سایت فدائی، ارگان رسمی سازمان اتحاد فدائیان کمونیست
خوزه موخیکا و میراثی که جا گذاشت – چریک سابق توپامارو و رئیسجمهور پیشین اروگوئه در سن 89 سالگی درگذشت

خوزه آلبرتو موخیکا کوردانو، معروف به «پهپه موخیکا»، رئیسجمهور سابق اروگوئه و یکی از چهرههای برجستهی چپگرای آمریکای لاتین، روز سهشنبه ۱۳ مه ۲۰۲۵ در سن ۸۹ سالگی در مونتهویدئو درگذشت. او پس از مبارزهای طولانی با سرطان مری، تصمیم گرفت درمانهای پزشکی را متوقف کند و در آرامش با زندگی وداع کند.
زندگی و مبارزات
موخیکا در ۲۰ مه ۱۹۳۵ در مونتهویدئو، پایتخت اروگوئه، در خانوادهای کشاورز و متوسط به دنیا آمد. دوران کودکیاش را در روستاهای اطراف گذراند و از همان جوانی با فقر، نابرابری و سختیهای زندگی زحمتکشان آشنا شد. همین تجربههای زیسته بود که او را در مسیر عدالتخواهی و فعالیت سیاسی قرار داد. در دههٔ ۱۹۶۰، همزمان با موجی از جنبشهای انقلابی در آمریکای لاتین، موخیکا نیز به جنبش چریکی مارکسیستیـملیگرای «توپامارو» پیوست؛ گروهی که بهدنبال برچیدن نظام سرمایهداری و نابرابر حاکم بر اروگوئه از طریق مبارزه مسلحانه بود.
توپاماروها خود را میراثدار شورشها و مقاومتهای ضد استعماری میدانستند و با الگو گرفتن از انقلاب کوبا، دست به اشکال مختلفی از مقاومت زدند؛ از مصادرهٔ بانکها برای تأمین مالی طبقات فرودست گرفته تا اقدام علیه نمادهای فقرزا و فساد سیاسی. موخیکا یکی از چهرههای کلیدی این جنبش شد و در جریان درگیریهای متعدد با نیروهای امنیتی، چندین بار مجروح و در نهایت دستگیر شد. او جمعاً نزدیک به ۱۵ سال از عمر خود را در زندانهای مخوف نظامیان گذراند که بیش از یک دههٔ آن را در سلول انفرادی و شرایطی غیرانسانی، بدون نور خورشید، کتاب، رادیو یا ارتباط با دیگران سپری کرد. خودش بعدها گفته بود که در آن سالها، برای زنده ماندن، با سوسکها حرف میزد.
با بازگشت دموکراسی به اروگوئه در دهه ۱۹۸۰، جنبش توپامارو دست از مبارزهٔ مسلحانه برداشت و به عرصهٔ سیاست رسمی وارد شد.
بازگشت دموکراسی به اروگوئه در دههٔ ۱۹۸۰ نتیجهٔ سالها مبارزه و مقاومت علیه یکی از سرکوبگرترین دیکتاتوریهای نظامی آمریکای لاتین بود. این دیکتاتوری که از سال ۱۹۷۳ با حمایت نیروهای مسلح و در چارچوب پروژههای ضدکمونیستی ایالات متحده (مانند عملیات کُندور) روی کار آمد، با بستن پارلمان، ممنوعکردن احزاب سیاسی، سانسور شدید رسانهها و سرکوب گسترده مخالفان، دههای از اختناق سیاسی و اجتماعی را بر کشور تحمیل کرد. هزاران فعال سیاسی سوسیالیست و چپگرا، اتحادیهای و دانشجو یا کشته شدند، یا به زندان افتادند، یا در تبعید به سر بردند.
در این میان، وضعیت اقتصادی کشور نیز روزبهروز وخیمتر شد. بحران بدهیهای خارجی، تورم بالا، کاهش دستمزدها و بستههای ریاضتی اقتصاد نئولیبرالی باعث شد بخشهای گستردهای از مردم، از طبقهٔ کارگر گرفته تا طبقهٔ متوسط، به دیکتاتوری پشت کنند. موجهای اعتراضی، بهویژه از سوی اتحادیهها، خانوادههای زندانیان سیاسی، و جنبشهای دانشجویی، در اواخر دههٔ ۷۰ اوج گرفت. در همین زمان، حمایت ارتش نیز به تدریج فرسوده شد و شکافهایی در درون ساختار قدرت به وجود آمد.
