صفحه اصلي
رنگی کردن قیام توده هاتنهاراه نجات بورژوازی | چاپ |  ايميل
نوشته شده توسط کیومرث منصوری   

  آنچه در ماههای پس از انتخابات رخ داده گویای این واقعیت غیر قابل انکار است که بورژوازی برای استقرار و   تداوم حاکمیت خویش از هیچ اقدامی فروگذار نمیکند و حرکتهای اعتراضی تا انجا که برای تثبیت قدرت و تداوم حاکمیت سرمایه کارایی داشته باشد مورد تایید و حمایت قرار میگیرند.

ملقب کردن حرکتهای اعتراضی توده ها به جنبش سبز تنها یک ترفند و شارلاتانیسم سیاسی است که از آستین بورژوازی خارج شده و واقعیت چیز دیگری است . 

واقعیت این است که انچه رخ داده نه یک جنبش رنگی انطور که در بوق و کرنا کرده اند بلکه فوران اتشفشان خشم و کین و توده ها بر علیه سالها ستم و استبداد و خفقان حاکمیت سرمایه داری مذهبی است , طغیانی که به بهانه کودتای انتخاباتی فوران کرد و اینک میرود که بنیانهای رژیم را به چالش بکشد . این واقعیت در سیر تکوینی شعارهایی که در این چند ماه داده شده به خوبی اشکار است ( توده های خشمگین به سرعت از شعارهای رادیکالی استقبال کرده و از شعارهای مورد نظر بورژواها فراتر رفته اند ) . جنبش سبز ادعایی حضرات  توصیف واقعی حرکتهای اعتراضی نیست و طراحان این سناریو ( بخش مضحک این سناریو کروبی قهرمان است که قرار است به داد ایران برسد ) ملغمه ای هستند از جنایتکاران و دزدانی که از درون حاکمیت اسلامی برخواسته و رنگ عوض کرده اند و با لیبرالها و سلطنت طلبان و اپورتونیستهای انقلابی نما در یک نقطه به اشتراک رسیده اند تا با استفاده از قدرت توده ها حاکمیت دینی را به کنار رانده و شکل دیگری از حاکمیت سرمایه , همان حاکمیت دزدان و جنایتکاران و مستبدین ولی اینبار با رنگ و لعابی دیگر برپا دارند تا بتوانند سرمایه را از خطر سیل توده های خشمگین که در پی سی سال حکومت روحانیون انگل و مرتجع جاری شده , برهانند . شاگردان خمینی میکوشند تجربه او در سال 57 را که با کمک امپریالیستها بر موج اعتراضات و قیام توده ها سوار شده وبا محمل اسلام قدرت را به دست گرفت بار دیگر تکرار کنند , برای تحقق این هدف لازم است بدیلی مناسب جایگزین توهمات دینی که طی سالها متضمن تداوم حاکمیت اسلامی بوده گردد . چه چیزی بهتر از عرق وطنپرستی و ایران دوستی و ناسیونالیسم که در دوره های مختلف علم خوبی برای گرد آوردن توده ها بوده , این بدیل کهنه و قدیمی را محیلانه با شعارهایی مانند " استقلال – ازادی – جمهوری ایرانی " ویا " نه غزه – نه لبنان – جانم فدای ایران " در بین مردم زنده کردند . بورژوازی  همیشه وطن و مام میهن را برای توده ها انچنان تابو و مقدس کرده  که هیچوقت جرات نکرده اند  به خودشان اجازه دهند و بپرسند کدام ایران؟ کدام وطن ؟ ایران غارتگران و جنایتکاران , ایران استثمارگران و مزدوران امپریالیستهای روس و انگلیس و امریکا ..... , ایران تجار و صاحبان کارخانجات معادن  , ایران اقلیت ناچیزی که با به بند کشیدن اکثریت جامعه حیات زالووار خویش را تضمین میکنند ؟ ایران این حضرات در جیبهای گشاد و شکمهای باد کرده شان در حسابهای بانکی آ نچنانیشان خلاصه میشود . ایران برای این آقاها وآقازاده ها و شازده ها و خانها و شیخها به مانند ان گاو نه من شیرده است که فقط باید زنده نگاه داشت و دوشید .
     ایران کارگران و کشاورزان و توده های تحت ستم و استثمار و بهره کشی فقط یک محدوده جغرافیایی است که در آن در تمام ساعات زندگی با فقر و بی خانمانی و فساد و اعتیاد دست و پنجه نرم میکنند , هر روز و هر شب نگاه پر تمنا و حسرت بار کودکانشان غمهای درونشان را انباشته تر میکند , تمام لحظات زندگی استبداد و ستم طبقاتی " حاکمیت اسلامی سرمایه داران ایرانی " را با گوشت و پوست خود لمس میکنند . ایران در طول  تاریخ برای بخش اعظم ساکنانش تنها کار طاقت فرسا و بیگاری شبانه روزی همراه با فقر و تنگدستی و حسرت و برای بخش قلیلی رفاه و اسایش و برخورداری از تمام امکانات زندگی به همراه ثروتهای نجومی و حسابهای بانکی انباشته داشته , چرخ تمام فعالیتهای تولیدی و خدماتی در مزارع و معادن و کارخانجات و مراکز خدماتی همواره توسط کارگران و زحمتکشان در چرخش بوده ولی سود حاصل را فئودالها و سرمایه داران ایرانی هموطن !! به جیب زده اند . هر زمان جنگی در گرفته ( یا بهتر است بگویم توسط حاکمان براه افتاده ) توده ها میبایست برای دفاع از آب و خاک ومیهن و ناموس !! خط مقدم نبرد را تشکیل دهند و مرگ و ویرانی و بی خانمانی  نصیب اینها و سودهای سرشار نصیب حکام ایرانی !! شده ( جنگ سراسر نعمت ایران و عراق نمونه بارز است ) . توده ها در خیابانها فریاد جمهوری ایرانی !؟ سر دهند و سرمایه داران به قدرت بنشینند و هر گونه اعتراضی هم موجب میشود به وطن فروش و اجنبی پرست ملقب شوند در حالی که منابع معدنی , نفت و گاز , آب و خاک و..... این وطن به راحتی توسط حاکمان وطنپرست به ثمن بخس به حراج گذاشته میشود .
    این نمایی کلی از وطن ما ! ایران ما ! است , آیا در لبنان و سوریه و ترکیه و هند و فیلیپین و اندونزی  ....... غیر از این جریان دارد ؟؟ ما ایرانیان با دیگر ملل در دو چیز اختلاف داریم :  طول و عرض جغرافیایی و اسمی که به ان نامیده میشود . فقر و ستم و استثمار طبقاتی نه تنها مشخصه ایران بلکه تمام جوامع سرمایه داری است و نام محدوده جغرافیایی هیچ مزیت و برتری بوجود نمیاورد بلکه تنها تعیین کننده قلمرو غارتگری و چپاول سرمایه داران است  .
   ساده انگارانه است که بپنداریم آنچه مردم را به خیابانها کشانده تقلب و شکست عده ای در انتخابات بوده بلکه این شکست صرفا یک بهانه و محمل شده برای توده هایی که خواهان آزادی و برابری خواهان محو فقر و بی عدالتی و تبعیض طبقاتی خواهان مرگ دزدان و جنایتکاران حاکم هستند که در پی سی سال خفقان و سرکوب , شجاعانه خواسته های خود را در خیابانها فریاد کنند و برای تحقق آن بجنگند .آنچه بی پاسخ مانده اینکه حضراتی که تا دیروز در رکاب خمینی و خامنه ای پابپای سایر کارگزاران جمهوری ایرانی اسلامی در تمام دزدیها و جنایات شریک و سهیم بوده اند و به تنها چیزی که فکر نمیکردند حق و حقوق و ازادیهای سرکوب شده توده ها بوده حال چگونه در جمهوری ایرانی بدون اسلام میخواهند این حقوق را باز گردانند ؟ در اندیشه سلطنت طلبان مظلوم ! که هنوز در حسرت و رویای نظام پادشاهی از دست رفته گریانند , نظامی که قبلا کارنامه ننگین پر باری از خود بر جای گذارده , چه جایی برای توده ها و فقر و بی خانمانی و فساد و اعتیادی که گریبان مردم را گرفته , وجود دارد ؟ عافیت طلبان مجیز گوی اپورتونیست هم که تنها هنرشان تشخیص جهت باد است و بس دیگر محلی از اعراب ندارند .حال مدعیان جمهوری سبز ایرانی چه چیزی برای گفتن دارند ؟
    بورژوازی و کارگزاران رنگ و وارنگ آن همیشه میکوشند با هوچیگری تبلیغاتی جوی را بوجود اورند که هر گونه صحبتی از انقلاب و تلاش برای ارایه راهی انقلابی در پاسخ به معضلات و نابسامانیهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی جامعه , مذموم و ضد دمکراسی جلوه کند و تحقق خواسته ها و مطالبات و آرزوهای سرکوب شده توده ها تنها با گفتمان و اقدامات مبتنی بر تمدن و دمکراسی !!! بورژوا پسند ممکن است . آنچه نگران کننده است جوگیر شدن و توهم نیروهای انقلابی و کمونیست و دل بستن به اقدامات رفرمیستی و لیبرالی است که در غلتیدن به صف ضدانقلاب را به دنبال دارد . خنثی کردن جوسازیهای بورژوازی و توضیح ان و حفظ مرز بین انقلاب و ضد انقلاب وظیفه مبرم کمونیستهاست , هر گونه موضعگیری در برابر ترفندها و جوسازیهای بورژوازی تععین کننده جایگاه نیروها در دو سوی این مرز است  .
                                                  
