انتخابات پارلمان آلمان در ماه سپتامبر ۲۰۲۱ (بخش دوم )

در نشریۀ گذشتۀ کار کمونیستی شمارۀ ۱۸۷ منتشر شده در آذر ماه، در بخش اول این مبحث  به وضعیت بیکاری و موج بیکارانی که در شرایط کنونی در آلمان روز به روز به تعداد آنها افزوده میشود، اشاره نمودیم و تأثیرات آنرا بر روی انتخابات سپتامبر امسال  برشمردیم. همچنین در بخش اول، به این موضوع نیز اشاره کردیم که نتیجۀ انتخابات آلمان در ماه سپتامبر هر چه که باشد و هر نوع ائتلافی که شکل بگیرد، تغییرات آنچنانی در سیاستهای داخلی و بین المللی دولت آینده بوجود نخواهد آورد.                                                      

 در بخش دوم  با تحلیلی  ازموقعیت احزاب موجود در پارلمان آلمان  وبه چگونگی پیوند آنان با میلیونها مردمی که به آنها رأی می دهند خواهیم پرداخت ونیز دلایلی که این احزاب را  به هم نزدیک میکند. در پایان به اشکال ائتلافی این احزاب میپردازیم.                                  

  حزب دمکرات مسیحی ها:                                                                   

 حزب دمکرات مسیحی ها با “حزب برادر” ( حزب خواهر) خود، یعنی”اتحاد اجتماعیون مسیحی”، تجربۀ ۱۶ سال صدراعظمی حکومت آلمان را بدون وقفه  در دست دارند. این حزب با آغاز صدراعظمی از سال ۲۰۰۵  تا کنون دست به ائتلافهایی با سوسیال دمکراتها و حزب لیبرالها زده است. در حال حاضر رقم ۳۶ درصد را برای این حزب پیش بینی میکنند. این حزب بخش زیادی از آراء را از سالمندان وفادار به حزبش که سنی بالاتر از ۷۰ سال را دارند، میگیرد. نقش زنان و جوانان در این حزب روز به روز رو به کاهش است. هم اکنون پائین ترین رقم نمایندگان زن در مجلس، البته بعد از حزب دست راستی و فاشیستی ” آلترناتیو برای آلمان” به این حزب تعلق دارد. موضوع  کمبود نقش زنان  شامل سوسیال دمکراتها نیز هست. همچنین دمکرات مسیحیها بنابه سنت و خصلت سرمایه داری خود، شدیدا حامی قوانین و مصوبات  به نفع سرمایه داری در مجلس است.

 به همین خاطراست که در طی ۱۵ سال گذشته و بخصوص در دورۀ یکسال اخیرکه ویروس کرونا شیوع پیدا کرد، میلیاردها ایرو برای نجات کمپانیها و شرکتهای غول پیکر، به جیب این شرکتها ریخته شده است. البته این به بحران اقتصادی ۲۰۰۸ – ۲۰۰۹ هم برمیگردد  چرا که دولت حاکم آنوقت که هم اکنون نیز در حکومت است، بیش از میلیاردها ایرو را برای نجات بانکها و شرکتهای بیمه به حساب آنها واریز کرد. تا روز انتخابات در ماه سپتامبرامسال این حزب میتواند دور و بر۳۶ درصد آرا برای ورود به پارلمان آلمان را داشته باشد. بیشتر از این درصد را هم بدست نخواهد آورد. همانطور که اشاره شد طیف سالمندان پای محکم رأی دهنده گان به این حزب هستند. جامعۀ آلمان ۲۷ درصد از جمعیت خود را از سالمندان بالاتر از ۷۰ سال تشکیل میدهد. این تکیه ای ست برای این حزب برای رسیدن به آراء ۳۶ درصدی در ماه سپتامبر! موضوعی که کاملا قابل مشهود است این است که دست اندرکاران، متفکرین و مشاوران استراتژیک این حزب از زمان تأسیس این حزب بعد از پایان جنگ جهانی دوم  تا به امروز با تمام نیرو و تلاش، برنامۀ ضدسوسیالیستی و ضدکمونیستی و ضد چپ خود را پیش برده و در مقابل هرحزب و سازمان و هرنیرویی که بخواهد و یا بتواند خود را با خواسته های سوسیالیستی در جامعه تثبیت کند، مقابله میکند و با شکلها و تبلیغات منفی و حتی با وضع قوانین غیردمکراتیک در مقابل هر حرکت دمکراتیک و چپ مترقی سد ایجاد میکند. واقعیت این است که این حزب ونیز سوسیال دمکراتها و حتی سبزها، دیدگاهها، نظرات و عملکردهای جنگ سرد و ضدسوسیالیستی و ضد چپ خود را همچنان حفظ کرده اند. این تفکر جنگ سردی با مغزهای بتنی که آگاهانه از طرف بلوک غرب اروپا و امریکای شمالی در زمان جنگ سرد در آنزمان بر علیۀ مخالفان خود منشاء گرفته، هم اکنون وهمچنان بخصوص در آلمان بر علیۀ هر گونه حرکت و سازمان و حزب مترقی و انقلابی به کارگرفته میشود. به همین خاطر است که در حال حاضر حدس زده میشود که به دلیل تبلیغات منفی نزدیک به ۶۰ درصد از جامعه آلمان وجود یک سیستم مترقی، دمکراتیک و سوسیالیستی را قابل هضم نمی دانند. تبلیغات بر علیۀ یک نظم چپ و مترقی و انقلابی و مسموم نشان دادن یک نظام سوسیالیستی حتی در سیستم آموزشی مدارس و دانشگاهها دیده میشود و رسانه های عمومی که اکثریت آنها در دست میلیونرها و شرکتهای خصوصی قرار دارد همچنان تبلیغات منفی را بر علیۀ نظرات و تشکیلات و سازمانهای چپ گسترش میدهند. آلمان از این جهت در صف اول کشورهای غرب اروپا قرار دارد. نیروها، سازمانها و تشکیلات مترقی، انقلابی و سوسیالیستی در آلمان فشار سیاسی و محدودیتهای بیشتری را نسبت به بعضی از کشورهای دیگر اروپایی همچون فرانسه و یا بلژیک متحمل میکنند.                                                                                                            

