فهرست

درباره تشدید تضادهای امپریالیسم آمریکا بارژیم جمهوری اسلامی

مدتی است که تنش بین جمهوری اسلامی وامپریالیسم آمریکا رو به تشدید نهاده است.آمریکا با وارد کردن سپاه پاسداران به لیست تروریستی خود و متعاقبا اعزام ناوگانهای جنگی «آباهام لینکلن» و ناوجنگی«یو اس اس آرلینگتون» و بمب افکن های غول پیکر  ب ۵۲آمریکا به خلیج فارس و اعلان ها و اخطارهای شدید الحن مقامات آمریکائی، به سران جمهوری اسلامی، این تشنجات را به فاز جدیدی وارد کرده است. دوطرف درحال رجزخوانی علیه همدیگرند. رسانه های گروهی و«صاحب نظران» گمانه زنی های مختلفی را پیشبینی میکنند که از احتمال درگیریهای نظامی گرفته تافشار حداکثری برای کشاندن رژیم جمهوری اسلامی به پای میزمذاکره رادربرمیگیرد.  اینکه روند اوضاع چگونه پیش خواهدرفت و حوادث احتمالی کدام سناریو را واقعی سازد ، از پیش نمیتوان معین کرد.درچنین مواقعی برغم خواست وبرنامه طرفین، حوادثی بسیار کوچک میتواند به جنگ و درگیری بزرگتری بیانجامد.

کشمکش دولتهای آمریکا وجمهوری اسلامی بیش ازسه دهه قدمت دارد. درطول این مدت زمان، بموازات های و هوی تبیلغاتی ورجزخوانی های طرفین، اما هرگاه که لازم آمده است مذاکرات پنهانی نیز درکار بوده است. همکاریهای شاخه قدس سپاه پاسداران با ارتش آمریکا چه درجریان حمله به افغانستان و عراق و چه درزمینه های دیگری بارها اتفاق افتاده است وموئید این واقعیت است که رژیم جمهوری اسلامی هرگاه که منافع اش ایجاب کرده وبرای بقای خوداش لازم دیده درورای شاخ وشانه کشیدنهای همیشگی اش، به مذاکرات و ساخت وپاخت های پنهانی با امپریالیسم آمریکا دست یازیده است. اینکه مواضع ضد آمریکائی رژیم منجمله ازمبانی اسلام سیاسی و ازسنت «وحدت امت اسلامی دربرابر غرب» سرچشمه گرفته وبرسوء استفاده عوامفریبانه از نفرت توده های زحمتکش خاورمیانه از امپریالیسم آمریکا و عملکرد ضد مردمی آن استواراست، امااین واقعیت را منتفی نمیکند که درزمان خطر، حفظ دولت اسلامی بنابر گفته خمینی «اوجب واجبات» بوده وهرگاه که ازطرف هر نیروی خارجی موقعیت رژیم به خطر بیافتد، حاضرند با گردن نهادن به خواست های طرف مقابل چندین جام زهررا یکباره به سر کشند.

