فدائیان کمونیست
کار ، مسکن ، آزادی ، جمهوری فدراتیو شورائی!

انقلاب بهمن: نضج گیری، اوج یابی و شکست آن!

  انقلاب بهمن: نضج گیری، اوج یابی و شکست آن!

 

 

اکبر تک دهقان

۳۰ خرداد ۱۳۸۵ – ۲۰  ژوئن ۲۰۰۶

انقلاب بهمن، بزرگترین تحول سیاسی  پس از آغاز توسعه سرمایه داری در ایران، محسوب میشود. این انقلاب خود طی چندین مرحله نضج گرفته، به مرحله شکوفایی و اوج قدرت خود رسیده، در نبود یک نیروی رهبری کننده، در مصاف با درنده خویی غیر قابل تصور رژیم اسلامی، در هم شکست.

۱- مقطع کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ که به شکست جنبشهای کارگری- دموکراتیک دهه ۲۰ تا ۳۰ منجر گشت، در عین حال اولین روزهای پیدایش انقلاب بهمن را رقم میزند. این مرحله تا اواسط دهه ۴۰ ادامه یافته، شکل گیری یک نسل انقلابی جدید، گسترش و تحکیم موقعیت طبقه کارگر جدید صنعتی، تسلط کامل تولید سرمایه داری، و سلطه سیاسی- اقتصادی امپریالیسم آمریکا در ایران را شامل میگردد. نسل پیشرو انقلابی که در این دوره، بتدریج شروع به نشو و نما میکرد، بر ضرورت سرنگونی رژیم سلطنتی، استقرار یک نظام دموکراتیک، برچیدن سلطه سرمایه امپریالیستی و تحقق حق مردم ایران در تعیین سرنوشت خویش(استقلال) دست یافته، آن را هدف سیاسی فوری خود قرارمیدهد.

۲- مقطع اواسط دهه ۴۰ تا شروع عملیات سیاهکل، اولین تجارب مبارزه متشکل به قصد سازماندهی یک تشکیلات پیشبرنده مبارزه مسلحانه، و دوره آغازین مقابله رویاروی نسل متشکل مبارز جدید با پلیس امنیتی رژیم شاه را در بر میگیرد. در انتهای این دوره آماده گی تشکیلاتی- نظامی، و وحدت پیشروترین نیروها برای آغاز مبارزه مسلحانه، تأمین گشت. حماسه سیاهکل در ۱۹ بهمن سال ۱۳۴۹، نتیجه همه تلاشهای این نسل انقلابی از فردای کودتای ۲۸ مرداد تا این لحظه، و نقطه عطفی در چرخش سیاسی جامعه به سوی همه گیر شدن انقلاب بهمن است.

۳- پس از عملیات سیاهکل، علیرغم شکست نظامی گروه چریکی، انقلاب بهمن وارد دومین دوره خود و به مصاف طلبیدن علنی رژیم سلطنتی، توسط پیشروترین بخش جامعه میگردد. رادیکالیسم و از خود گذشتگی چریکهای فدایی، بسرعت فضای اعتراض و انتقاد علیه دیکتاتوری سلطنتی را گسترش داده، قدرقدرتی رژیم ساواک را در انظار توده های مردم، بی اعتبار میسازد. اقشار وسیعی هر چه بیشتر به تعرض انقلابی روی آورده، مبارزه علیه رژیم سلطنتی طی فقط ۵ سال پس از سیاهکل، به آغاز مبارزات توده ای ارتقاء مییابد. این دوره که از اوائل سال ۱۳۵۶ آغاز میگردد، دوره شروع  شکوفایی انقلاب و تکوین شرایط یک قیام توده ای است. در انتهای این دوره با وقوع قیام مسلحانه ۲۲ بهمن ۵۷، رژیم سلطنتی سرنگون شده، انقلاب بهمن در دومین مرحله توسعه جنبش انقلابی، به اولین هدف فوری خود دست یافت.