 یک امر مشابه با یکی از همپیمانان سیستم آلمان: تبلیغات و سمپاشی های دولت ترامپ و همدستان وی  بر علیۀ حزب دمکراتها در طی پروسۀ انتخابات اخیر در ماه نوامبر ۲۰۲۰  نیز مثال  واضحی ست که حزب دمکراتها و هواداران آن که تفاوت آنچنانی با حزب جمهوری خواهان ندارند، چگونه از طرف ترامپ و شرکا بعنوان آشوبگر، خرابکار، سوسیالیست، چپ، انتی فاشیست و کمونیست نامیده میشدند و هنوز هم با همین نامها نامیده میشوند! در آلمان تبلیغات منفی برعلیۀ نیروهای چپ، انقلابی و سوسیالیستی به شدت ترورهای سیاسی ترامپ و دارودسته اش نیست، اما به شیوه های سیستماتیک دیگری که در بالا به آن اشاره شد، وجود دارد.    

حزب سبزها:                                                                                                 

حزب سبزها در حال حاضر در ۱۱ ایالت آلمان دست به ائتلافهای مختلف زده است. در جنوب آلمان در ایالت بادن ورتمبرگ ۱۰ سال  است که این حزب با حزب دمکرات مسیحیها در حال ائتلاف بوده و نخست وزیری این ایالت را در دست دارد. دست زدن به ائتلافهای رنگارنگ حزب سبزها در طی دهۀ گذشته با دمکرات مسیحیها، سوسیال دمکراتها، لیبرالها و در سه ایالت دیگرهم همراه با حزب چپها، برای مثال در ایالت برلین، نشاندهندۀ آن است که این حزب، تمایل زیادی را برای رسیدن به قدرت دارد و به هر وسیله ای و با هر شکل ائتلافی، دست بردار از حکومتداری نیست. حزب سبزها در اواسط دهۀ ۸۰ میلادی شکل گرفت. این حزب از زمان تأسیس خود برای حمایت از حقوق اجتماعی- سیاسی جامعه، برای صلح، برای مقابله با جنگ و مخالفت با رهسپار کردن ارتش آلمان بعنوان شرکای جنگی به دیگر نقاط دنیا، برای طرفداری از محیط زیست پایه گذاری و تأسیس شد. این حزب اززمانیکه در طی دو دهۀ گذشته در ایالتهای مختلف دست به ائتلاف و حکومتداری زده است، سالهاست از خواسته ها و برنامه های اولیه ای که خود، آنها را به تصویب رسانده بود، سر باززده و صرفنظر کرده است و در مقابل، در طی سالهای گذشته توافق و تأئید خود را برای شرکت آلمان در جنگ یوگسلاوی ( اینجا یادآوری کنیم که در سالهای جنگ یوگسلاوی دولت ائتلافی سوسیال دمکراتها و سبزها بر سر کار بودند و نیابت صدراعظمی دولت آلمان را نیز حزب سبزها بعهده داشتند و با تصویب این دولت، بمب افکن های ارتش آلمان روز و شب مناطق مختلف یوگسلاوی را بمباران میکردند)، شرکت در جنگ افغانستان، تأئید حضور ارتش آلمان در کشور مالی در آفریقا، شرکت مستقیم و غیرمستقیم در جنگ عراق را به کرسی نشاند و پشت به تمامی تصمیمات وادعا های صلح طلبانۀ اولیه خود کرد. ده سال است که حزب سبزها همانطور که اشاره کردیم در جنوب آلمان در ایالت بادن ورتمبرگ حکومت میکند و نخست وزیری این ایالت را در دست دارد اما با وجود این، پایتخت این ایالت، شهر اشتوتگارت، که حتی استاندار این شهر که تا یکماه پیش جزو حزب سبزها بود و بمدت ۱۰ سال استانداری این شهر را بعهده داشت، نتوانست از  ازدیاد دی اکسید کربن دراین شهر بکاهد. بنا بر آمار دولتی و مؤسسات محیط زیستی نزدیک به ده سال است که این شهر(اشتوتگارت) آلوده ترین شهر آلمان از نظر دی اکسید کربن است. این ایالت جزو اولین ایالتهایی است که در طی ۳ سال گذشته بیشترین متقاضیان پناهنده گی را به مناطق جنگی و نقاط بحرانی دیگر دنیا پس فرستاده و یکی از ایالتهایی ست که در صف اول، قوانین تقاضای پناهنده گی و پناهنده شدن را سخت و ناممکن تر کرده است.                                                            

