فهرست

مصاحبه نشریه کارکمونیستی با رفیق نوشین شفاهی درباره مبارزات زنان درآستانه ۸مارس

کار: رفیق نوشین، درآستانه هشتم مارس روزجهانی زن هستیم . موقعیت مبارزات زنان ایران درشرایط فعلی چگونه است و طی یکسال گذشته  چه تحولاتی در جنبش برابری زنان بوجود آمده است؟

نوشین : بنظر من جنبش زنان در حال حاضر در یکی از حساسترین مقاطع مبارزاتی اش قرار گرفته است که میتواند نیروی بسیار عظیمی را وارد صحنه مبارزات سرنگونی طلبانه کند. حرکت اخیر ” دختران خیابان انقلاب” ظرفیت بالا و خلاقیت پویای جنبش زنان را بخوبی بنمایش گذاشت که گویای این واقعیت غیر قابل کتمان است که زنان ایران در شرایط و اوضاع متحول جامعه بحرانی ایران قادرند با اشکال و ظرفهای مبارزاتی جدیدی ارتجاع حاکم را به چالش بگیرند.

حجاب از سر برگرفتن در ملاء عام البته یک اتفاق غیرمنتظره و جدیدی نبوده است.دستکم در طی ده سال گذشته شبکه های اجتماعی مملو از ویدئوها و عکسهای بسیاری از زنان جوانی بوده است که در هر فرصتی حجاب را کنار گذاشته اند. چه در  کنار جاده ها  شادمانه در حال رقص و شادی بوده و یا در خیابانها و پارکها در کنار تابلوهای تبلیغاتی رژیم در ستایش حجاب، مقنعه هایشان را از سر بر گرفته و سلفی گرفته اند. ولی آنچه ” دختران خیابان انقلاب” رااز بقیه اعتراضات و یا حرکتهای پراکنده ای که در خیابانها علنا فرهنگ زور و اجبار “عفاف” و “پاکدامنی” را به استهزاء گرفته، متمایز میکند، این است که زنان از آن پوستۀ تدافعی شان بیرون آمده و مستقما پرچم بیحقوقی زن در اسلام را بر سر چوب کرده و قصد دادخواهی کرده اند. تاریخ چهل سال تحقیر و بیحرمتی به زنان هرگونه مرز و حریم ستمگری نسبت به زنان رابه هر شکل قابل تصور و ممکنی شکسته است و قربانیان زیادی گرفته است. ولی در حال حاضر دختران خیابان انقلاب، حجاب را بعنوان شیشه عمر آپارتاید جنسی بر زمین کوفته اند. نه اجباری نه اختیاری و نه با هر تبصره و شرط و شروطی، بلکه به همان معنا و منظوری که بضرب زور بر سر زنان کرده اند یعنی پرچم زن ستیزی رژیم اسلامی. ومی بینیم که انعکاسِ این ابتکارعمل با پتانسیل شگرفی که درهمه گیر شدن آن موجود است، چطور زیر پای گرایشات ارتجاعی و اصلاح طلب را  یکباره داغ کرده است. گرایشات راست سعی دارند که هر طور شده انتظارات، توقعات و خط قرمزهای این حرکت را تعریف کرده و با روایت خودشان آنرا یکباره مصادره کنند.

بنظر من دختران خیابان انقلاب کیفرخواستی علیه تمام پروژه های راست و نه سیخ بسوزد و نه کباب اصلاح طلبان نظیر ۱ میلیون امضاءو تصحیح قانون اساسی و کلا ” آزادیهای یواشکی” های فعالین خجول اسلامیون رقیق بود. دختران خیابان انقلاب نه در خلوت دشت و دریا و جاده بلکه در انظار عمومی و در بالاترین مکان ممکن در خیابان، پرچم چهار دهه بیحقوقی و تبعیض جنسی را لایق سر چوب دانسته و رسما به ارتجاع اسلامی اعلان جنگ داده اند. این حرکت نه فقط زنان بلکه مردان بسیاری را هم در کنار زنان قرار داده است. امکان دخالتگری اقشار دیگر جامعه در حمایت و دفاع از حقوق زنان بیش از همیشه فراهم شده و بویژه جوانان زیادی را قادر است حول مسئله زنان بسیج کند. انعکاس گسترده این حرکت در سطح بین المللی جنبش زنان را وارد یک خیز جدید، اگرچه نه بشکل اعتراضات گروهی ولی با پتانسیل بالای بسط پذیری کرده است  که طبعا شاهد خلاقیتهای دیگری در اشکال مبارزاتی اش خواهیم شد.

