فدائیان کمونیست
کار ، مسکن ، آزادی ، جمهوری فدراتیو شورائی!

دولت در سوسیالیسم

وجود حکومت حکایت از وجود طبقات در جامعه و سیادت یک طبقه بر طبقه کارگر دارد . شکل ادارۀ حکومت می تواند دموکراتیک یا دیکتاتوری ، سلطنتی یا جمهوری ، پارلمانی یا شورایی ، متمرکز یا فدراتیو ، مذهبی یا لائیک و یا اشکال دیگری باشد . اما همۀ این اشکال در یک وجه با هم مشترکند : در همۀ آنها دولت نماینده طبقه حاکمه است . اگر طبقات استثمار گر سیادت سیاسی ، یعنی دولت را برای حفظ شرایط استثمار ، یعنی برای منافع آزمندانه اقلیتی ناچیز علیه اکثریت هنگفت مردم لازم دارند طبقات استثمار شونده ، سیادت سیاسی را برای محو کامل هرگونه استثمار ، یعنی برای منافع اکثریت هنگفت مردم علیه اقلیت ناچیزی از برده داران معاصر که سرمایه داران باشند ، لازم دارند و آنچه که ماهیت دولت سوسیالیستی را تشکیل می دهد این است که در آن طبقه کارگر بر سایر طبقات هژمونی یافته ، جامعه در جهت حذف طبقات و از بین بردن پایه های مادی نیاز به حکومت و دولت و بوروکراسی حرکت می کند . بر خلاف جامعه سرمایه داری که در آن دموکراسی همواره در تنگنای استثمار سرمایه داری فشرده می شود . سوسیالیسم برای تـأمین آزادی بی قیدوشرط همۀ افراد جامعه مبارزه می کند . هدفی که جز با الغای طبقات و زوال دولت ممکن نمی شود و ازاینرو برای تأمین و تضمین آزادیهای بی قید و شرط سیاسی باید برای تحقق آن مبارزه کرد و سیادت طبقات را برانداخت . طبقه کارگر در جریان تکامل مبارزه طبقاتی بجای جامعه کهنه بورژوازی آنچنان اجتماعی بپا خواهد کرد که وجود طبقات و تقابل طبقات غیر ممکن خواهد بود . دیگر هیچگونه حاکمیت سیاسی وجود نخواهد داشت . چرا که قدرت حاکمه سیاسی مظهر تقابل طبقات درون جامعه سرمایه داریست . با محو طبقات دولت نیز زوال مییابد و انسان و فعالیت های گونه گون وی به تمام معنا از هر قید و شرطی آزاد میگردد .

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Translate »