 هم اکنون در ایالت هسن در مرکز آلمان، حزب دمکرات مسیحیها نزدیک به ۳ سال است (از سال ۲۰۱۸)  با حزب سبزها ائتلاف کرده اند. ائتلافی که بنظرمفسرین و متخصصین هیچگاه در این ایالت   قابل تصور نبود. در این ایالت حزب سبزها برای توسعه و گسترش فرودگاه فرانکفورت، سه سال پیش تن به تصویب ساختن باند سوم  پرواز و فرود هواپیماها زد. امری که چه از نظر اقتصادی و چه از نظر مسئلۀ آلودگی محیط زیست مسئله ای شکست خورده قلمداد شده است. اخیرا نیز وزیر راه و ترابری این ایالت که جزو حزب سبزهاست و نیابت نخست وزیری این ایالت را هم در دست دارد ونا م  وزیر را هم بدنبال خود میکشد (نام خانوادگی این فرد وزیر است و وی منسوب به یکی از خانواده های عرب الاصل میباشد)، دست به تصویب واجرای ساخت اتوبان دیگری از شهر کاسل تا شهر گیسن زده است. این امر ماههاست که هنوز مورد اعتراض هزاران مردم این ایالت شده و نیروهای محیط زیست مخالفت خود را با این پروژه اعلام کرده اند چرا که تأسیس این اتوبان موجب نابودی میلیونها درخت در جنگلهای این منطقه میشود و سیستم اکولوژی این منطقه را به شدت بر هم خواهد زد.

 تمامی این موضوعات و سیاستهای محافظه کارانه و نشست و برخاستهای این حزب با سران و مدیران کارخانه های اتومبیل سازی و ملاقاتها و نشستهای  دبیرکل های این حزب با بازار بورس فرانکفورت در ماه اکتبر ۲۰۲۰، اعتماد در صد زیادی از طرفداران این حزب و حامیان آنها را از این حزب سلب کرده است، طوری که در طی ماههای گذشته، سازمانها و تشکل های مستقل حمایت از محیط زیست و سازمانهایی که سیستم سرمایه داری آلمان را زیر سوال می برند، منشعب از حزب سبزها تأسیس گشته و آنها سیاستهای این حزب را زیر سؤال برده اند.                                                                                   

در طی ۸ سال گذشته بخصوص طی چهار سال پیش ( انتخابات پارلمان در سال ۲۰۱۷) مردم زیادی که به حزب سوسیال دمکراتها رأی میدادند، اینک به حزب سبزها پیوسته و به آنها رأی میدهند و حتی بیشتر از صدها هزار نفر که قبلا  به دمکرات مسیحیها رأی میدادند، اینک به سبزها رأی میدهند. در واقع سالهاست در درون این حزب، نیروهای سرگردان و ناراضی سوسیال دمکرات و دمکرات مسیحی جمع شده و پایه گرفته اند و حزب سبزها خود نیز در کل، خط لیبرالیسم نو را با رنگ و لعاب در پیش گرفته است. این روند سیاسی و پیوندها و ائتلافهای سیاسی سبزها را میتوان در کشور اتریش نیز تعقیب کرد. نزدیک به یکسال است که در اتریش حزب سبزها با ائتلاف با حزب دست راستی ها که خطوط دمکرات مسیحی های این کشور را در خود نهفته اند، دولت این کشور فرم داده اند.                                                                       

 در حال حاضر، (۸ ماه قبل از انتخابات پارلمان آلمان) تعداد رأی دهنده گان به حزب سبزها را تا ۱۸ درصد میتوان تخمین زد. این رقم،  در ماه سپتامبر، زمان انتخابات میتواند به ۲۰ درصد هم برسد.

میدان آزمایش دیگری برای این حزب در دو ماه آینده در ماه مارس امسال وجود دارد چرا که در این ماه انتخابات ایالت بادن ورتمبرگ در جنوب آلمان صورت میگیرد. شکی نیست که این حزب چند در صدی از آراء را در این ایالت از دست خواهد داد اما میتواند همچنان با دمکرات مسیحیها در این ایالت به حکومتش ادامه دهد. یکی از مسائل مهم این است که این حزب برنامه و آلترناتیوی برای کاهش دادن میزان وضعیت میلیونها بیکار را در خورجۀ سیاسی خود ندارد. آلترناتیوی که بتواند در حال حاضر و آینده  سرنوشت میلیونها بیکار را روشن کند، از طرف این حزب تاکنون ارائه نشده است. بهمین خاطر است که حزب سبزها هیچگونه پایۀ سیاسی و حمایت چشمگیری را در بین کارگران تمامی بخشهای تولید و اتحادیه های کارگری ندارد اما در بخش خدمات و پرسنل آموزشی و آکادمیک ازپشتوانۀ آرا مهمی برخوردار است. همانطور که گفتیم حامیان این حزب قشر میانه و مرفه و روشنفکر اداری، دانشگاهی، معلمان و بخشی از شاخه های خدمات شهری همچون کارمندان دولتی هستند. اکثر شهرهای بزرگ آلمان مرکز ثقل و پایگاههای محکمی ست که حزب سبزها آرا قابل توجه ای را در این مناطق کسب میکنند. در مناطق روستایی، شهرکهای اطراف، مناطق مسکونی وابسته به بخش کشاورزی و دامداری، مناطقی که پیوند آنچنانی با شهرهای بزرگ را ندارند، بخصوص ایالات جنوب آلمان، مناطقی هستند که تاکنون اعتقاد و اعتمادشان را از حزب دمکرات مسیحی ها از دست نداده اند.             