آنچه که جمهوری اسلامی از آن وحشت دارد، بیش ازهمه، گسترش جنبش های اجتماعی آزادیخواهانه و عدالت طلبانه توده های مردم زحمتکش ایران وفعالین سیاسی درخارج کشوراست و سپاه های رنگارنگ آن نیز درنهایت درخدمت سرکوب این جنبشها و فرونشاندن آن از طریق زور و سرکوب و فریب و نیرنگ، سازمانیافته اند و تلاشهای رژیم هم برای گسترش نفوذ خوددرمنطقه، نه بمنظور «پاسداری ازاستقلال کشور» (که یکی از اهداف مبارزات ضد امپریالیستی توده های مردم در مبارزه علیه سلطنت بود)، بلکه محکم کردن پایه های حکومت خود وگسترش آن درمنطقه ورهبری جریانات مرتجع اسلامی وابسته بخود به نفع مقاصد ارتجاعی خویش پایه ریزی کرده است.تظاهر قابل اثبات به این مبانی ایدئولوژیک ازجمله چالشهای بزرگ جمهوری اسلامی درسازماندهی توافقات وسازشهای بنیادی باآمریکا وسایر طرف های درگیری است. هفته نامه صبح صادق در شماره اخیر خود می‌نویسد: “مشکل آمریکا با ایران یک مشکل ایدئولوژیک، بنیادین و موجودیتی است که از طریق مذاکره و مصالحه و سازش هم حل و فصل نمی‌شود. جمهوری اسلامی ایران براساس آموزه‌های دینی، قرآنی و اسلامی در پی برپایی تمدن نوین اسلامی است؛ تمدنی که باید مقدمه پدیده‌ای به نام «ظهور» باشد؛ موضوعی که برای آمریکا که یک دولت استکباری و سلطه‌طلب است، تحت هیچ شرایطی قابل پذیرش نیست”.البته این ادعاهای عوامفریبانه زمانی میتوانست موجد خطرواقعی برای سران سرمایه جهانی باشد که جمهوری اسلامی فرای ساختارها ومناسبات اقتصادی حاکم برجهان سرمایه داری  وانحصارات امپریالیستی مسلط برآن ،درپی ایجاد سیستم اقتصادی واجتماعی متضادی میبود که کارکردسرمایه را بطور کلی با اختلال موجه میکرد ودر مقابل آن سنگ اندازی مینمود واما بااستقرار جمهوری اسلامی نه تنها ساختار اقتصادی  و مناسبات مترتب برآن دردروره نظام شاهنشاهی پابرجا ماند، بلکه این سرمایه داری درارتباط با سرمایه جهانی درچهار چوب یک کشور درحال توسعه، رشد کرد  و همگام با تحولات نظام جهانی به سیاست اقتصادی نئولیبیرالیسم روی آورد و با شدت تمام و با تعرض بیسابقه به حقوق و معیشت کارگران و زحمتکشان به پیاده کردن فرمانهای بانگ جهانی و صندوق بین المللی پول همت گماشت ،طبقه کارگر وتوده های مولد را ازهرگونه تشکل،تحزب و آزادیهای سیاسی و مدنی محروم کرد.  ودردرون همین تحولات الیگاریشیهای مالی صنعتی نظامی کنونی شکل گرفتند وبرمنابع اقتصادی،تجاری ،کشاورزی و منابع زیرزمینی چنگ انداختند واکنون به طبقه حاکم واقلیت محدودی تبدیل شده اند، که تمام شریانهای اقتصادی رادردست دارند ،…درعین حال همانطور که درسطور قبل گفتیم، جمهوری اسلامی بدلیل ماهیت مذهبی خود و هدف گزاریهائی که از همان ابتدا دراین رابطه تدوین کرده است، با سازماندهی گروه های شیعه و حتی بخشی از سنی های طرفدارخود و تقویت آنها به لحاظ مالی و تسلیحاتی و ایدئولوزیک، تلاش کرده موقعیت خود را درمقابل رقبای منطقه و قدرتهای جهانی که درپی تجدید تقسیم مناطق نفوذوسلطه برمنابع مواد خام وبازار کار وسرمایه هستند، تقویت کند و درمواقع لزوم در بسیج توده های محروم منطقه، از نفرت آنهاازعملکرد غرب، بویژه امپریالیسم تجاوزکار آمریکا درکشورهایشان،  برای تقویت موضع خود استفاده بکند . برای اثبات این موضوع فاکتهای بسیاری است که این مقاله جای پرداختن به آنها نیست.اعمال همین سیاستها نیز ازجمله دلایل مهم سرشاخ شدن جمهوری اسلامی با آمریکا درمنطقه است . واین استراتژی ایران با منافع ایالات متحده در پیاده کردن استراتژی خود درمنطقه واستفاده از آن دررقابت ها و کشمکشهای جهانی  با کشورهائی نطیر چین ، روسیه، هند و حتی کشورهای اروپائی ، ونیز حفظ حریم وامنیت متحدین خود نظیر اسرائیل ودست نشاندگانی همچون شیوخ منطقه که با خطرات سرنگونی مواجه اند، درتضاد است .آمریکا که باحمله به کشورهای خاورمیانه میلیاردها دلار به نفع انحصارات نفتی و تسلیحاتی، پول به جیب زده است و ازتشدید تضاد با جمهوری اسلامی نیز بهره های مالی زیادی میبرد و به سرازیر کردن اسلحه به کشورهای منطقه و دوشیدن آنها مشغول است، اکنون درپساداعش درپی اجرای سیاستی است که جمهوری اسلامی را درسیاست منطقه ای خود بدرون مرزها براند ودرهرج ومرجی که خود موجد آن بوده است، سلطه بلامنازع خود را برمنطقه تثبیت بکند تا دررقابت بین ابرقدرتهای اقتصادی دیگر، موقعیت اقتصادی ایالات متحده را تقویت کرده وازبحران موجود داخلی خودبکاهد. اگر فاکتور انتخابات آینده ریاست جمهوری در آمریکارا هم درنظر بگیریم . گروه  جنگ طلبان و صاحبان انحصارات نفتی و تسلیحاتی حاکم بر آمریکا، درپی اقداماتی  درمنطقه هستند تا بعنوان یک پیروزی برای آمریکا، انتخاب مجدد ترامپ برای دور دوم ریاست جمهوری را تضمین کنند. اگر این هدف ازطریق به سازش کشاندن ایران باتشدید محاصره اقتصادی ممکن نشود، احتمال ماجراجوئی های نظامی را نباید از نظر دور داشت.

