در حاشیۀ حملۀ فاشیستها به مجلس آمریکا

نوشین شفاهی

هفته گذشته اراذل و اوباش جناح اولترا راست آمریکا به ساختمان کاپیتال در واشنگتن حمله کرده و مراسم تایید ریاست جمهوری بایدن را متوقف کرد. پنج نفر در این حمله کشته و تعدادی زخمی شدند.

دولت ترامپ در طی چهار سال گذشته به فاشیسم نیمه پنهان آمریکا قدرت ابراز وجود داد و با استفاده از مگا-تریبون رسمی و دولتی قادر شد که آنها را بسیج کرده و همزمان با دمیدن جان دیگری به راسیسم کهنه و دیرپای آمریکا، موجی از حملات وقیحانه فاشیستها به دموکراسی، سیاه پوستان و مهاجرین را ممکن کند.

ترامپ به جنبشی حیات داد که فعالینش با افتخار از استبداد، عوامفریبی، جهالت و توطئه-باوری پرچمی ساخته و گروههایی چون ” وایت سوپرمیستم“، ”پراود بویز“ و ”کیو.اینان“ که گروههایی راسیست و مهاجرستیز هستند را به جلو صحنۀ سیاسی بکشاند. این گروهها از سینه چاکترین طرفدارانِ حمل سلاح در پابلیک بوده و در تظاهرات سراسری ”بی.ال.ام“ فعالانه به تظاهرات کننده ها حمل کرده و چندین نفر از آنها را تاکنون هم بقتل رسانده اند.

اقدام اخیر طرفداران ترامپ به ساختمان کاپیتال“ آمریکا نمایشی از خشونت و قلدری این جماعت با رهبری جناح فاشیست سرمایه داری آمریکا بود. در عین حال این حمله تجلی زورگویی جناحی از سرمایه داری به دمکراسی نیم بند خودش بود و البته بسیار رقیق تر در مقایسه با صدها کودتای خشن و خونین، جنگهای پروکسی، انقلابات رنگارنگ سفارشی، و رژیم چینج هایی که توسط دولت آمریکا ( البته با مشارکت هر دو حزب رسمی سرمایه داری) و یا بدستور او در اکناف جهان صورت گرفته است. جناح به اصطلاح کبوترهای سرمایه داری و بخشی از جمهوریخواهان آمریکا که با برآشفتگی تمام، گستاخی به مجلس و یا بقول خودشان نماد مقدس و ”سمبلِ دموکراسی و آزادی“ را بشدت محکوم کرده اند ولی در مقابل خشونتی که فقط در طی این چند سال اخیر در خود آمریکا علیه سیاهپوستان و فعالین جنبش ” بی، ال، ام“ و آنتی فا اعمال شده، و یا نسبت به کودکان در قفس کردۀ پناهندگان صورت گرفته هیچگاه اینچنین اختیار از کف نداده اند. کل دستگاه سیاسی-تیلیغاتی و میدیای عامه پسند  آمریکا پوشش بسیار عظیمی به این حملات داده اند ولی بخشی از این ترجمان سیاسی از این حمله را نه از زاویۀ حفظ دستاوردهای دموکراتیک مردم بلکه از این منظر که حمله به یک مقر غیر قابل نفوذ و مقدس گونه صورت گرفته است و از اینکه فاشیستی جرات کرده است پایش را بر میز رئیس مجلس دراز کند آه از نهاد این رسانه ها بر آمده است ولی میلیاردها دلاری که هر ساله برای دفاع از رژیم های فاشیست و خود کامه در همین مجلس شان توسط هر دو جناح سرمایه داری بتصویب میرسد، پوشش خبری زیادی در برنامه هایشان را پُر نمیکند.

