژه توده های محروم تشخیص درست از نادرست و یافتن پاسخ صحیح به این سئوال که چرا هر از گاهی شوکی به این موثری برسطح قیمت برخی کالاهای ضروری وارد میشود و چرا دولتها یکی پس از دیگری برغم برخی اختلافات وکشمکش های اقتصادی و سیاسی در اعمال این شوک های ناگهانی  متحدا عمل میکنند ، عاجز می مانند.

واقعیت این است که سالها است که شاهد برداشته شدن یکی بعد از دیگری سوبسید کالاهای اساسی مورد نیاز روزمره مردم هستیم این اقدامات تماما برنامه ریزی شده و در راستای استراتژی کلان اقتصادی رژیم و پیاده کردن کامل سیاست های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول انجام میگیرد اقداماتی که طبقه حاکم ایران درست چند سال بعد از بحران منجر به قیام ۵۷ و فروپاشی رژیم سلطنت در ایران برای حل بحران اقتصادی و انطباق اقتصاد سرمایه داری ایران با قوائد گردش سرمایه جهانی  در دستور قرار داده و به خشن ترین وجهی آنرا پیاده میکند.

مافیای رسانه ای با جوسازی ماهرانه تلاش میکنند ذهن مردم و بویژه توده های به خشم آمده ومحروم را از همین واقعیت منحرف کنند که سردمداران دولت رئیسی در واقع دارند به همان سیاستی ادامه میدهند که  دولت های گذشته از رفسنجانی تا روحانی انجام داده اند .

از خصولتی سازی کارخانه ها و مراکز تولید  تا تعدیل نیروی کار و اخراجهای دسته جمعی و از مقررات زدائی از نیروی کار از جمله خارج کردن کارگران صد ها هزار کارگاه ده نفر و کمتر کارکن از شمول قانون کار تا رواج قراردادهای موقت و سفید امضاء، از  پولی سازی آموزش و پرورش، خدمات بهداشتی و درمانی گرفته تا رواج رانت خواری، فساد و اختلاس های میلیاردی، از زمین خواری گرفته  تا جنگل خواری و کوه خواری از چاپ پولهای بدون پشتوانه گرفته  تا دستکاری در قیمت ارزها برای خالی کردن جیب مردم و شوک افزایش یکباره قیمت بنزین در دولت روحانی  که قبل از آن در دوره احمدی نژاد کلید خورده بود گرفته  و اکنون که نوبت آزادسازی قیمت آرد و قند و شکر رسیده است و در نهایت شکل گیری طبقه میلیادرها که پول شان از  پارو بالا میرود و اقشار وطبقات فقیر جامعه که از فقر و نداری فریادشان برآسمان بلند شده است ، هیچ برهه ای از تاریخ چهل ساله حاکمیت  جمهوری اسلامی  که درعین حال تاریخ تحولاتی مهم در ساختار سرمایه داری ایران بوده ، بدون اعتراضات و اعتصابات اقشار وسیعی از طبقه کارگر و زحمتکشان نبودیم که به نحوی زیر بحران انباشت سرمایه در جمهوری اسلامی له نشده باشند و یا تیغ پیاده کردن سیاست های نئولیبیرالیستی بر گردنشان فرود نیامده باشد. در مقاطعی این  تحولات  با آنچنان خشونت اقتصادی و سرکوب سیاسی مواجه بوده است که توده های مردم به جان آمده را به خیابانها کشانده و خیزشهای عظیم اما بی سازمان و بی برنامه را موجب شده است.

ما بارها و بارها به این نکته پرداخته ایم که علاوه بر بحران عارض بر نظام سرمایه داری ایران و تاثیر آن بر زندگی و معاش اکثریت توده مردم کارگر و زحمتکش، اما نحوه گذارسرمایه به مرحله نئولیبیرالیسم و پیاده کردن آن در کشورهای کمتر توسعه یافته نظیر ایران با اقتصادی عمدتا دولتی  با شوک های متعدد و ویرانگری بر زندگی توده های مردم همراه خواهد بود.