 ۴- انقلاب ایران، علیرغم بعرصه کشاندن وسیع طبقه کارگر از اوائل سال ۵۷، اما به وحدت  پیشروترین نیروها، یعنی جنبش کارگری و سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، منجر نگردید. دوران تثبیت سازمان فدایی بمثابه مؤثرترین حزب سیاسی در جبهه انقلاب، با ضربات مهلک ساواک به تشکیلات توأم گشته، از آزاد شدن نیرو، ایجاد و تقویت سازمانهای جنبی بکمک آن، ممانعت بعمل آورد. سازمان فدایی بدون طیف گسترده ای از سازمانهای جنبی نزدیک به خود در عرصه های گوناگون، قادر به جذب نیرو در ابعاد وسیع نبوده، در خود و اجبار حفظ  تشکیلات از تعرض پلیس فرورفته، از این طریق از امکانات دخالت سازمانیافته در جنبشهای در حال گسترش توده ای، محروم میشد. هرچند، سطحی از سمپاتی در میان توده کارگران، و تمایل به کار مشترک در میان طیف وسیعی از کارگران پیشرو نسبت به سازمان شکل گرفت، اما این به یک ارتباط ارگانیک میان کارگران پیشرو و سازمان فدایی  و از این طریق، ایجاد یک اتحاد محکم حول یک برنامه سیاسی، فرا نروئید.  دلیل آن قبل از هر چیز، تسلط جریان اپورتونیستی و راست ” اکثریت” در سازمان فدایی بعد از قیام بود.

۵- ضربه نابود کننده ۸ تیر سال ۵۵ در تهران، که به کشته شدن همه اعضای رهبری سازمان، قبل از همه حمید اشرف منجر گردید، برای جنبش انقلابی- دموکراتیک، بسختی و تنها تحت شرایطی استثنایی، قابل جبران بود. از اواخر سال ۵۶، با پیوستن زندانیان سیاسی آزاد شده و تسلط بر ارگان رهبری، بتدریج یک گرایش محافظه کار و بیگانه با اهداف اولیه سازمان  ( دارودسته فرخ نگهدار)، برتشکیلات غلبه یافته، عملاً هرگونه امکانی برای جبران کاستیهای موجود در پراتیک سازمان، ناشی از دوره فعالیت عمدتاً نظامی در گذشته نیز، از بین رفت. حقایق بعدی بدون هیچ تردیدی اثبات کرد که جناح ” اکثریت”، در زندان رژیم سلطنتی، بطور کامل خط و مشی ارتجاعی حزب توده را پذیرفته، ورود مجدد آنها به سازمان، تنها  اقدامی توطئه گرانه برای کشاندن سازمان به دنبال حزب توده، کسب امتیازاتی شخصی از این طریق و ختم مبارزه انقلابی در جامعه بود. آنها  از طریق فروپاشی سازمان، سهیم شدن در دستگاه دولتی رژیم اسلامی را، هدف خود قرار داده بودند. جانبداری این گروه از اتحاد شوروی نیز حقیقتاً نه به موضوع سوسیالیسم، بلکه به اهمیت روابط  رژیم اسلامی با اتحاد شوروی، برای تضمین موقعیت بخش دولتی در رقابت با بخش غیر دولتی، به اینوسیله، گسترش امکانات جذب عناصر این گروه در نهادهای دولتی جدید، مربوط میگردید. از آنجا که درگیری با فعالیتهای سیاسی، بویژه سالهای طولانی زندان، موجب عدم کسب تواناییهای شغلی معمولی و فقدان عادت به  رقابت در محیط کار بخش خصوصی گشته، آنها را ناچاراً برای دستیابی به موقعیت های شغلی دارای امکان اعمال قدرت، به دستگاه دولتی نزدیک میساخت. این دگردیسی ارتجاعی همچنین، با دیدگاه حزب توده که اساساً اقتصاد دولتی را بخش سوسیالیستی اقتصاد سرمایه داری ارزیابی میکرد، تلاقی کرده، از توجیه  تئوریک کافی برخوردار میگشت. چنین شرایط عینی همچنین، با تغییر کامل کاراکتر سیاسی آنها در زندان به افرادی محافظه کار، عملاً ” بریده “، غیر مبارز و ادغام سیاسی- ایدولوژیک کامل در حزب توده، تکمیل میشد. رد مشی گذشته سازمان از سوی این گروه، نه رد مبارزه مسلحانه، بلکه اساساً رد هرگونه مبارزه انقلابی بود، که امکانات ترقی شغلی معمولی، در سطح وابسته گان به حزب توده در خارج از زندان را از آنها سلب کرده بود. ادغام سازمان فدایی در حزب توده، برای این گروه خیانتکار، در واقع باید جبران همین ” عقب مانده گی”  شغلی- اجتماعی آنها را از عناصر حزب توده در خارج از زندان، هر چه زودتر جبران میکرد.