در سال ۱۹۸۴، پس از اعتصابهای گسترده و فشارهای بینالمللی، رژیم نظامی پذیرفت که انتخابات برگزار کند. اگرچه این انتخابات با نظارت کامل نظامیان انجام شد، اما گامی مهم برای عبور از دیکتاتوری بود. نیروهای چپ و سوسیالیست که سالها در تبعید یا زندان بودند، بهتدریج به سیاست رسمی بازگشتند. یکی از مهمترین این گروهها، جنبش «توپامارو» بود که پس از سالها مبارزهٔ چریکی و سرکوب خونین، تصمیم گرفت به مسیر فعالیت سیاسی علنی و قانونی روی آورد.
توپاماروها در این دوره، همراه با دیگر گروههای چپ، در چارچوب ائتلافی گسترده به نام «جبههٔ گسترده» (Frente Amplio) گرد آمدند؛ ائتلافی که هدفش پیوند دادن مبارزات انقلابی گذشته با بسترهای نوین مبارزهٔ دموکراتیک و انتخاباتی بود. با تکیه بر تجربهٔ مبارزه، صداقت رهبران، و حمایت مردمی، جبههٔ گسترده بهتدریج تبدیل به نیرویی اثرگذار در سیاست اروگوئه شد و خوزه موخیکا یکی از چهرههای شاخص این دگردیسی بود: از چریک سابق به نماد مشارکت دموکراتیک در خدمت تودهها. او در دهه ۹۰ به عنوان نماینده و سپس سناتور انتخاب شد و در سال ۲۰۰۵ بهعنوان وزیر کشاورزی وارد کابینه گردید. در سال ۲۰۱۰، با پشتیبانی گستردهٔ مردم و طبقات محروم، به ریاستجمهوری رسید. جایگاهی که با وجود قدرت، هرگز او را از آرمانهای اولیهاش دور نکرد.
زندگی موخیکا، روایتِ گذار یک چریک مارکسیست انقلابی به رئیسجمهوری مردمی است که بهرغم جایگاه سیاسی، سادهزیستی، فروتنی و صداقت انقلابیاش را حفظ کرد.
اصلاحات و دستاوردها
دوران ریاستجمهوری خوزه موخیکا (۲۰۱۰–۲۰۱۵) یکی از مترقیترین دورههای سیاسی در تاریخ آمریکای لاتین شمرده میشود؛ دورهای که طی آن، کشور کوچک اروگوئه به آزمایشگاهی برای سیاستهای عدالتمحور، آزادیهای مدنی و اصلاحات اجتماعی بدل شد. موخیکا نه با وعدههای پرزرقوبرق، بلکه با صداقت رادیکال، پای در راه اصلاح ساختارهای کهنه گذاشت و در عمل نشان داد چگونه میتوان در چارچوب دموکراسی نمایندگی، سیاستی در خدمت مردم بهویژه فرودستان را به پیش برد.
از مهمترین اصلاحاتی که دولت او اجرایی کرد، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- قانونیسازی سقط جنین: موخیکا با وجود مخالفت شدید نهادهای مذهبی و محافظهکار، لایحهای را امضا کرد که بر اساس آن، زنان اروگوئهای میتوانستند تا دوازده هفتهٔ اول بارداری، در شرایط امن و قانونی سقطجنین کنند. این اقدام، دستاوردی مهم در عرصه حقوق زنان و بدنمختاری بود و اروگوئه را در زمرهٔ معدود کشورهای آمریکای لاتین قرار داد که چنین حقی را به رسمیت میشناختند.
- ازدواج همجنسگرایان: با تصویب قانونی در سال ۲۰۱۳، اروگوئه به دومین کشور منطقه پس از آرژانتین بدل شد که ازدواج برابر را به رسمیت شناخت. این تصمیم گامی بزرگ در راستای برابری حقوقی و مبارزه با تبعیض علیه جامعهٔ الجیبیتیکیو+ بود و نقش اروگوئه را بهعنوان کشوری پیشرو در سیاستهای مترقی تثبیت کرد.
- قانونیسازی و کنترل دولتی ماریجوانا: یکی از رادیکالترین اقدامات دولت موخیکا، قانونیسازی تولید، توزیع و مصرف ماریجوانا تحت نظارت دولت بود. این قانون با هدف مبارزه با قاچاق مواد مخدر، کنترل بهداشت مصرف، و شکستن سلطهٔ کارتلها بر بازار مواد اجرا شد. او این سیاست را نه تشویق به مصرف، بلکه اقدامی در راستای سیاستگذاری عقلانی و انسانی در حوزه مواد مخدر میدانست.
