راز ماندگاری حماسه سیاهکل

مسعود

براستی در حرکت شجاعانه رفیقانمان در روز ۱۹ بهمن ۱۳۴۹ و حمله به پاسگاه سیاهکل و تولد  ” سازمان چریکهای فدایی خلق ایران ”، چه چیزی نهفته بود که بعد از پنجاه سال همچنان تازگی دارد و همچنان مورد خشم و غضب سرمایه داران و فرصت طلبان جیره خوارش قرار دارد ؟ پاسخ این سوال را رفیق غزال در سال ۵۳  در سروده ای آورده :

” قسم خوردم بر تو من ای عشق ——- که جان بازم در رهت ای عشق ”

” نیرزد جان در رهی والا    ——– که ناچیز است هدیه ای ای عشق ”

 بدرستی این راز ماندگاری سیاهکل است که رفقای ما پیشتر در ۱۹ بهمن ۴۹ با جانفشانی آن را رقم زدند ، فدایی یک عشق جاودان است عشق به آرمان، عشق به طبقه کارگر، عشق به سوسیالیسم، عشق به رفیقان هم رزمش و تقدیم جانش در راه این عشق . این ویژگی تنها نکته ای است که نیم قرن ماندگاری و جاودانگی فدایی را رقم زده ، در این پنجاه سال هر آنکس که  »فدایی«  نام گرفت این سروده ورد زبانش شد . چنین است  آنان که به دنبال منافعی برای خود و جریان خود و باند خود بودند و هستند هیچگاه نتوانسته اند چرایی این ماندگاری را درک کنند . فدایی همه مفاهیم انسانی را باز تعریف کرد و کمونیسم را با لحظه لحظه زندگی پیوند زد ، ما از رفیقانمان آموختیم فدایی گونه و کمونیستی فکر کنیم ، کمونیستی حرف بزنیم، کمونیستی زندگی کنیم، کمونیستی عشق بورزیم، اخلاقیات کمونیستی را سرلوحه اعمال روزمره خود قرار دهیم، از غم توده ها غصه دار شویم و با شادیهایشان شور وشعف بیابیم، رفیقانمان به ما آموختند چگونه فقط به منافع و اهداف طبقه کارگر فکر و برای آن زندگی کنیم . این حلقه مفقوده ای است که چپ امروزی از آن محروم است و به همین دلیل هیچ دو نفری ما نمیشوند، چپ نمایشی امروزی عاجز و ناتوان از درک چنین مفاهیمی در نهایت دست به دامن ایدئولوگ های بورژوایی شده و با در آمیختن تئوریهای منفعت طلبانه و نهلیستی بورژوایی با پاره ای مقولات مارکسیستی ملغمه ای فراهم آورده تا با سنتی و عقب مانده نامیدن دیگران محلی از اعراب برای خود فراهم آورد، این چپ که خود را چپ مدرن مینامد، فقط برای خود زندگی میکند و به منافع خود میاندیشد، به دنبال حض وافر بردن از لذایذ زندگی، فراتر از نوک بینی خود نمیبیند، برای این چپ زندگی خود مبارزه نیست بلکه مجموعه ای از سرفصلهاست که فعالیت سیاسی یک از این فصول است، برای این چپ بازی خورده باندهای بورژوایی کمونیست نما، فدایی تا به ابد خار چشمشان خواهد بود چرا که آموزه رفقای ما چگونه برای دیگران زندگی کردن و برای دیگران جان فشاندن بوده و هست، به قول رفیق صمد ”مرگ هر لحظه ممکن است به سراغ من بیاید ، مهم این است که زندگی و مرگ من چه تاثیری در زندگی دیگران دارد ”. ما به خود میبالیم که رهرو چونان انسانهای والا و شریفی هستیم و هیچ گونه هراسی از هجمه چپ نماهای اپورتونیست به دل راه نمیدهیم چرا که در نبرد نهایی مشخص خواهد شد که بین دو صف انقلاب و ضد انقلاب هر فرد و جریانی به کدام صف تعلق دارد و به اصل خویش باز خواهد گشت . بیم و نگرانی ما از این است که  پنجاه سال جانفشانی و صداقت و عشق کمونیستها و پیکار کارگران و زحمتکشان و توده های تحت ستم بار دیگر به بار ننشیند و شاهد باشیم جنایتکاران و ددمنشان در رنگ و لباسی دیگر بر اریکه قدرت تکیه زنند و همچنان غارت و چپاول و فساد و جنایت هر گوشه این سرزمین را در بر گیرد، آنچنان که در بهمن ۵۷ رخداد و اینک بعد از ۴۲ سال در آستانه ۲۲بهمن همچنان نظاره گر فقر و فلاکت و استبداد و خفقان و ددمنشی هستیم . بی هیچ تردیدی این بیم و نگرانی ما را در پیمودن راه رفیقانمان در خدمت به طبقه کارگر و تحقق سوسیالیسم راسختر و مصمم تر و خشم وکینمان را به بورژوازی و حاکمیت سیاسی آن فزونتر میکند .   
مسعود

 

ممکن است شما دوست داشته باشید
نظرات
Translate »