 ۶- از فردای قیام ۲۲ بهمن ۵۷، از یکطرف سومین مرحله پیشروی انقلاب بهمن آغاز گردید؛ از سوی دیگر این انقلاب، بیشترین خصومت هارترین جناح بورژوازی، سرمایه بزرگ مالی- تجاری را، که در ائتلافی از جریان خمینی، جریان ملی- اسلامی و حمایت امپریالیسم بازتاب مییافت، علیه خود بر انگیخت. انقلاب بهمن در سومین دوره حیات خود که تا ۳۰ خرداد سال ۶۰ ادامه یافت، دارای کیفیت و وظایف بازهم سنگین تری در مقایسه با دوره گذشته بود. در این دوره نقش ارتجاعی مذهب، ائتلاف بورژوازی تجاری (بازار دلالی اسلامی) و خرده بورژوازی با سنتهای فاشیستی، و جناحهای میانی و راست بورژوازی متوسط نیز هر چه بیشتر عریان میگردد. این نیروی فوق ارتجاعی در مقابل تلاش طبقه کارگر برای ایجاد تشکل سیاسی – صنفی در صفوف خود، دست به تهاجمی همه جانبه  از طریق بکار گیری ماشین دولتی و دستگاه مذهب، تقویت شده بکمک باندهای ترور خیابانی، میزند. طبقه سرمایه دار ایران که با قیام مسلحانه ۲۲ بهمن و ظهور شوراهای کارگری بر خود لرزیده بود، عاقبت با تهاجم وسیع به کمونیستها و کارگران پیشرو، مبارزات انقلابی در کردستان و ترکمن صحرا، یورش به دانشجویان و تعطیل دانشگاهها، به قلع و قمع کامل انقلاب بهمن متوسل گشت. با پیوستن بخش بزرگی از جدا شده گان از چپ به رژیم اسلامی، که در پی راهزنی دارودسته ” اکثریتها ” رخ داد، و آغاز جنگ ارتجاعی ایران و عراق، سیر فروپاشی انقلاب بهمن در مرحله سوم آن، پیش از تشکل یابی سیاسی طبقه کارگر، سرعت گرفت. مقطع کشتار رهبران شوراهای ترکمن صحرا( بهمن ۵۸) و درهم شکستن قدرت شورایی در این منطقه، تهاجم به دانشگاهها (اردیبهشت ۵۹)، انشعاب در سازمان فدایی (خرداد ۵۹) و آغاز جنگ ارتجاعی( شهریور۵۹)، یک دوره زمانی ۷ ماهه را در برمیگیرد. در نتیجه تحولات این دوره، توازن قوای سیاسی در جامعه بطور غیر قابل انکاری، بنفع طبقات حاکمه تغییر کرد. همین دوره، سرنوشت انقلاب بهمن را رقم زده، از این پس دیگر، ثمرات سیاسی مبارزات طولانی مردم ایران، در سراشیب سقوط قرار میگیرد. از طریق یورش فاشیستی و روی آوری رژیم اسلامی به تروریسم عریان از روز ۳۰ خرداد سال ۶۰، دوران شکست قطعی جنبش انقلابی- دموکراتیک آغاز میشود. طی ۹ ماه کشتار بی وقفه هزاران نفر از فعالین سیاسی، نابودی کامل شوراهای کارگری، تشکلهای دموکراتیک و تشکیلاتهای سازمانهای سیاسی در داخل، انقلاب بهمن در انتهای سال ۶۰، شکست میخورد. از سال ۶۰ به بعد، اعدام زندانیان سیاسی به یک روال روزمره در کشور، تبدیل میشود. عاقبت با توسل رژیم اسلامی به قتل عام هزاران نفر از زندانیان جان بدربرده از ترور سالهای گذشته در تابستان سال ۶۷، آخرین سنگر بجای مانده از این انقلاب بزرگ نیز، فرو میریزد.

۷- انقلاب بهمن به اعلام بسیاری، در کنار انقلاب اکتبر و انقلابات چین و ویتنام، یکی از بزرگترین انقلابات توده ای در قرن بیستم، محسوب میگردد.                                             

***                                     ***                                       ***

 

    سرنگونی رژیم ترور اسلامی –  اعلام آزادیهای عمومی –  فراخوان کنگره شوراها

 

کنگره شوراها یک کنگره عمومی است که در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی، از تجمع نماینده گان شوراها، سندیکاها و اتحادیه ها، کمیته ها، نهادها و ارگانهای صنفی و دموکراتیک همه اقشار و طبقات سهیم در سرنگونی رژیم اسلامی، در داخل کشور تشکیل میگردد. این کنگره، از قدرت گیری سازمان مجاهدین و سلطنت طلبان، بمثابه جریانات ارتجاعی و سرکوبگر ممانعت بعمل آورده، راه سوء استفاده از خلاء قدرت برای شروع کشمکشهای قومی، توسل به  تخریب و انتقام جویی  را سد نموده، خطوط کلی نظام سیاسی آتی را روشن ساخته، موعد انتخابات ارگانهای دائمی در کشور را  معین میکند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Translate »