نکته ای که از منظر منافع طبقه کارگر در این رابطه باید در نظر گرفت این است که هر مکانی که ظاهرا باید در آن به نیازها و امر توده های مردم پرداخت نه مقدس است و نه غیر قابل نفوذ. اماکن و موسسات بوروکراتیک و نظامی-سیاسی آمریکا نماد و تجلی قدرت سرمایه داری است و از این جهت است که باید خارج از دسترسی و ارادۀ توده ها محافظت شود تا بتواند همچنان به سیادت طبقۀ حاکم ادامه دهد. ولی در کنار این واقعیت نکته ای دیگر هم قابل توجه است و شاید هم بسته بسطح مبارزات توده ای اهمیت ارجح تری داشته باشد این است که همزمان بخشی از مبارزات تاریخی زنان و مردان آمریکا، جنبش کارگری و جنبش زنان، جنبشهای ضد راسیسم و ضد جنگ، جنبش ضد زینوفوبیا و ضد سیاستهای مهاجر ستیزی در قوانین و سیاستها و برنامه های دولتی و رفتار اجتماعی مردم در آمریکا متجلی است و محصول این مبارزات اجتماعی بوده است و این دستاوردها در کشاکش مبارزات اجتماعی بسیاری به طبقۀ حاکم تحمیل گشته و باید از آن دفاع بعمل آورد. سیاستها و شووینیسم مذهبی ضد زن، راسیسم و برتری طلبی نژاد سفید،

ناسیونالیسم و جنگ افروزی همه و همه زیر چتر فاشیسم و در قالب نوینش یعنی ترامپیسم خود را سازمان داده و بسیج کرده است که با این دستاوردها مقابله کند چرا که امروز آمریکا و فرهنگش را خار و ذلیل می بینند و بویژه سیاه پوستان را که قرار نبوده در عرصه های قدرت و پُستهای دولتی خود را در کنار سفید پوستان بینند. شعار ” آمریکا را دوباره معتبر کنیم“ دقیقا رو به گذشته ای دارد که اقشار  غیر سفید پوست منزلت درجه دوم و سوم در جامعه داشتند و قرار نبود بخشا با نژاد برتر شانه بشانه شوند. راسیسم هرگز از جامعۀ آمریکا رخت بر نبست و در اشکال و انحاء مختلف همواره ظهور کرده است و سیاه پوستان که بخش عظیم اقشار فقیر و کم درآمد و محروم جامعه را تشکیل میدهند خود گواه این واقعیت است که زیر پوست بظاهر برابری نژادی آمریکا نژاد پرستی بقوت خود باقی مانده است اگرچه حاصل مبارزات طولانی مدت ضد نژاد پرستی برابری های نسبی ای را منجر شد ولی راسیسم هر زمانی که فرصت پیدا کرد مترصد بازگشت بدوران طلایی گذشته اش بوده است. این فرصت جدید را ترامپ در ۴ سال گذشته برای این دسته جات لمپن و راسیست و مرتجعین مذهبی به ارمغان آورد. بدنبال آن سیاستهای پنهان و آشکار راسیستی و رفتار وحشیانۀ پلیس، محروم کردن جمعیت بسیاری از سیاه پوستان از حق رای دادن و جرم زایی کردن آنها به دلایل مختلف به جنبش عظیم بی.ال.ام پا داد که در طی ۴ سال گذشته بشدت فعال بوده و عقب نشینی هایی هم به ایالتهای متعددی تحمل کرده است. از این رو با حضور این جنبش های دموکراتیک قوی، احتمال اینکه جامعه آمریکا دوره ای مثل نازیسم هیتلری را از سر گذراند بسیار کم است ولی بدون مشکل آفرینی هم  از صحنه کنار نخواهند رفت. بنابراین باید با تمام قدرت در مقابل این هیولای ضد انسانی ایستاد و مقابله کرد.