فاکتور وضعیت داخلی ایران

فاکتور مهم دیگر را هم نمیتوان ازنظر دور داشت که میتواند یک درگیری کوتاه را برای هردوطرف مطلوب سازد. آنهم این واقعیت است که روز به روز حلقه محاصره اقتصادی ایران تنگ ترمیشود.توده های زحمتکش مردم ازفشاراقتصادی،فساد اداری و غارت و چپاول طبقه حاکم و سرکوبگریهای جمهوری اسلامی به تنگ آمده اندو خشم وانزجارتوده های مردم به حد انفجار رسیده است، درفرایند آگاهی، تشکل و گسترش مبارزه هستند. دراین صورت فقط رژیم حاکم برایران نیست که ازاوج گیری اعتراضات توده ای و تحولات دموکراتیک و برابری خواهانه و ضد سیستم اقتصادی اجتماعی موجود درهراس است. بلکه کشورهای معظم سرمایه داری ودرراس آنها امپریالیسم آمریکا نیز از چنین تحولاتی که میتواند امواج آن تمام منطقه را دربرگیرد، هراسناک هستند وتحول دموکراتیک وضد سیستمی درایران وسرایت آن به دیگر کشورها میتواند به جنبشهای کارگری و توده ای جان تازه ای ببخشد و این با منافع آمپریالیستها و دولتهای مرتجع منطقه تضاد بنیادین دارد وآنها به هیچ وجه نمیخواهند درایران جنبش مستقل کارگری و جنبشهای اجتماعی دیگر شکل گرفته و توانائی تغییرات عمیق اقتصادی و اجتماعی و سیاسی را بدست آورند. علاوه براین همانطور که گفتیم، دردوطرف این کشمکش، نیروهائی نیز هستند که راه حل را درجنگ هرچند کوتاه مدت جستجومیکنند. دولت آمریکا بمثابه نماینده انحصارات تسلیحاتی ،مالی و نفت درسالهای اخیر با جنگ و تخریب کشورهای منطقه خاورمیانه میلیارد ها دلار سود به جیب زده اند وجنگ طلبانی نظیر جان بولتن  پمپئو و حمایت اسرائیل و عربستان وسایر کشورهای مرتجع منطقه و رجزخوانیهای جمهوری اسلامی که در بن بست مسائل داخلی ومحاصره اقتصادی درحال خفه شدن است، وقوع حوادث غیرقابل پیشبینی را که به درگیری نظامی بیانجامد،غیرمحتمل نمیسازد. سردمداران جمهوری اسلامی برغم ترس و هراس از بروز چنین درگیری  اما ازنظر دور نمیدارند که در چنین رویکردی نارضایتی عمومی  قابل کنترل تر خواهد بود،البته تاجائیکه به تزلزل و نابودی حکومت اسلامی منجر نگردد. درآن صورت تاریخ نشانداده است که آنها برای حفظ نظام از نوشیدن جام زهر دیگری ابا نخواهند داشت . اما بدون تردید تشدید تحریمهای اقتصادی ( که تا کنون هیچ کجای دنیا به سرنگونی رژیمها منجر نشده است ) از یکسو و بروز احتمالی جنگ از سوی دیگر، به رنج و درد میلیونها توده کارگر و زحمتکش خواهد افزود و همچون جنگ ایران وعراق ساختار طبقه کارگر و جنبشهای رو به گستر توده های مردم را به هم خواهد ریخت و عرصه را برای جریانات ارتجاعی ضد کارگری باز ترخواهد کرد.