                              

حزب سوسیال دمکراتها:                                                                                     

   سوسیال دمکراتها بیشتر از هر حزب دیگری در آلمان همچون احزاب دیگر سوسیال دمکرات در

اروپا دچار بحران و تزلزل سیاسی هستند. در طی دو دهۀ پیش بخاطر مناسبات و همراهی این حزب با بخش بورژوازی عواملی را مسبب شد که بخش بزرگی از طبقۀ کارگر پشت به این حزب کرده و به همین خاطر جمع وسیعی از آراء این بخش از جامعه را از دست داد. در تصویباتی که این حزب برای بوجودآمدن شرکتهای دلالی کار و آزاد شدن بازار نیروهای کار ارزان انجام داد و راه را برای این شرکتها بازگشود، طبقۀ کارگر و کارمندان مؤسسات مختلف روی از این حزب گسستند. اتحادیه های کارگری که نزدیک به این حزب بودند، دهها هزار عضو خود را از دست دادند. در این مواقع بود که مزایای دستمزد رکود پیدا کرد، اضافه کاری بدون دستمزد گسترش نمود، صرفنظر کردن از بعضی از مرخصی های قانونی نیز به کرسی نشست، لغو استخدام های رسمی و تن دادن به استخدام های پیمانی گسترش یافت و هنوز ادامه دارد. سوسیال دمکراتها با ائتلافی که با دمکرات مسیحی ها داشتند و دارند، این قوانین را به تصویب رساندند. در تمامی مسائل بین المللی این حزب همراه و همسوی دمکرات مسیحی ها دخالتهای نظامی را در یوگسلاوی، افغانستان و عراق پیش برده و با  کشتیهای جنگی نقش نظامی خود را در جنگ لیبی و سوریه در آبهای مدیترانه گسترش می دهد و سیاستها و عملیاتهای نظامی را ادامه داده و تقویت می کند. این حزب دوپهلویی بودن و اپورتونیست بودن خود را همچنان در مقابل تحولات و تغییرات و اعتراضات توده های مبارز امریکای لاتین نشان داده و در این رابطه همچنان و همگام با سیاستهای دولت امریکای شمالی، سیاستهای خود را بر علیۀ منافع توده های امریکای لاتین پیش می برد. بهمین خاطراین حزب نیروهای صلح طلب و ضدجنگ را که در کنار خود داشت نیز از دست داده است. بخش زیادی از همراهان این حزب در سالهای گذشته به حزب چپ پیوسته اند و شمار زیادی نیز از آنها طی دورۀ پیش انتخابات به حزب سبزها رأی داده اند. تمام تلاش و هم این حزب در حال حاضر این است که با ارائۀ طرحها و پیشنهادات جدید بتواند آراء بیش از ۲۰ درصد را در ماه سپتامبر بدست آورد. امری که در حال حاضر بیشتر از ۱۶ در صد نیست. حزبی که در اواخر دهۀ ۸۰ میلادی یعنی در سال ۱۹۸۷ رقم ۳۹,۲ آراء را در دست داشت و در دهۀ ۹۰ آرائی برابر ۴۰ درصد را در صندوقهای رأی بدست آورد، امروز قادر نیست نیمی از این آرا را جمع آوری کند. امری که حتمی ست، این است که در دورۀ چهارسال آینده این حزب قادر نخواهد بود حتی با وجود ائتلاف، صدراعظمی سال ۲۰۲۱  را بدست آورد. در واقع در صورت ائتلاف در ماه سپتامبر به این حزب شغل گارسونی تعلق خواهد گرفت و شغل آشپز را مجددا حزب دمکرات مسیحی ها و یا حزب سبزها بدست خواهند آورد. در پائین مقاله به چگونگی ائتلافها خواهیم پرداخت.                                                                                                    

 

حزب چپها:                                                                                                   

این حزب پایه های ثابت ۸ الی ۹ درصد آراء را در کل آلمان به خود تعلق دارد. هر چند که این حزب پیوندهای خود را در طی دو دهۀ گذشته تا حد ۲۸ در صد آراء را در شرق آلمان به خود تعلق داشت اما این آراء هم اکنون در پنج ایالت شرق آلمان به ۱۲ الی ۲۰ رکود کرده است و در ایالتهای غرب آلمان سنگینی آراء این حزب  نوسانی بین ۳ الی ۸ درصد را به خود تعلق دارد. در شرق آلمان جمع کثیری از رأی دهنده گان به این حزب در طی ۵ سال گذشته یا سر از حزب گذرانده اند و یا در حال حاضر به هیچ حزب و دسته ای رأی نمی دهند و یا جمع کثیری از این حزب نیز در طی چند سال گذشته بخصوص از سالهای ۲۰۱۵  به بعد ( سالهای ورود پناهنده ها به اروپا و آلمان) به حزب فاشیستی  دست راستی ها (” آلترناتیو برای آلمان ” ) رأی داده اند. در ایالتهای غرب آلمان، بنابه توضیحاتی که در پیش دادیم و بخاطر هنوز وجود جو جنگ سرد بر علیۀ منقدین به مناسبات سرمایه داری و تبلیغات منفی رسانه ها و احزاب حاکم موجود در ایالتهای غرب آلمان و جو ضد چپی در جامعۀ آلمان که به آن اشاره کردیم، این حزب به سختی اما به کندی بخصوص در ایالتهای غرب آلمان پا به میدان میگذارد. در این حزب نیروها و تفکرهای سوسیالیستی، ضد فاشیست، دمکراتیک و نیروهای همبستگی و انترناسیونالیست شکل گرفته همچنین وزنه هایی که با اتحادیه های کارگری پیوند دارند و در سازماندهی اعتصابات بخشهای مختلف تولید، خدمات، پست و درمان و بهداشت فعالیت دارند، وجود دارد. این حزب شمه هایی از افکار خرده بورژوازی و رفرمیست را نیز در خود نهفته است. این حزب در ایالات شرق آلمان بخصوص در ایالت براندن بورگ موجب خطا های سیاسی مهمی شد. در این ایالت این حزب از سال ۲۰۰۹ ائتلاف با سوسیال دمکراتها را پیش می برد و حکومت این ایالت را با هم شکل داده اند و تصمیماتی را در طی چند سال پیش به اجرا درآوردند که موجب رکود اشتغال نیروهای کار شد. همچنین در تصمیمات ائتلافی این دو حزب در سه سال گذشته برای صرفه جویی خزانۀ دولت این ایالات، توقف استخدامی های جدید در بخش بهداشت و درمان و بیمارستانها و در بخش خدمات اجتماعی و خدمات دولتی به تصویب رسید و این امرموجب بیکاری بیش از ۱۰۰۰۰ نفر پرسنل این دو بخش خدماتی تا سال ۲۰۱۹ شد. این امر به سطح قابل چشمگیری موجب کاهش آراء و حمایت از این حزب را مسبب گشت.  

