آبیاری ریشه ی خشک نشده مرد سالاری

شیرین – منتشر شده در نشریه راه سرخ شماره ۱۰

” کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد

کس چو زن در معبد سالوس قربانی نبود

دادخواهی های زن میماند عمری بیجواب

آشکارا  بود  این  بیداد، پنهانی نبود

از برای زن به میدان فراخ زندگی

سرنوشت و  قسمتی جز تنگ میدانی نبود“

پروین اعتصامی

آبیاری ریشه ی خشک نشده مرد سالاری

 

ستم مضاعف بر زنان در جامعه ما ابعاد متعدد و مختلفی دارد، که با بررسی دقیق و همه جانبه ی آن در گام نخست به مهمترین اصل یعنی طبقاتی بودن آن آن پی می بریم، به ریشه هایش که مهمترین آن فقر، مالکیت خصوصی و دفاع سرمایه داری از مرد سالاری تاریخی می باشد. ستم بر زنان در اقشاری که چهره ی عریان تری از فقر بی پرده را تجربه می کنند، به صورت بسیار خشن نمود پیدا می کند، و زنان و کودکان بیشتری را قربانی می کند؛ مثل کودک همسری، فرزند آوری در سنین کودکی، خود کشی کودکان دختر به دلیل عدم تمایل به ازدواج، و حتی فروش دختران نابالغ، خون بس و خیلی از مسائل دیگر، که اساسا تغییر این شرایط نیازمند تغییر ریشه ای سیستم و نابودی فقر و نابرابری و تبعیض می باشد.

اما تبعیض جنسیتی درجامعه ما تنها به خصلت ارتجاعی  روبنای سیاسی جامعه و حاکمیت قوانین و نرم های مذهبی بر نمیگردد بلکه تبعیض  جنسی و مردسالاری و بی حقوقی زنان  در جامعه ایران  از تاریخی طولانی برخوردار است . حکومت اسلامی  این تفکرات و سنت های ارتجاعی زن ستیز و مردسالارانه  در ذهنیت و مناسبات اکثریت مردم جامعه ما را به قوانین متحجر اسلامی آراسته است . یعنی از طریق قانونگزاری این تبعیضات  و ستم ها را مورد پشتیبانی و حمایت  قرار داده است و  نیروی سرکوب آنها را اشاعه میدهد.

در بخش دیگری از مواجه با مشکلات و مسئله زنان در جوامع شهری متوسط، متوسط به پایین و حتی مرفه هم با نگاه مرد سالارانه عمیق و ریشه ای مواجه هستیم، که تغییر آن با توجه به فرهنگ جا افتاده و نهادینه شده، زمان بر و دشوار به نظر می رسد. نسل زنده موجود که سالیان سال در جامعه مرد سالار و مرد محور زندگی کرده و این تفکرات با گوشت و پوست او عجین شده هر بار برای به انقیاد در آوردن زنان اشکال و شیوه های نوینی را جایگزین می کنند. ما با نسلی از مردان روشنفکر، کتاب خوانده. دانشگاه رفته طرفیم، که ستم و نابرابری علیه زنان را در تئوری و حرف کاملا باور دارند و آگاه می نمایند، اما در نهایت در برخورد با زنان اطراف خود، عملی جز آنچه سالها با آن زندگی کرده اند ( که ریشه های عمیق مرد سالاری تاریخی را در خود دارد) را نمی بینیم. به انقیاد در آوردن و منفعل کردن به همان شکل باقی است ، اما شیوه های آن تغییر می کند. حبس و کتک و امر و نهی، جای خود را به، به اصطلاح، عشق و علاقه ی بیش از حد و نگرانی از جامعه ی نا امن و نگهداری از عروسک زیبای خواستنی را می دهد که همه ی مردان بیگانه هر دم در کمینش هستند، می دهد، و نتیجه باز همان انفعالی می شود که دامنگیر زنان بوده است، چرا که ذهنیت تاریخی آنان، زن را موجود آسیب پذیر و بی دفاعی می داند، که قدرت مواجه شدن با مسائل جامعه را ندارد و خانه امن ترین جا برای اوست.

این واقعیت که ما جامعه ای نا امن و آشفته داریم قابل انکار نیست، البته نه تنها برای زنان، بلکه برای تمامی اقشار ضعیف جامعه، حتی مردان و کودکان، و این نا امنی کاملا ریشه ی اقتصادی و جامعه شناسی دارد که از کمبود ها، عقده ها، سرکوب و حقارت ها ناشی میشود.

این نوع رفتار که حاکمیت شناخت خوبی از آن دارد، باعث می شود حکومت زن ستیز و مذهبی حاضر به عناوین مختلف از آن بهره برداری کند و امواجی را هدایت کند تا خانواده ها به صورت خود خواسته زنان را محدود و محصور کنند. به ناگاه موجی از اعتراف به تجاوز و آزار و اذیت زنان رسانه ای می شود به آن پر و بال داده می شود و نوک تیز آن یک سر به سوی زنان گرفته می شود، در حالی که تجاوز صرفا یک مسئله زنانه نیست بلکه کاملا انسانی، طبقاتی و روانشناسی است و باز هم به زور و قدرت و پول و… بازمی گردد. همانطور که به نظر من کسی نیست که کتاب بادبادک باز را خوانده باشد و صحنه تجاوز به حسن کودک نوکر خانه را بتواند فراموش کند. در مسئله تجاوز نه تنها زن که مردان و کودکان طبقه تحت ستم و آسیب پذیر هم کاملا دخیل هستند.

باری ؛ با همه ی تلاش هایی که حاکمیت برای آبیاری ریشه ی خشک نشده مرد سالاری تاریخی می کند، اما این فضای بسته و هراس انگیز را، نه محدودیت، مراقبت و ترس نگرانی مردان، که مبارزه و مقاومت زنان در این سالیان، شکافته و ترک داده، علی رقم تمام این نا امنی و دشواری ها زنان به اجتماع آمدند، به محل کارها رفتند، به صنعت و سازندگی و غیره پا گذاشتند با تمام مشکلات پیش رو مواجه شدند و سیستم محدود کننده و حذف کننده را وادار کردند که به توانایی ها، هوش و درایتشان احترام بگذارند و با قدرت در برابر نگاه جنسیت زده بسیاری از مردان ایستادگی کردند. شاید قدم های برداشته بسیار کوچک بنماید، اما تلاش بسیاری پشت سر دارد و این تلاش و مبارزه ههمچنان تا بر سرانجام رسیدن نهائی خود  ادامه دارد،

از طرف دیگر نباید  مبارزه علیه قوانین زن ستیز جمهوری اسلامی  را از مبارزه علیه سنت های ارتجاعی  درون جامعه وخانواده جدا کرد. بلکه همزمان باید مبارزه علیه مرد سالاری و سنت های زن ستیز  را در درون جامعه و واحد های کوچکتر آن  نظیر تشکلها ، انجمن ها  وحتی خانواده به پیش برد و گسترش داد .

رمز رهایی نسل بشر و بخصوص زنان از قیود و زنجیرهای جامعه طبقاتی و معضلات آن در گرو مبارزه در جهت براندختن روابط و مناسبات کهن و برقراری نظامی نوین است که بر پایه احترام به شخصیت و کرامت انسانها و برابری انها در تمامی سطوح پایه گذاری شده باشد.

شیرین

 

 

 

 

ممکن است شما دوست داشته باشید
نظرات
Translate »