فهرست

کدام لنین فرشته رحمت بود؟ در نقد مستند اخیر بی بی سی در مورد چپ ایران- فرشید رضایی‌ راد

کدام لنین فرشته رحمت بود؟ در نقد مستند اخیر بی بی سی در مورد چپ ایران- فرشید رضایی‌ راد

اخیراً فیلم مستندی با عنوان چشمگیر “لنین، ای فرشته رحمت” از بی بی سی پخش شد که بار دیگر بحث بر سر تاریخ فعالیت‌های کمونیستی در ایران را دامن زد. فیلم به طور ویژه به رابطه چپ ایران با انقلاب اکتبر و اتحاد جماهیر شوروی متمرکز است. اما متأسفانه در غیاب فضای پویایی برای گفتگو، نقدهای موجود درباره این فلیم هم حاشیه‌ای و سطحی بوده است و هنوز جای یک نقد درست و اصولی خالی است.

این فیلم، تا آنجا که حافظه من یاری می‌کند، اولین مستند حرفه‌ای است که موضوع اصلی آن “تاریخ مبارزات سوسیالیستی و کمونیستی ایران” است. در این فیلم، سوسیالیسم پس زمینه یا شخصیت فرعی نیست بلکه نقش اول تاریخ است. البته سوال همین جاست: آیا این فیلم توانسته از پس چنین مأموریت خطیری برآید؟ در این یادداشت به همین پرسش پاسخ خواهم داد.

بر خلاف نقدهای پیش پا افتاده فعلی، ادعای فیلم پایان سویالیسم نیست،‌ بلکه جا زدن سوسیالیسمی بی رمق به جای سویالیسیمی قاطع است. من بحثم را بر این موضوع متمرکز می کنم که فیلم “لنین، ای فرشته رحمت” با تکرار موکد بر تسلیم شدن شوروی به تاریخ، جای خالی را با سوسیالیسمی جعلی پر کند که محدود به تصاویر ضدجهانی سازی و فعالیت های سندیکایی و مشابه آن است.

این فیلم با همدلی نوستالوژیک با گروه های چپ گرا، شمشیرش را برای اتحاد جماهیر شوروی تیز کرده است. سویالیسمی که فیلم در نهایت پیشنهاد می دهد و وعده آمدن آن را می دهد، سویالیسیمی است که “بدون قدرت” و در واقع “بدون دولت” است.

فیلم به سه دوره اصلی فعالیت کمونیست های ایران اشاره می کند و نسبت آنها را با فراز و فرودهای اتحاد جماهیر شوروی نشان می‌دهد.

در هر سه دوره مسئله اصلی که سازندگان فیلم برجسته می‌کنند، ناتوانی سوسیالیسم در تسخیر قدرت است. به همین علت هم می توان مدعی شد که ستایش‌ها و تعریف و تمجید آنها از لنین هم به رودربایستی شبیه است.

لنین بر خلاف همتایانش در روسیه، مانند کائوتسکی و پلخانف، معتقد بود به جای به انتظار تاریخ نشستن باید اراده سوسیالیسم را بر تاریخ “تحمیل کرد”. در مجموع، آموزه اصلی سیاسی لنین هم چنین بود: تسخیر قدرت، وقتی که قبضه کردن آن غیرممکن به نظر می‌رسد.

در این فیلم اگرچه بر دستاوردهای انقلاب لنین برای ایران تأکید می‌شود، اما با آموزه اصلی لنین در تضاد است.

در دوره اول که فیلم به پیدایش حزب کمونیست ایران و جنبش جنگل می پردازد، لشکرکشی احسان الله خان به تهران “ماجراجویانه” توصیف می‌شود.

روحیه آنارشیستی سازندگان این فیلم،‌ به حدی است که از همان اول دولت شوروی را در برابر کمیترن و انقلاب قرار می‌دهند. در صورتی که انقلاب اکتبر و دولت شوروی را نمی توان از هم جدا کرد و اینها در هم تنیده اند.

به همین ترتیب فیلم در دوره دوم، یعنی شکل گیری حزب توده در دهه بیست، بر فعالیت های فرهنگی پافشاری می‌کند. در این بخش، روشنفکران برجسته می شوند.

اگرچه فیلم به درستی اشاره می کند که در برابر مدرنیزاسیون رضاشاهی، بار اصلی مدرنیته بر دوش چپ ایران بوده، اما اصلا اشاره ای نمی کند که فقدان اراده و بی عملی حزب توده برای به دست گرفتن قدرت بود که جریان سوسیالیستی ایران را به انسداد و تباهی کشاند.

