فدائیان کمونیست
کار ، مسکن ، آزادی ، جمهوری فدراتیو شورائی!

“دلار را بچسب ، آزادی کیلویی چند؟”

همزمان با تداوم جنبش انقلابی ایران و در حالیکه اعتراضات و مبارزات سراسری در اقصی نقاط کشور در جریان است،ظرف چند روز اخیر شاهد خلق رکوردی دیگر در کشور بودیم و با شاهکارهای اقتصادی مسئولین جمهوری اسلامی ، دلار را در کانال سی و شش هزار تومانی نیز تجربه کردیم!این افزایش سرسام آور نرخ ارز علاوه بر آنکه بارِ دیگر ناکارآمدی رژیم در کنترل بازار ارز و نداشتن برنامه های اقتصادی را آشکار کرد،بخوبی نشان داد وضعیت رژیم بسیار وخیم است و  مبارزات و حرکت انقلابی توده ها بخوبی توانسته رژیم را تا آستانه ی فلج کامل پیش ببرد چرا که وضع نابسامان سیاسی ایران اثر مستقیم بر نرخ ارز گذاشت و به خلق این رکورد کمک کرد.اما فارغ از اینها در این چند روز شاهدِ رخداد دیگری نیز بودیم که البته نباید گفت انتظارش نمیرفت.خرید دلار توسط مردم در چنین بازار اقتصادی آشفته ای آن هم برای کشور نئولیبرالی همچون ایران چیز جدیدی نیست.یادمان نمیرود از همان اوایل انقلاب هم عده ای شغلشان ماهیگیری از دریای متلاطم و گل آلودِ ارز بود.از جنگ ضد خلقی ایران و عراق گرفته تا سال ۹۹ که دلار از ۱۵ هزار تومان به سی هزار تومان رسید و تقریبا شغل اولِ بسیاری از مردم به خرید و فروش دلار تغییر پیدا کرد!خلاصه ایران و ایرانی سابقه ی عریض و طویلی در سوداگری ارز دارد!البته زمانی که شرایط انقلابی است باید از هر ضربه ای که به رژیم وارد میشود حمایت کرد و خوشحال شد اما بحث خریدن دلار مسئله ای سوا از ضربه زنی است.برخلاف آنچه در فضای مجازی و توسط همه چیز دانان اینترنتی ، ضربه زدن به رژیم عنوان میشود،هدف اصلی کسب سود از این خرید و فروش است.سود کردن تنها هدفِ سرمایه داری و علی الخصوص نئولیبرالیسم است.سودی که اصلا مهم نیست با چه کاری،از چه طریقی،با داد و ستد چه چیزی و نیز در چه شرایطی بدست می آید.صرفِ بدست آمدن سود باید خوشحال بود و خود را برتر از دیگری دانست.این اساس سرمایه داری است.و ایران نیز از این سیستم و هدفش جدا نیست بنابراین بسیاری از مردمش تحت تاثیر تبلیغات،آموزشها و حرفهایی که سالیان سال از گوشه و کنار شنیده اند و نیز تجربه ی شخصی شان بدنبال سود بیشتر بوده و هستند.اما سودی که در شرایط کنونی و در حالیکه کودکان و نوجوانان،دختران،زنان،کارگران،دانشجویان،فرودستان و بسیاری اقشار دیگر در حال زندانی شدن،شکنجه های غیرانسانی و نیز کشتار و اعدام اند با کدام آیین،مکتب و فلسفه ای جز سرمایه داری و نئولیبرالیسم جور در می آید؟!از سوی دیگر در پاسخ به اقتصاددانان فیک و مجازی که خرید دلار را ضربه به رژیم و یک روش مبارزاتی میدانند باید گفت،در شرایطی میتوان خرید دلار را نوعی ضربه به رژیم حساب کرد که عملِ فروش به آن ضمیمه نشود و این عمل صرفا خرید دلار باشد تا ذخیره ی ارزی دولت با کمبود مواجه شود نه اینکه شاهد خرید و فروش باشیم!البته خرید هم تنها در شرایط خاصی نتیجه بخش و مثمر ثمر است که مجموعه ای از عوامل دست به دست هم بدهند.اما وقتی از کنار صرافی ها و بازارهای غیررسمی معامله ی ارز رد میشوی و صف طولانیِ خریداران و فروشندگان را میبینی که برخی حتی با انبوهی از کارت ملی و شناسنامه آمده اند تا بیشتر دلار بخرند،متوجه میشوی مسئله صرفا کسب سود است و نه یک مبارزه!صد البته که تا سرمایه داری در ایران بر مسند قدرت است نباید انتظار دیگری داشت گویی پول درآوردن و کسب سود آن هم از هر راه و روشی جای تمام صفات انسانی را میگیرد.هیچ چیز برای کسی که فقط به فکر سود خودش است مهم نیست.یادِ داستانکی از لنین افتادم:”رفتیم سرمایه دار را دار بزنیم،گفت طنابش را از خودم بخرید!”

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Translate »