                در حال حاضر این حزب در سه ایالت شرق آلمان، در ایالت برلین، در ایالت تورینگن و در ایالت مکلن بورگ – فورپومرنز و برای اولین بار نیز در غرب آلمان یکسال پیش در ایالت برمن، دست به ائتلاف زده و همراه با سوسیال دمکراتها و حزب سبزها در این ایالتها دولت تشکیل داده اند. با تمام عملکردهای منطقه ای ، ایالتی، کشوری و روابط و مصوبات بین المللی این حزب در ارتباط با دفاع از صلح و درخواست بازگشت نیروهای ارتش آلمان از مناطق جنگی و بحرانی، سیاستهای ضدفاشیستی و ضد راسیستی و فعالیتهای انترناسیونالیستی، این حزب را میتوان یک حزب چپ سوسیال دمکرات قلمداد کرد.                                                                                                        

 

حزب لیبرالها:                                                                                  

 این حزب را کوتاه در جملات بالا نام آوردیم. اشاره به این موضوع هم در بارۀ این حزب نمودیم که این حزب اپورتونیست و بورژوا شانس بسیار کمی را در ماه سپتامبر برای رسیدن به پارلمان دارد، چرا که حداقل آراء را که ۵ درصد میباشد بسیار ضعیف است  که بدست آورد.همچنین حزب دمکرات مسیحی ها که سالها از این حزب حمایت می کرد و در دوره های قبل ائتلافهای متداومی را با این حزب پیش می برد امروز دیگر تمایلی برای همکاری با این حزب را ندارد چرا که چند سالی ست حزب سبزها جای خالی حزب لیبرالها را برای دمکرات مسیحی ها پر کرده اند.                                               

                                 

حزب دست راستی ها و فاشیستها ( “آلترناتیو برای آلمان” ):                                       

این حزب در دورۀ قبل انتخابات در سال ۲۰۱۷ رقم ۱۲,۶ درصد آراء را کسب کردند. اشاره به این موضوع کردیم که بیش از نیمی از رأی دهنده گان به این حزب از بخشهای دست راستی و نژادپرست حزب دمکرات مسیحی ها نشأت میگیرد و نیمی دیگر به مناطق شرقی آلمان منوط میگردد . مؤسسین و پایه گزاران این حزب از اعضا و کادرهای قدیمی نژادپرست و نئوفاشیست منشعب از حزب دمکرات مسیحی ها هستند که از ساکنین مناطق غرب آلمان میباشند و در حال حاضر هواداران زیادی را درمناطق شرقی آلمان دارند. در انتخابات سپتامبر امسال هر تحول سیاسی- اقتصادی و هر بحرانی در آلمان رخ دهد، این حزب بیشتر از ۱۰ درصد آراء را کسب نخواهد کرد. در ماههای اخیر این حزب دچار بحرانهای درونی گوناگونی بوده است و سوابق رشوه خواری مختلفی را نیز بدنبال کشیده است. همچنین در مقابل ترورها و ضرب و شتمهایی که در طی سالها و ماههای گذشته  از طرف نئوفاشیستها بر علیۀ شهروندان خارجی، پناهنده ها، نیروهای چپ و کمونیست و ضدفاشیست وافراد فعال سیاسی صورت گرفته  سکوت کرده یا مورد تأئید قرار داده و یا به شکلی این ترورها را ملایمت وار مورد نقد قرار داده است.                                                                                                              

 

   بی شک بحران سیاسی – اقتصادی در حال حاضر همانطور که خیلی از خواننده گان این مقاله به آن نیز مطلع هستند، در نظامهای

 سرمایه داری کشورهای غرب و کشورهای وابسته به این ابرقدرتها و همچنین در آلمان  تداوم یافته وهر چه بیشتر از گذشته تأثیرات خود را بر ناراضایتی های مردم افزایش خواهد داشت.

در شرایط کنونی در آلمان افزایش

  • سطح بیکاری تا رقم ۶ میلیون نفر،
  • موج ورشکستگی صنایع مونتاژ و صنایع متوسط و کوچک در اوضاع فعلی،
  • ورشکستگی هزاران مغازه و اضافه شدن موج بیکاریها به حد بیش از یک میلیون بیکار باضافۀ رقم بالا،
  • پاسخ ندادن و برطرف نشدن بحران آلودگی محیط زیست ( آلمان در استفاده از پلاستیک و بسته بندی های بیمورد، مصرف بی حد پاکت و افزایش نامحدود آشغال، در اولین و بالاترین لیست کشورهای اروپایی قرار دارد)،
  • حل نکردن حقوق مساوی مابین زنان و مردان چه ازنظر مقامات پستی و چه از نظر نقش سیاسی – اجتماعی زنان در جامعه و چه از نظر نبودن تساوی حقوق دریافتی بین زنان و مردان با توجه باینکه  کار مساوی انجام می گیرد،
  • نبودن طرح و برنامه استخدامی برای دهها هزار جوان فارغ التحصیل دانشگاهی که بعد از پایان دورۀ  تحصیلی خود به ارتش بیکاران پیوسته اند و در حال پیوستن هستند،
  • بی سرنوشتی هزاران جوان کارآموز و کاردان مجتمع ها و صنایع مختلف و بی تکلیفی آنها،
  • کمبود مسکن و بالا رفتن اجارۀ منازل،
  • پائین آمدن ارزش حقوقی و ارزش دستمزد به میزان ۱,۳ بنا به گزارشات مؤسسات دولتی در تاریخ دسامبر ۲۰۲۰،
  •  رسیدن فقر به  مرز بیش از ۲,۸۰۰,۰۰۰  کودکان و نوجوانان در این کشورکه طبق آمار ماه اکتبر ۲۰۲۰ اعلام شده است ونشان میدهد این طیف از جامعه از هر گونه رفاه خانوادگی، مالی و آموزشی مناسب  بی بهره اند،
  • خسته بودن وخسته شدن طیف جوان از حکومت داری مردان و زنان وابسته به سرمایه که بیش از هفت دهه است که ائتلاف و حاکمیت میکنند و حامی سیستم بورژوازی هستند و تنها همتشان دفاع از اقتصاد آزاد بوده
  • و خیلی از فاکتها وعینیات دیگر در جامعه

