فدائیان کمونیست
کار ، مسکن ، آزادی ، جمهوری فدراتیو شورائی!

“اهمیت سازمان دهی و تشکیلات”

لنین مینویسد:هرچقدر هم با حزب اختلاف پیدا کردی،از حزب خارج نشو!در حزب بمان،سعی کن رشد کنی و بتدریج قوانین درون حزبی را تغییر بده…

این خود نشان دهنده اهمیت تشکیلات است.انجام هر فعالیت کوچک یا بزرگی در عرصه سیاسی ملزم به کار تشکیلاتی و سازمان دهی شده است.تشکیلات،همچون چراغ راهی است که طول مسیر را روشن میکند تا بتوان راحت تر در آن گام برداشت.واژه ی مستقل به واسطه تبلیغات وسیعی که از جانب بورژوازی انجام شده شاید امروز صفتی خوش لفظ و دهان پر کن باشد،اما در عمل تنها منجر به سکونِ افراد میشود.این به اصطلاح استقلال نه برای اهمیت دادن به تفاوتهای افراد بلکه برای کاستن از قدرت اتحاد مردم مطرح میشود.مستقل بودن تنها موجبات ضربه خوردنهای سنگین را فراهم میسازد.انقلابِ جاری ایران را در نظر بگیرید،بدلیل فراگیر نشدن کارِ تشکیلاتی-سازمانی،بسیاری از افرادی که در حال مبارزه اند مجبورند در چند جبهه بجنگند!وقتی سازمان یابی در کار نباشد،فرد انقلابی مجبور است به تنهایی،شعارنویسی کند،در اینترنت هشتگ بزند،شب نامه بنویسد،شب نامه را پخش کند،در تظاهرات شرکت کند،در مبارزات کف خیابان حضور داشته باشد،وظیفه ی عکسبرداری و فیلمبرداری را به دوش بکشد،با دیگران بحث کند،شناسایی کند و تحلیل ارائه دهد!پُر واضح است انجام موازی و همزمان چنین فعالیتهایی نه تنها کیفیت کار را تا حد زیادی کاهش میدهد بلکه احتمال دستگیری را نیز به شدت می افزاید!ضمن آنکه باید در نظر داشت در میان توده های مردم کسانی که اینچنین به فعالیتهای مختلف دست بزنند کم است و این نیز ایراد دیگری در عدم سازمان یابی است.هرکس تنها به فعالیتی محدود مشغول است و گمان میکند دیگر وظیفه انقلابی اش را تمام و کمال انجام داده!عدم آموزش دیدن،بی تجربگی،عملیات بدون فرماندهی،نبود نیروهای پشتیبان،ضعفِ تئوریک،بی برنامگی،نداشتن پلن برای هر خطر احتمالی و نیز ساده انگاری شرایط که ناشی از عدم سازمان یابی و نبود تشکیلات است منجر به اقدامات هیجانی با ریسک بالا،فعالیتهای محدود با بازدهی پایین و نیز بالارفتن تلفات(دستگیرشدگان،مجروحین و جانباختگان) خواهد شد.تشکیلات اما وظیفه ی هر فرد را به طور تمام و کمال مشخص میکند،تازه آن هم نه بر اساس علاقه صرف فرد،بلکه با آنالیز و در نظر گرفتن توانایی های گوناگون.کارتشکیلاتی مخالف سرسخت اقدامات سرخود است،چرا که تجربه ثابت کرده تنها نیرو و فشاری که از طریق جمعیت بالا و آن هم برنامه ریزی شده و علمی پیش برود میتواند منجر به ضربه زدن و در نهایت سقوط یک رژیم دیکتاتوری شود.حالا که داشتن سندیکا،حق تجمع قانونی،برخورداری از حق اعتصاب،ایجاد تشکل کارگری و تشکیل هر هسته ای ممنوع است،باید دانست که رژیم تنها از کارِ تشکیلاتی و سازمان دهی شده میهراسد.سرکوب کردن معترضینی که هریک به تنهایی در حال مبارزه با رژیم خونخوار اند به مراتب کار سهل تری است تا برخورد با گروه های عظیمی که با برنامه ریزی و هدفمند مبارزه میکنند،آموزش دیده اند،از پشتیبانی سازمانی برخوردارند و بدلیل برخورداری از دانش تئوریک به راحتی فریب تاکتیکهای رژیم برای به انحراف کشیدن انقلاب را نمیخورند!در تشکیلات برای کوچکترین اقدام عملی،استراتژی مناسب وجود دارد و برای پیدا کردن استراتژی مناسب نمیتوان تنها به یک نفر اتکا کرد،تنها سازمان و سازمان یابی است که این امکان را فراهم میسازد.به قول ابوالقاسم لاهوتی:

   بایست مطیع شد به تشکیلات /  تا وصله کند به یکدگر ما را

   چون جمع شویم، هیچ بازویی  /  از هم نکند جدا، دگر ما را

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Translate »