در بخش سوم هم ادعای فیلم این است که دخالت و اصرار چپ ها از جمله حزب توده برای حضور در قدرت بود که آنها را به تباهی کشاند.

برای آنهایی که با کارنامه سازندگان فیلم آشنا هستند، این گرایش به بی عملی، تعجب آور نیست. نویسندگان و پژوهشگران فیلم، امید منتظری و امیر کیان پور چهره‌های شناخته‌ شده‌ای هستند که فعالیت‌های روشنفکری به جای فعالیت سیاسی واقعی جا می‌زنند. آنها به تحزب و کار تشکیلاتی اعتقادی ندارند و پیشه و پیشینه دیگری هم جز ترجمه، مقاله نویسی و سخنرانی‌‌ ندارند. این گرایش در دهه هشتاد در ایران بالا و پر زیادی گرفت. این جریان که در دهه هشتاد شمسی به اصطلاح “چپ نو” خوانده می شد، به جای مارکسیست های اصیلی همچون تروتسکی و لنین، به ترویج “فرنچ تئوری” و مکتب فرانکفورت می پرداخت. طنز تلخ ماجرا اینکه بی عملی آنها، خود آنها را نیز نجات نداد و نتواستند از سرکوب سیاسی قسر در بروند. به قول آنچه در پایان فیلم نوشته‌اند، جواب هایشان برای تاریخ قانع کننده نبود.

آنها سوسیالیسم را در دایره مارکسیسم اروپایی- دانشگاهی خلاصه می‌ کردند و بیرون آن را منسوخ می‌دانستند؛ مبلغانی غرب گرا و قهر با تاریخ خودشان. به همین علت است که در فیلم “لنین ای فرشته رحمت”، مهمترین عامل شکست چپ پس از قیام ۵۷ را موضع ضدامپریالیستی گروه های چپ گرا می دانند.

برای آنها کمونیست ایده آل کسی است که سخنی از مبارزه با امپریالیسم به زبان نمی آورد.

دو پیام اصلی فیلم این است: اگر مارکسیست هستید فکر تصرف دولت به سرتان نزند و چشمتان را بر جنایات امپریالیسم ببندید.

این در حالی است که طلوع و افول شوروی را با همین دو مسئله می شود توضیح داد. در واقع مبارزه ضد امپریالیسیتی و اراده به قدرت بود که شوروی را به وجود آورد و ضعف قدرت دولتی و تساهلش با امپریالیسم بود که از دوران خروشچف به بعد به اضمحلال شوروی منجر شد.

به همین علت دفاع از کمونیسم و دفاع از شوروی دو روی یک سکه اند. امروز مارکسیست ها نباید مقهور تبلیغات رسانه ای شوند و حتی اگر نقدهای درست و به جایی از تجربه شوروی دارند، با دشمنانشان همصدا شوند.

کاری که مستند خوش رنگ و لعاب “لنین ای فرشته رحمت” با تصاویر آرشیوی جذاب و نوستالوژیک و همدلی با سوسیالیست ها انجام می دهد،‌ جایگزین کردن سوسیالیسمی آنارشیستی به جای سوسیالیسمی قاطع و مارکسیستی است.






اولین دیدگاه به کدام لنین فرشته رحمت بود؟ در نقد مستند اخیر بی بی سی در مورد چپ ایران- فرشید رضایی‌ راد

  1. حسین گفت:

    . قیلمی که در آن دو پژوهنده ی جویایِ نام به درست و نه از رویِ سهو سر از لجنزارِ سرمایده داری به نام بی بی سی در می آورند. این فیلم با سردبیریِ عنایتِ فانی در ادامه ی روندِ چپِ زنیِ که از محمد قوچانی شروع شد می زنند. آنها درست اخلافی قوچانی هستند که با رویه ای آپورتونیستی به چپ نگاه می کنند. برای آنها هر جا که تنور گرمتری باشد جای خودنمایی ست. چه می خواهد بی بی سی باشد یا چه جای دیگر. از نگارنده ی عزیز توقع می رود که این دو جوانِ جویایِ نام را با عناوینی چون چب نو عسل تعمید ندهند. چرا که دستِ فرصت طلبانی که از تریبونِ چپ نشخوار می کنند به وضوح برای همگان رو شده است. شرم بر این تحقیقِ فقیر و خالی از محتوا.

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked as *

*