 عواملی هستند که سبب خواهند شد که ما در انتخابات ماه سپتامبر شاهد رنگهای دیگری از ائتلافات برای تشکیل دولت آیندۀ آلمان باشیم. رنگهایی که لعاب آنچنانی برای برطرف کردن این همه نابسامانیها و رفع این بحرانها را در دستور و برنامۀ خود نمی توانند داشته باشد.

 یک نکتۀ بسیار مهم این است که دولتمردان و دولتزنان کشورهای سرمایه داری از امریکای شمالی گرفته تا ژاپن و همچنین رژیمهای دست نشانده و دیکتاتور وابسته به این ابرقدرتها که دستشان در دست کمپانی های بزرگ، بانکها و احزاب ارتجاعی و بورژوازی هست در تلاشند در طی سالهای آینده ودر پروسۀ درازمدتی که در طرحها و برنامۀ خود در دست دارند، حرکتهای اجتماعی، جنبشها و اعتراضات توده ای، مجامع، احزاب، گروه های سیاسی اجتماعی مترقی، مجامع دفاع از محیط زیست، اتحادیه های کارگری، مبارزات کارگری، جنبش زنان، جنبش محصلین را بی معنی، بی اهمیت، بی تأثیر قلمداد داده و این حرکتها را از پایه خنثی نمایند. در دوران پیش از کرونا و بخصوص درشرایط کنونی که نزدیک به یکسال است که ادامه دارد، بخوبی شاهد یکه تازی و تصمیم گیریهای یکجانبه و دیکتات و دستورات دولتها هستیم! اما این مسئله که دولتها به تنهایی امر و نهی کنند نتوانسته است تا کنون در امریکای لاتین اعمال خود را به کرسی برسانند. ما بخوبی در طی چند سال گذشته و در ماههای اخیر شاهد بدست آوردن ره آوردهای چشمگیری درطی مبارزات توده های مردم در این قاره بوده ایم. نمونۀ بارز این قضیه پیروزی مبارزات زنان و توده های مردم آرژانتین برای آزادی سقط جنین در چند روز پیش در تاریخ ۳۰ دسامبر۲۰۲۰ میباشد. همچنین پیروزی خلق شیلی در رفراندوم ماه اکتبر۲۰۲۰ برای تهیۀ منشور و نوشتن قانون اساسی جدیدی که به دست خود آنها و به دست کلیۀ شوراهای توده ای تهیه خواهد شد.                                                                                     

 

با توجه به فاکتها ومواردی که در بالا در مورد شرایط بحران کنونی در آلمان آوردیم و براساس این مباحث، شکل و اشکال ائتلاف حکومت آلمان درانتخابات ۱۶ سپتامبر را میتوان چنین به تصویر کشید. تأکید مجدد به این موضوع مهم است که انواع ائتلافهای شکل گرفته در ماه سپتامبر همانطور که به آن اشاره کردیم دال براین نیست که تغییراتی در سیاست بورژوازی و بازار آزاد این کشور به وقوع رساند. اما وظیفۀ تمامی محققین، سیاستمداران و نیروهای سیاسی مترقی بخصوص نیروهای انقلابی ست که تصویری از تحولات و مناسبات شکل گرفته در جامعه های مختلف و برای مثال مختصا در آلمان را به متفکرین و علامندان ارائه دهند چرا که تجزیه و تحلیل روابط و تحولات جوامع مختلف منجر به این خواهد شد راههای مختلفی را برای بهبود شرایط زندگی پیش گرفت و آلترناتیو درست را که جدا و مخالف نظم سرمایه داری ست به پیش برد و برای ایجاد جامعه ای سوسیالیستی تلاش کرد.                                                                                     

 دومین تأکید این است که در هر جامعه و هر مکانی که بسر میبریم، در همین جوامع، سندیکاها، نیروها، تفکرها و تشکیلات و احزاب مستقل و مترقی، نیروهای انقلابی و سوسیالیستی وجود دارند که همانطور که در پیش اشاره شد با وجود فشارهای سیاسی و تعقیب و فشار برآنها، دست از مبارزه برای رسیدن به جامعه ای برابرو مساوی جدا از مناسبات بورژوازی برنداشته و بهمین خاطر میتوان با آنها به نشست و مذاکره پرداخت با آنها به اتحادهای مشترک دست زد و در این راه مبارزه، با آنها همرزم و همسنگر شد. بهمین خاطر همبستگی و همراهی و مبارزۀ مشترک با چنین نیروهایی وظیفۀ بسیار مهم تمامی انقلابیون، نیروهای وفادار به سوسیالیسم و تمامی انسانهای مبارز و آزادیبخش میباشد.                                                                                               

