فدائیان کمونیست
کار ، مسکن ، آزادی ، جمهوری فدراتیو شورائی!

تشکیل ” جبهه انقلابی چپ ” تنها پاسخ به صف آرایی بورژوازی

مسعود موسوی
منتشر شده در نشریه راه سرخ شماره ۱۵
مرداد ۱۴۰۰

با اوج گرفتن بحران اقتصادی و گسترش روزافزون رکود و بیکاری و تشدید بی امان فقر و شکاف طبقاتی و ناتوانی رژیم در مهار این بحران که عنقریب باید منتظر اعتراضات گسترده خیابانی باشیم ، اعتراضاتی که پایه و مبنای آن اینبار وخیم بودن معیشت توده ها و بیکاری و فقر و گرانی است که رژیم برای آن هیچ راهکاری ندارد و عملا تنها نظاره گر فروپاشی لحظه به لحظه اقتصاد شده و بدون هیچ چشم اندازی از آینده ، فقط به کوتاه مدت می اندیشد و امید به نیروهای سرکوبگر تا دندان مجهز به تجهیزات چینی خود بسته تا با ایجاد رعب و وحشت و کشتار علنی و وسیع معترضین بتواند همچنان حاکمیت سیاسی را حفظ کند . بخشهای دیگر بورژوازی  هراسان از قیام توده ها که بی شک لطمات سنگینی به مناسبات اقتصادی و سیاسی سرمایه داری حاکم خواهد زد میکوشند به طریقی خلاء ای که بعد از سرنگونی رژیم پیش خواهد آمد پر کنند تا نیروهای کمونیست که تنها ملجا و مخاطب دغدغه های اقتصادی و معیشتی کارگران و فرودستان جامعه هستند نتوانند به قدرت برسند .

سال ۵۷ بار دیگر در حال تکرار شدن است رژیم ناتوان از حل بحران اقتصادی و سیاسی رو به تزاید در برابر خیل عظیم توده های خشمگین قرار دارد و تنها چاره کار را سرکوب میداند و هر چه سرکوب وسیعتر گردد عملا کارایی خود را از دست خواهد داد و به گسترش اعتراضات و قدرت گیری نیروهای رادیکال و انقلابی که فقط کمونیستها از این وجه و موقعیت برخوردارند ، خواهد انجامید . اگر سال ۵۷ امپریالیستهای هراسان از قدرت گیری کمونیستها به زعمشان در حمایت شوروی ، در نشستی در گوادالوپ به این نتیجه رسیدند که از خمینی در برابر شاه حمایت کنند ؛ اکنون نیز بخشی از امپریالیستها تنها چاره کار را حمایت از جریان مجاهدین و شورای مقاومت آن میدانند و بدین منظور سیل کمکها مالی و سیاسی به سوی این جریان سرازیر شده است . اکنون حتی سلطنت طلبان که خود را مدعی قدرت سیاسی میدانستند دریافته اند که فقط سازمان مجاهدین به لحاظ تشکل و انسجامی که برقرار کرده میتواند مناسبات سرمایه داری را از خطر سقوط و اضمحلال رهایی بخشد و به همین منظور میبینیم تلویزیونهای ماهواره ای سلطنت طلب مانند تلویزیون ” پارس ” و ” کانال یک شهرام همایون ” ” ایران اینترنشنال ” یک به یک به تمجید و ستایش از قدرت سازمان دهی و تبلیغات مجاهدین خصوصا در نشست سالانه اخیر این سازمان بر خواسته اند  ، حتی اخیرا آکسیونهای اعتراضی چندی در کنار یکدیگر در شهرهای اروپا  برگزار کرده اند . صف ضد انقلاب به شدت به دنبال صف آرایی و انسجام درونی خود است و آماده میشود که در صورت وقوع  قیام  همچون خمینی بر موج قیام سوار شده و اثرات آن را کنترل کنند .