- توسعه انرژیهای تجدیدپذیر: در دوران موخیکا، اروگوئه یکی از موفقترین تجربههای گذار به انرژیهای پاک را رقم زد. بیش از ۹۵٪ انرژی برق کشور در این دوره از منابع تجدیدپذیر همچون باد، خورشید و هیدروالکتریک تأمین میشد. این تحول، نه تنها وابستگی به سوختهای فسیلی را کاهش داد، بلکه الگویی از توسعه پایدار در جهان جنوب ارائه داد.
- کاهش فقر و گسترش سیاستهای عدالت اجتماعی: موخیکا نظام مالیاتی را بازتوزیعیتر کرد، دسترسی به خدمات درمانی و آموزش عمومی را توسعه داد و با تمرکز بر حاشیهنشینان و طبقات فرودست، موفق شد نرخ فقر را بهطرز چشمگیری کاهش دهد. البته در کنار این دستاوردها، با چالشهایی نظیر افزایش نرخ جرم نیز مواجه بود، که او آن را محصول ساختارهای عمیقتر نابرابری تاریخی میدانست.
میراث ماندگار
موخیکا در جهانی که سیاست بیش از پیش درگیر نمایش، قدرتطلبی و فساد شده، با زندگی خود یادآور شد که سیاست میتواند همچنان معنای والایی داشته باشد: خدمت به انسان، با فروتنی و صداقت. او برای بسیاری، نه تنها یک رئیسجمهور، بلکه معلمی اخلاقی و الهامبخش بود که نشان داد چگونه میتوان با دست خالی اما با قلبی سرشار از ایمان به مردم، مسیر دگرگونی را پیمود.
روزنامهی اسپانیایی الپائیس در گزارشی تأثیرگذار دربارهی درگذشت خوزه موخیکا، به واکنش چهرههای برجستهی جریان چپ در آمریکای لاتین پرداخت و نوشت: «چپگرایان قاره، با اندوهی عمیق با پیرمردی وداع کردند که برایشان نهتنها یک رئیسجمهور، که یک الگو، یک وجدان اخلاقی و یک راهنمای سیاسی بود. آنها به او گفتند: خیلی دلتنگت خواهیم شد، پیرمرد عزیز!»
این روزنامه تأکید کرد که خوزه موخیکا برای نسلهای مختلف چپگرایان در منطقه، فراتر از یک چریک سابق یا رئیسجمهوری مترقی بود؛ او تجسمی از صداقت در سیاست، سادهزیستی در قدرت، و وفاداری به آرمانهای مردمی بود. در زمانی که بسیاری از رهبران، خود را در زر و زور و امتیازات گم کردند.
به نوشتهی الپائیس، از بولیوی تا شیلی، از کلمبیا تا آرژانتین، رهبران و فعالان سیاسی، پیامهای احساسی و احترامآمیز خود را در شبکههای اجتماعی و بیانیههای رسمی منتشر کردند. اوو مورالس، رئیسجمهور پیشین بولیوی، نوشت: «موخیکا نهفقط رهبر یک ملت، که فرزند همهی ملتهای مقاوم جنوب بود.» گوستاوو پترو، رئیسجمهور کلمبیا، گفت: «سیاست بدون موخیکا، معنایی کمتر دارد.» و در آرژانتین، بسیاری از روزنامهها تصویر فولکسواگن بیتل آبیرنگ او را در صفحهی اول خود چاپ کردند. نماد وفاداریاش به زندگیای بیتکلف، حتی در اوج قدرت.
الپائیس در پایان نوشت: «در دنیایی که سیاستورزی بدل به نمایش قدرت و ثروت شده، خوزه موخیکا یادآور روزگاریست که سیاست، نام دیگر صداقت، فقر داوطلبانه و وفاداری به مردم بود. وداع با او، تنها بدرقهی یک انسان نیست؛ بدرقهی جهانیست که هنوز میتوانست مهربانتر، انسانیتر و عادلانهتر باشد.»
موخیکا، همچون چریکها و روشنفکران مردمی قرن بیستم، از مرزهای سیاست عبور کرد و به یکی از اسطورههای زندهٔ مقاومت، فروتنی و آرمانخواهی بدل شد. مرگ او، پایان فصلی از مبارزه نیست؛ بلکه یادآور آغاز مداوم پرسشی است که هنوز پاسخ میطلبد:
چگونه میتوان قدرت را در خدمت آزادی و عدالت نگه داشت؟
صدای فدائی