بهر رو با علم به اینکه سیستم دو حزبی و پروسۀ بسیار پُر خرج انتخاباتی و کاملا غیر دموکراتیک ” الکترال کالج آمریکا“ که منحصرا در خدمت طبقۀ در قدرت طرح ریزی شده است، برای مبارزات طبقاتی و جنبشهای اجتماعی مردم آمریکا امکان پیشروی جناج افسار گسیختۀ اولترا راست ترامپ هنوز خطرناک و مهلک خواهد بود. این جناح فرصتهای بسیاری برای طبقۀ ۱% جامعه از لحاظ بخشش های مالیاتی و امکاناتی سرمایه گذاری های مالی فراهم کرده است و در عین حال استیج بسیار بزرگی در اختیار فاشیست ها و مافیای سوپرمیست و ارتجاع مذهبی اوانجلیست برای فعل و انفعال و جذب نیرو گذاشته است. ترامپ از این جریانهای سیاه و به حاشیه رانده شده یک جنبش ساخته است که بنظر نمی آید با آمدن بایدن مختومه شده و از صفحۀ سیاسی آمریکا به این راحتی زدوده شوند. اینها در سیستم نظامی، پلیسی و بروکراتیک خود آمریکا لانه کرده اند و اگرچه با دولت دموکراتها مجبورند دست و پایشان را کمی جمع و جور کنند ولی سایۀ سیاه و مخوف شان در زندگی روزمرۀ مردم آمریکا مشاهده خواهد شد. باید از دستاوردهای مردمی و ابزارهایی که حتی بطور نیم بند ارادۀ آحاد مردم را متجلی میکند به دفاع پرداخت. فاشیسم نماد تمام عریانِ سرمایه داری به هتک حرمت انسانها و سلب ارادۀ مردم در سرنوشت شان و حفظ  دمکراسی در جامعه است.

نکتۀ دیگر اینکه، حق طلبی توده ها و مبارزات انقلابی شان طبعا دم و دستگاه سرمایه داری را قرار نیست مشمول عفو قرار دهد و اگر در خدمت توده ها بکار گرفته نمیشود توده ها حق دارند آنرا در هم بکوبند. ولی وقتی که اولترا راست فاشیست کارکرد ماشین دولتی و سیاستهایش را در انکار حقوق دموکراتیک توده ها کم کار می بیند و بویژه کمونیسم ستیزی این ارتجاع سیاه را میخواهد سیاست ملی تبدیل کرده و از آن بمثابۀ ابزاری برای حمله به جنبشهای اجتماعی و انقلابی  استفاده کند، صورت مسئله بطور کلی تغییر می کند. اینها هارترین جناح سرمایه داری هستند که براحتی آدم می کشند و هرج و مرج ایجاد می کنند. در مقابل اینان باید ایستاد و از دستاوردهای دنیای مدرن و مبارزات توده های مردم دفاع کرد.

امروزه بیش هر زمان دیگری، آیندۀ بشریت برای نجات از بربریت سرمایه داری نیازمند مبارزۀ طبقاتی و وحدت طبقاتی صفوف کارگری است. سرمایه داری برای قدرت طلبی و استثمار بیشتر و پولاریزه کردن هر چه بیشتر ثروت تلاش دارد ارتجاع سیاه فاشیسم را بسیج کرده و بجان توده ها بیاندازد. آیندۀ بشریت نیازمند تثبیت قدرت سراسری کارگران و توده های زحمتکشی است که در جنبش های عظیم توده ای فعالانه علیه این بربریت سنگر گرفته و مبارزه کنند. تاریخ معاصر جنایات فاشیسم و نازیسم را فراموش نکرده است و قطعا ظهور این زامبی های ترامپیست در صحنۀ سیاسی آمریکا اثبات دیگری است بر لزوم ایجاد یک حزب قوی، انقلابی و جهانی  طبقۀ کارگر و در پیوند با جنبش های عظیم اجتماعی، بویژه در ارتباط با آمریکا جنبش حق طلبانۀ ” بی، ال، ام“ علیه راسیسمِ سیستماتیک آمریکا.

نوشین شفاهی

۱۳ ژانویه ۲۰۲۱

 

ممکن است شما دوست داشته باشید
نظرات
Translate »