اما صف انقلاب و نیروهای درون این صف همچنان با یکدیگر درگیرند و کمترین نگاهی به آینده نزدیک و فردای سرنگونی حاکیمت ندارند ، نباید بگذاریم سال ۵۷ دیگری تکرار گردد ، البته در حرف همه جریانات تحلیلهای جامعی ارائه میدهند ولی متاسفانه همچنان بر روی کاغذ میماند و جنبه اجرایی نمیابد . برگزاری چند نشست در خارج و طرح موضوعاتی که بعضا کمترین ارتباطی با شرایط سیاسی  جامعه ندارد ره به جایی نمیبرد کما اینکه تا کنون نبرده و عملا میدان برای جولان جریانات بورژوایی از یک سو و رژیم درنده جمهوری اسلامی از سوی دیگر فراهم گردیده است . فارغ از همه نظرات و تحلیلهای تئوریک ما اکنون به راهکاری پراتیک و اجرایی نیازمندیم ، یکم ، راهکاری که همه نیروهای چپ انقلابی گرد هم آورده و موجب شکل گیری وحدت و هماهنگی بین این نیروها گردد و دوم ، تشکلی که به دور از همه گرایشات و تمایلات محفلی و فرقه گرایانه با عرصه میدانی مبارزه پیوند تنگاتنگ و عینی داشته باشد و بتواند به عنوان ستادی راهبردی و اجرایی در داخل جهت دهی و هدایت اعتراضات توده ای را بر عهده گیرد . ” جبهه انقلابی چپ ” تنها ارگانی است که از این قابلیتها برخوردار است و تنها پاسخ حیاتی و تاریخی و ضروری به شرایط حاد و بغرنج فعلی است  مشروط بر این۱- همه جریانات بدور از تمایلات جریانی و با دیدی فرا جریانی و صرفا به جهت تامین منافع توده ها وارد آن گردند ۲-  عرصه عمل و فعالیت آن در خارج متوقف نگردد و به سرعت به دنبال اظهار وجود و علنی شدن ( به لحاظ  حقوقی نه حقیقی ) در داخل باشد چرا که میدان واقعی مبارزه و شکل گیری همه تغییر و تحولات و رخدادها داخل کشور است نه خارج کشور ، به صراحت باید گفت خارج از کشور تنها میبایست به عنوان پشت جبهه و لجستیک عمل کند ، کاری که تا کنون بدان توجه ای نشده ، نطفه این جبهه در خارج بسته خواهد شد ولیکن عرصه واقعی فعالیت و رهبری آن میبایست در داخل تعیین یابد تا نتیجه بخش باشد و بتواند رهبری توده ها را بر عهده گیرد .

 در این چهار دهه باید به عینه دریافته یاشیم که هیچ جریانی به تنهایی حتی قادر به جابجایی سنگی نیست ، بهتر است از پشت تحلیلهای وتئوریهای شداد و غلاظ خارج شویم و باور بیاوریم که همه به هم احتیاج داریم ، صرف ادعا نتیجه ای به بار نخواهد آورد ، تا به کی میخواهیم با رویا زندگی کنیم در حالی که ادعا داریم  به ماتریالیسم دیالکتیک مسلح هستیم ، اگر حیات و زندگی کارگران و زحمتکشان ، آینده انقلاب و موفق نشدن ضد انقلاب در مصاف آتی و تحقق آزادی و برایری و سوسیالیسم تنها دغدغه و تنها دل نگرانی ماست ، میبایست هر چه سریعتر به دنبال راهکاری عینی و ملموس و در عین حال اجرایی باشیم . تداوم این دور تسلسل که در آن گرفتار شده ایم ره به جایی نخواهد برد و فقط کارگران و فرودستان جامعه از آن زیان خواهند دید ، دور تسلسلی که در طی این چهار دهه  به کرات بی نتیجه بودن و مضمحل شدن توان و نیروها یمان را در آن شاهد بوده ایم . باید یکبار برای همیشه باید به انتخاب یکی از این دو گزینه پاسخ دهیم و آنزمان با این انتخاب  استراتژی آینده خود را تنظیم کنیم ۱- منافع گروه و سازمان یا حزبمان ۲- منافع طبقه کارگر و سوسیالیسم . هیچ راه حل بینابینی و سوم وجود ندارد و در عین حال تجمیع این دو گزینه جمع نقیضین است و ممکن نیست مگر این که بپذیریم که منافع جریان ما ( مای نوعی )  همان منافع طبقه کارگر است و لاغیر و در این صورت باید از هر راه حل و اقدامی که در جهت تحقق این خواسته موثر است فارغ از اینکه از جانب کدام جریان مطرح شده ، با طیب خاطر استقبال کنیم . اکنون در شرایطی قرار داریم که به هیچ وجه امکان آزمون و خطا و از دست دادن زمان وجود ندارد ، انقلاب راه خود را خواهد رفت و بی شک با کم کاریها و کوتاهی های ما جز شکست نتیجه ای به بار نخواهد آمد و برای ما فقط شرمساری خواهد گذاشت .     

   مسعود موسوی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Translate »