جنایتکاران اصلاح طلب شدند

جنایتکاران اصلاح طلب شدند

 

و جنایتکاران تا توانستند کشتند

 و شقه شقه کردند

از دیار یقین سیاه آمده بودند گویی

و یقین داشتند که تجاوز به دختران باکره

خدمتی است الهی به قربانیان

و یقین داشتند که زجرکش کردن زندانی

هدیه ایست پیشکش از این سوی جهان به آن سوی

و یقین داشتند که شکنجه درمان درد است

 برای اصلاح و ارشاد قربانی  

و گناه را تخفیف می دهد

و یقین داشتند که …..

عذاب دنیوی تحفه ایست برای تخفیف عذاب اخروی

چرا که

آنها صاحبان این جهان و آن جهان بودند

و قیم انسان در هر دو سوی جهان

 بدین گونه

 از جنایت رسالتی انسانی ساختند

و از قتلگاه و قصابخانه، دانشگاه

 و در شقاوت از هم پیشی گرفتند 

 و در تجاوز از هم پیشی گرفتند

 و جنایت را سقفی نو زدند

و با شمشیری خون چکان

 شهرها را قرق کردند

 وخیل قصابان نایب امام

 بر کوی و برزن طبل پیروزی نواختند

و بر میدانها پرچم افتخار بر افراشتند 

 

در گرما گرم کشتار اما

در گرما گرم جنایت اما

مشغله ای دیگر هم داشتند

آنها جانوران گرسنه ای بودند

 گرسنگی روح بیمارشان را با جنایت

 گرسنگی شکمشان را با چپاول و غارت

و حقارت کشنده شان را با شقاوت

 درمان می کردند

خوب که کشتار کردند

خوب که جیب هاشان لبریز شد

خوب که پروار شدند

و سنها شان که بالا رفت

وقتی قربانیان کم شدند

و کارهاشان سبک شد

وقتی به ناچار برخی باید بازنشست می شدند

شمشیرهاشان را شستند

لباسهای خون آلودشان را شستند

و در پستوی خانه پنهان کردند

         ریشها و سبیلها ی خون آلودشان را اصلاح کردند

         و ژست پروفسور و استاد دانشگاه گرفتند

          با مداد پاک کن روشنفکری

          با جوهرسیاه خودکار نویسندگی

          با پرده ای از الیاف گفتمان مدنی

          و تحمل و بردباری

         و نفی خشونت و پایداری

         با مدد رادیو فردا و آیت الله بی بی سی

         با مدد جا اندازها و جاکشها ی خارج کشوری

         -این ماشینهای لوکس لباس خشک کنی و رختشویی-

         – این ماشینهای لوکس ظرفشویی-

          که با ماده ی افیونی سیاست

          کارشان شستن  وخشک کردن لباس و کاردهای خونین جانیان است

         به پنهان کردن جنایاتشان پرداختند

        و اصلاح طلب شدند

        جنایتکاران اصلاح طلب شدند

        خواستند جنایاتشان را از خاطره ها پاک کنند

        خواستند تاریخ را از نو بنویسند

        و خواستند که جنایت فراموش شود

        و خواستند کارکرد عاطفه و مغز انسان تغییر کند

        و با تیغ تیز جراحی اصلاح طلبی

        به جان حافظه و خاطرات افتادند

      

       اینچنین خواستند و میخواهند

       اینچنین کردند و می کنند

       تا مغزهایی که در تیررس تیرهای خلاصشان نبود

تا قلبهایی که در تیررس جوخه ها ی اعدامشان نبود

تا حلقومهایی که در دام حلقه ی دارشان نبود

و بدنهایی که در دسترس تخت شکنجه و شلاقشان نبود

را اینگونه به کشتارگاه ببرند

کشتارگاه فراموشی جنایت

این جانینان

این قیمان روح انسان

و صاحبان هر دو سوی جهان

هم چنان به رسالت خود پای بندند

روزی  در زندان

و روزی در روزنامه و اینترنت

و رادیو و تلویزیون

قلب و روح و جسم انسان را با تیغ تیز اصلاح طلبی

اصلاح می کنند.  

 

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Translate »