 

 شکل و اشکال ائتلافها در ماه سپتامبر                                                            

اشاره به این امر داشته باشیم که با سابقه ای که حزب دمکرات مسیحی ها بر پیشانی دارند، این حزب تمام تلاش و انرژی خود را بکار خواهد انداخت تا بلکه به هر شکل ممکن و با تاکتیکهای مختلف هر طور که شده بعد از ۱۶ سال صدراعظمی، مجددا حاکمیت را در دست نگه دارد. دو شکل ائتلاف برای این حزب وجود دارد.                                                                                                       

ائتلاف دمکرات مسیحی ها  با  حزب سبزها                                                   

 

این شکل از ائتلاف بسیار خوشایند برای حزب دمکرات مسیحی هاست و به باب میل آنهاست و به شرطی قابل وقوع است که این حزب همچنان که قبلا به آن اشاره کردیم، بتواند حداقل ۳۵ در صد آراء را کسب کند. این درصد آراء را این حزب در این حدود، در این دورۀ انتخاباتی بدست خواهد آورد. اما برای اینکه این ائتلاف شکل بگیرد بایستی حزب سبزها نیز حداقل ۲۰ درصد آراء را صاحب شود. رسیدن به ۲۰ درصد آراء برای حزب سبزها هم امکان پذیراست. دمکرات مسیحی ها میدانند که با توجه باینکه سالهاست در ایالات مختلف آلمان ائتلافهای موفقیت آمیزی را با حزب سبزها داشته اند وهمچنین دست اندرکاران و مشاورین این حزب، ائتلاف با حزب سبزها را در اولین دستورکار خود قرار داده اند، بهمین خاطر این شکل از ائتلاف  برای دمکرات مسیحی ها ایده آل ترین و بالاترین شکل ائتلاف در این دورۀ انتخاباتی ست چرا که شکل دادن به این ائتلاف، تضمین صدراعظمی مجدد برای این حزب را در خود نهفته است. این تاکتیک ائتلافی با حزب سبزها از نظر وجه سیاسی برای دمکرات مسیحی ها جنبۀ مثبت دیگری را در خود  داراست  چرا که با این ائتلاف نشان خواهد داد و تظاهر خواهد کرد که سیاست ” سبزمنشی ” را این حزب با خود به همراه دارد. حزب سبزها نیزمایل به این ائتلاف هست بخصوص اینکه این حزب در ماه نوامبر ۲۰۲۰ چراغ سبز را برای ائتلاف با دمکرات مسیحی ها را رد نکرده است و حتی در صورت ائتلاف از هم اکنون درخواست به عهده داشتن پست وزارت کشور را نموده است.                                                                         

 

۲- دمکرات مسیحی ها با حزب سوسیال دمکراتها                                    

 

این شکل ازائتلاف همان است که هست. آلترناتیو دیگری که دمکرات مسیحی ها در دست دارند، ائتلاف دوباره با سوسیال دمکراتهاست. این ائتلاف در صورتی اتفاق خواهد افتاد که حزب سبزها آراء مناسب را برای ائتلاف با دمکرات مسیحی ها کسب نکنند. دمکرات مسیحی ها هر طور که ممکن است برای ادامۀ حاکمیت حاضرند مجددا با سوسیال دمکراتها ائتلاف کنند چرا که بدون شک سوسیال دمکراتها حداقل در این دوره رقم ۱۸ درصد آراء را بدست خواهند آورد. این امر دومین و آخرین کارت رزروی ست که دمکرات مسیحی ها برای تشکیل دولت به همان شکل ۱۶ سال پیش در دست دارند. بنابه تمامی شواهد، در این دوره سوسیال دمکراتها بخصوص بخاطر مباحثات و اختلافات درونی و اغتشاسات سیاسی  بر سر ادامۀ ائتلاف با دمکرات مسیحی ها و مباحث بغرنج دیگر که مابین ۴۰۰۰۰۰ اعضای این حزب (رقم اعضای این حزب رو به رکود است) مدتهاست در جریان است، طیف وسیعی ازاعضاء و رأی دهنده گان به این حزب تمایل زیادی برای ائتلاف مجدد با دمکرات مسیحی ها را ندارند. – از سال ۱۹۹۰ تا پایان سال ۲۰۲۰ رقم اعضای سوسیال دمکرات ها به نصف رسیده است –  در این دوره این فرم از ائتلاف کم شانس ترین فرم ائتلاف خواهد بود.

                                                     

                                 ناگفته نیست حزب دمکرات مسیحی ها به هر طریق ممکن که                  شده، با عملکرد و برنامۀ سیاسی که این حزب بر پیشانی دارد، به هیچ وجه حاضر نیست که ائتلاف حزب سوسیال دمکراتها، حزب سبزها و حزب چپها را که احتمال شکل گرفتن آن وجود دارد را ببیند و بپذیرد. بخصوص اینکه ماهها ست که حزب سوسیال دمکراتها وحزب سبزها تمایل ائتلاف با حزب چپها را اعلام کرده اند.                                           

 

 ۳- سوسیال دمکراتها، حزب سبزها و حزب چپها                                  

 