 اعمال سیاست هائی نظیر واگذاری شرکت ها و موسسات دولتی به بخش خصوصی، یعنی همان رانت خواران در حاکمیت و یا وابسته بدان، همراه با مقررات زدائی از نیروی کار، برداشتن سوبسید کالاهای اساسی وخصوصی سازی موسساتی نظیر آموزش و پرورش بهداشت و خدمات اجتماعی، پائین نگهداشتن سطح دستمزدها وآزادی دست سرمایه داران و کارفرماها در نحوه استثمار و بکارگیری نیروی کار وده ها مورد دیگر در جائیکه  حقوق شاغلین کفاف تامین معیشت خانواده را نمیدهد و بیمه های اجتماعی و حقوق بیکاری همه شمول و مکفی وجود ندارد که پاسخگوی هزینه میلیون ها بیکار و بیکار شده باشد و زمانیکه با اجرای بیرحمانه و توام با سرکوب این سیاست های اقتصادی  ضد انسانی  توسط سود پرستان علاوه بر تخریب محیط زیست میلیونها کشاورز از محل کار و زندگی خود کنده و به حاشیه شهرها رانده میشوند و.. روشن است که شوک های وارده به اقتصاد بحران زده نظیر حذف سوبسید کالاهای اساسی مثل آرد، قند و شکر و روغن وغیره که قوت لایموت توده های رنج و کار را تشکیل میدهند و از طرفی تشکل و تحزب مستقل و فراگیری هم وجود ندارد که هدایتگر مبارزات و مقاومت توده های کار و زحمت باشد و هر جنبنده ای در این زمینه با سرکوب و زندان مواجه میشود آنگاه شورش های اجتماعی  اجتناب ناپذیر میگردد .

انچه که ویژه گی شورش های اجتماعی در این روندها و تحولات سرمایه دارانه را تشکیل میدهد همانا فقدان تشکل ، برنامه و رهبری است که بتواند پتانسیل برآمده از بطن جامعه را در جهت عقب راندن طبقه حاکم و حرکت بدون توقف به سمت اهداف معین به نفع زحمتکشان بکار گیرد .

درعرصه اعتصابات کارگری هم ما با ویژه گی هائی مواجه هستیم که آنرا از اعتصابات ناشی از بحران عمومی سرمایه داری متمایز میسازد. از جمله میتوان به این موضوع اشاره کرد که در ایران عمدتا آن بخش از کارگران دست به اعتصاب میزنند واعتصاباتشان رادیکالتر است که آماج خصوصی سازیها و به تبع آن بحران ناشی از آن نظیر تعدیل نیرو، عدم پرداخت بموقع دستمزدها، فروش زمین های کارخانه و تعطیل آن، گرفتن وام های کلان برای راه انداختن موسسه تولیدی و اما در عمل  سرمایه گذاری در بخش های سودآور و زود بازده و به امان خدا رها کردن کارگران و.. قرار گرفته اند. نمونه های زیادی را میتوان ذکر کرد که هر کدام از آنها اعتصابات کارگری و تظاهرات و تجمعات را بدنبال دارند که اولا این کارگران نیز عمدتا پراکنده و فاقد اتحاد حتی دریک رشته معین میباشند  و ثانیا مورد پشتیبانی عملی سایر بخش های شاغل قرارنمی گیرند چرا که آن بخش ها هنوز به دایره این تحولات و در نتیجه بحران ناشی از آن وارد نشده اند و با خطرات ناشی از آن مواجه نیستند.

بنا براین در این دوره نسبتا طولانی پیاده سازی کامل مقررات نئولیبیرالیسم  ما شاهد اعتراضات واعتصابات مداوم اما پراکنده و فاقد اتحاد فراگیر کارگران و حقوق بگیران جزء نظیر معلمان و بازنشتگان از یک طرف و خیزشهای گاه بیگاه و گسترده توده های محروم از طرف دیگر هستیم .

رژیم در طی این سالها تلاش کرده است تا با توسل  به امکانات مادی و معنوی خود این اقدامات را طوری سازمان دهد که علل  بنیادی بحران ناشی از سیاست اقتصادی کلان حاکمیت برای توده های مردم و بویژه پیشروان جنبشهای اعتراضی و پیشگامان آنها قابل فهم ودرک نباشد و درنتیجه آنها نتوانند با تحلیل درست وعلمی از شرایط مشخص اشکال وشیوه های متناسب  مبارزه و تشکل و اتحاد را در مقابله با تعرضات طبقه حاکم در پیش گیرند.

 به عبارت دیگر جمهوری اسلامی درمسیر پیاده کردن این سیاست اقتصادی کلان  فارغ از اینکه کدام جناح از حاکمیت  دولت را اداره میکند سعی کرده تا با چراغ خاموش حرکت بکند تا ماهیت واقعی  بحران اقتصادی و روند ادامه دار سیه روزی توده های زحمتکش مردم آشکار نگردد . در این برهه زمانی نیز رئیسی  که با وعده ”تصمیمات سخت اقتصادی“ به میدان آمده بود واکنون معلوم میشود که این ”تصمیمات سخت“ همچون دوره روحانی نه سختگیری بر رانت خواران و سرمایه سالاران وغارتگران دسترنج توده های کار و زحمت  آنگونه که عوامفریبانه ادعا میکرد بلکه همانا تصمیمات سخت اقتصادی برای بریدن نان سرسفره زحمتکشان و گران کردن نان و قند و شکر و روغن و تبعات آنها  به همراه تشدید سیاست سرکوب و تحمیل ریاضت اقتصادی ضد انسانی بر اکثریت محروم جامعه بوده است.

خ- عمواوغلی

اردیبهشت ۱۴۰۱

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Translate »