                                                            کیومرث منصوری 20 /9/88
                              

نظرات
افزودنجستجو
نوشتن نظر
نام:
ايميل:
 
آدرس سايت:
عنوان:
Security Image
آنچه را در تصوير مي بينيد وارد نماييد.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >
اخباروگزارشات کارگری
آخرین اخبار و گزارشات ...
ادامه مطلب...
 

اخباروگزارشات دانشجوئی
آخرین اخبار و گزارشات ...

ادامه مطلب...
 

اخبار و گزارشات مربوط به ستم ملی
آخرین اخبار و گزارشات...

ادامه مطلب...
 

اخبار و گزارشات زنان
آخرین اخبار و گزارشات ...

ادامه مطلب...
 

برنامه اتاق های سازمان

 اتاق فارسی
 آذربایجان  اوداسی

دیدگاه

 گزارشی از وضعیت زنان کارگر کانون مدافعان حقوق کارگر
ناصر آغاجری

ادامه مطلب...
 

وضعیت کارمندان و کارگران وزارت نفت و شركت‌های تابعه در نُه سال گذشته
 پیمان- کارگر شرکت ملی حفاری

ادامه مطلب...
 

حزب حيات آزاد کردستان(PJAK)

ادامه مطلب...
 

الناز چه کرده بود؟
                       سودابه اردوان

ادامه مطلب...
 
زنده باد قیام دانشجوئی هجدهم تیرماه ..
                 جواد قاسم آبادی
ادامه مطلب...
 
یک گام به پیش ده گام به پس!
                                           راوی
ادامه مطلب...
 

لغو مجازات اعدام:
مانیفست سیاسی یا مانیفست انسانی؟(با نگاهی رفتارشناسانه)
                       علی فرمانده

ادامه مطلب...