با درنظرگرفتن همه احتمالات

اکنون توده های کارگر وزحمتکش مردم ایران که با دو دشمن قهار مواجه اند، چاره ای جزنه گفتن ومخالفت ومبارزه با جنگ وجنگ طلبان درهردوطرف،افشای جناح های رنگارنگ رژیم که سوار برتوسن «میهن پرستی» کاذب ،ازتوده ها میخواهند تا مطالبات و مبارزات خودرا فراموش کرده و فعلا که «میهن » درخطراست! باالیگاریشیهای حاکم و مافیای قدرت و ثروت چپاولگر وسرکوبگرحاکم؛ که حتی اجازه تشکل و تحزب و تجمع به کارگران وزحمتکشان نداده ونمیدهند،عقد اتحاد ببندند،و نه گفتن به طرح های تجاوزکارانه امپریالیستی و افشای احزاب وجریانات همدست امپریالیسم آمریکا و دول مرتجع منطقه، نظیر اسرائیل ، عربستان سعودی و شیوخ خلیج فارس که مرتجع تر و سرکوبگرتر از رژیم حاکم برایران هستند و درنهایت متشکل شدن درمحیط کار وزیست خود وتشدید مبارزه علیه جمهوری اسلامی که درچهل سال حاکمیت خود، مانع اصلی تحولات دموکراتیک وبرابری طلبانه درایران بوده است ،راه دیگری برای خلاصی از وضعیت فلاکتبار کنونی ندارند .روشن است که اکنون درشرایط فعلی توده های زحمتکش فاقد تشکلها و اتحادی لازم و ضرور برای قطعیت بخشیدن به مبارزه ای هدفمند با نظام حاکم و مقابله با خطرجنگ و ویرانی احتمالی هستند، اما تلاش تبلیغی و ترویجی وسازمانی هدفمند عناصر پیشرو میتواند زمینه های آگاه شدن و متشکل شدن مستقل توده های مردم در محیط های کار وزندگی خود به شکل شوراهای مستقل و هرنوع تشکل دیگری را فراهم نمایند. تلاش هدفمند درعرصه های مختلف تبلیغی ،ترویجی وسازمانی نقشه مند،و نیز تلاش برای متحد شدن دریک جبهه انقلابی، میتواند درلحظات بحرانی و حساس این فرصت را برای طبقه کارگر و توده های تحت ستم وزحمتکش بوجود بیآورد،تا از طریق گسترش مبارزه و ارتقاء آن به یک اعتصاب عمومی سیاسی وقیام مسلحانه به سرنگونی انقلابی رژیم مادیت بخشیده وسرنوشت خودرابدست بگیرند .

یدی شیشوانی ۲۵ اردیبهشت ۹۸

 






پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked as *

*