این شکل ائتلاف  برای تشکیل دولت آیندۀ آلمان یکی از فرمهای ائتلافی ست که تاکنون در تاریخ پارلمان کشوری وجود نداشته است. ائتلاف سوسیال دمکراتهای خوش بین به آراء ۲۰ درصدی و سبزهای امیدوار به آراء بیش از ۲۰ درصدی و چپهای ۹ درصدی، آخرین شکل ائتلاف ممکن در تاریخ انتخابات پارلمان آلمان در ماه سپتامبر خواهد بود. اما در حال حاضر این مجموع رقم آراء سه حزب، قادر نخواهد بود ائتلاف مورد علاقه این سه حزب را امکان پذیر نماید،  مگراینکه هر سه حزب نامبرده مشترکا آرا خود را به بیش از ۵۰ درصد برسانند. این امرغیرممکن نیست، چرا که کافی ست که هر سه حزب مشترکا آرائی برابر با ۵۲ درصد را کسب کنند. در صورتیکه این امر صورت بگیرد، بدون هیچ تردیدی هر سه حزب به پای مذاکرات ائتلافی خواهند رفت و تلاش برای تشکیل دولت آینده را پیش خواهند برد. حتی اگر ۲ آلترناتیو ائتلافی بالا امکان پذیر باشد، این سه حزب مذاکرات خود را برای این فرم ائتلاف سر خواهند گرفت. این مذاکرات به این دلیل شکل خواهد گرفت چرا که نیروهای جوان سوسیال دمکرات و بخشهای نیروهای کار باقیمانده وابسته به اتحادیه های کارگری که هنوز نزدیکی به سوسیال دمکراتها را دارند، سالهاست فشار به حزب سوسیال دمکراتها را برای همکاری و ائتلاف با حزب چپها را خواهان هستند. حزب سبزها نیز همانطور که اشاره نمودیم بعد از ۲۰ سال، امروز چراغ سبز خود را برای همکاری با حزب چپها داده اند. حزب چپها نیز تلاش خواهد کرد در مذاکرات ائتلافی آوانسهای مناسبی را درمذاکرات و مصوبات کسب کند، در غیر اینصورت اعلام کرده است که با هر قیمتی دست به ائتلاف نخواهد زد. دمکرات مسیحی ها در مقابل این ائتلاف دست به هر خرابکاری سیاسی خواهند زد تا بلکه این شکل از ائتلاف صورت نگیرد. حزب دمکرات مسیحی ها حتی حاضراست در صورتیکه حزب سوسیال دمکراتها و یا حزب سبزها با آنها به پای ائتلاف بیآیند بیشتر از حد معمول، وزارتخانه ها را در کابینه جدید در اختیار این دو حزب قرار دهد. اشاره به این موضوع نمودیم که حزب سبزها اظهار تمایل برای در دست داشتن وزارت کشور را کناری اعلام کرده اند در صورتی که ائتلاف با دمکرات مسیحی ها شکل بگیرد. این موضوع را نیز جهت اطلاع در اینجا میآوریم که بیش از ۴۰ سال است که بدون وقفه زمانی( خارج از زمان ائتلاف دولتی حزب سوسیال دمکراتها و حزب سبزها در سال ۱۹۹۸ الی ۲۰۰۵ ) سمت وزارت کشور دائما و همیشه در دست دمکرات مسیحی ها

قرار داشته حتی در دورۀ ۱۶ سالۀ اخیر نیز همچنان در دست دمکرات مسیحی ها مانده است. ممکن است در اینجا سوال شود که به چه دلیل حزب دمکرات مسیحی ها دهها سال است با علاقه سمت وزارت کشور را به عهده میگیرند؟ جواب این موضوع را بی شک خیلی خواننده گان در دست دارند. در آینده سعی خواهیم کرد در مقالات دیگر مختصا به این موضوع بپردازیم.              

  

 

اما موضوع کوتاه باقیمانده، حزب چپها در صورت ائتلاف بر سر آلترناتیو سوم، شرایط تصویب حداقل دستمزد ۱۲,۵۰ ایرو را مشروط به ائتلاف با سوسیال دمکراتها کرده است. اخیرا حزب سوسیال دمکراتها نیز خواهان افزایش حداقل دستمزد نیز شده اند. شروط دیگر حزب چپها کاهش هزینۀ نظامی ارتش آلمان، برگشت تمامی نیروهای ارتش آلمان که در خارج از خاک آلمان حضور دارند، مبارزه با راسیسم و نژادپرستی، استخدام بیشتر نیروهای آموزشی برای مدارس و مهد کودکها، استخدام بیشتر برای پرسنل بخش درمانی و بیمارستانها می باشد. مذاکرات و توافقاتی بر سر این مسائل تا حدودی از هر سه حزب دیده میشود.                                                               

 

                                                                                        

خصلت تمایل برای رسیدن به قدرت به هر قیمتی از طرف سوسیال دمکراتها و حزب سبزها این خواهد بود: در صورتیکه آلترناتیو سوم شکل نگیرد یعنی نتوانند به ائتلاف با حزب چپها دست بزنند، با کمال میل، این دو حزب به پای ائتلافهای ۱ و ۲ خواهند رفت.                                                                                         

 در پایان به این نتیجه می رسیم که حزب دمکرات مسیحی ها، حزب سوسیال دمکراتها و حزب سبزها هر کدام ۲ امکان برای رسیدن به ائتلاف را در دست دارند. در واقع هر سه حزب میتوانند با تاکتیکهای سیاسی شانس مساوی را برای ائتلاف دارا باشند. در اینجا یک امر بطور حتمی نمایانگر است و آن این است که حزب سبزها اینبار با شواهدی که در دست هست بی شک و در هر صورت، یکی از ائتلافیون دولت آیندۀ آلمان خواهد بود. این حزب با هر قیمتی که بوده باشد و هر هزینۀ سیاسی را که متقابل شود از کشیدن این قرعه به نفع خود  دست برنخواهد داشت.                                                                                              

بهمن ماه ۱۳۹۹ 

بخش انترناسیونال سازمان اتحاد فدائیان کمونیست  

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Translate »