کار: فکر میکنید  جنبش اعتراضی دیماه توده های زحمتکش مردم ، دراقدامات  زنان مبارز دربه اهتزاز درآوردن روسری هایشان درملاء عام موثر بوده است و این اقدامات اعتراضی چه تاثیری درافکارعمومی جامعه و گسترش مبارزات زنان برعلیه بعیضات جنسی و سنت های مردسالار دارد؟

نوشین:جنبش زنان در فرمهای جدیدی در حال دگرگونی ست ولی بهیچ وجه نمیشود آنرا از بستر اتفاقات اخیری که هم در دی ماه و هم در ارتباط با زلزله زدگان و جنبش امداد رسانی توده ای رخ داد، جدا کرد. همانطور که نمیشود آنرا از اعتراضات مالباختگان و اعتصابات کارگری جدا دانست و یا بهمان اعتبار از اعتراضات و خیزشهای ۸۸ و ۷۸ و دهۀ شصت.

پروسۀ خودبخودی امدادرسانی توده ای در زمان زلزلۀ کرمانشاه شاید یکی از صحنه های بسیار مهم برای مشاهده و درک قدرت توده ها در سازماندهی و ساماندهی پروژه ها و برنامه های جمعی و گروهی بوده باشد. زنان بسیاری هم در کنار مردان در راس کمیته های محلی مسئولیت کمک و یاری رسانی به زلزله زدگان را بعهده داشتند. گذشته از جنبه های سیاسی آن که علنا بی اعتمادی مردم به رژیم و دم و دستگاهش را به اثبات رساند، اما از طرف دیگر اعتماد بنفس و جسارت همۀ کسانی که در این پروسه درگیر بودند را بالاتر برد. مردم فهمیدند که تنها نیستند و در تنفرشان از مافیای اسلامی رژیم  وحدت نظر دارند. بخصوص خیزش دی ماه با دو شاخص برجسته، سرنگونی طلبی و عبور از جناحها و مهره های اصلاح طلب، بیزاری شدید توده ها بویژه جوانان را از اسلام و دین بشکل چشمگیری برجسته کرد.مردم که با شعارهایی نان، مسکن ، آزادی بخیابان آمده بودند به انگیزه ها و مطالبات حداکثری پا دادند و طبیعتا فرصت میدانداری را از اصلاح طلبان حداقل خواه در ارتباط راگرفتند.

سرنوشت  زنان که یکی از وسیعترین و عمده ترین قشری هستند که موضوع وحشیانه ترین سرکوب رژیم قرارگرفته اند نمیتواند از سرنوشت قیام گرسنگان دیماه جدا باشد. طبعا دور از انتظار نبود که دیر یا زود تاثیر و انعکاس آنرا در جسارت و مقاومت زنان بتوان مشاهده کرد. هر تحول اجتماعی ای طبیعتا بر درجۀ رادیکالیسم تمام جنبشهای موجود در جامعه تاثیر میگذارد.

ما در روزگاری بسر میبریم که زن ستیزی و بیحقوقی زنان یکی از ستمهای لایتجزای این دوران شده است. مذهب و بویژه اسلام در دنیای معاصریکی از مهمترین اهرمهای حفظ و اشاعۀ این بیحقوقی بشکل نهادینه و یا عرفی این بیحقوقیها و سرکوبها  بوده است. و مذهب بطور کلی آن، همواره در سمت مخالف و طبیعتا سمت اشتباهی تاریخ در هر مقطعی از آن قرار داشته است. جنبشها و مبارزات توده ای همسو با تاریخِ متحول و انقلابی اجتماع، دست مذهب را بطور برجسته ای از زندگی، قوانین و فرهنگ اجتماعی کوتاه کرده اند، واگرچه هرگز بطورکلی ستم جنسیتی را قادر نبوده اند که از بین ببرند. و جوانان ایران در جریان این تحولات جهانی بسمت مذهب زدایی و روند مبارزات زنان بوده اند. بنظر من مردم در مورد حجاب، نه تنها مشکلی ندارند بلکه آشکارا در جریان خیزش اخیر بیزاری خودشان را از اسلام و دین بنمایش گذاشتند. بنابراین زمینه همگامی با زنان موجو بود و خود این مسئله انگیزه های جدیدی برای دختران انقلاب بوجود آورد که نه از طرف مردم، بلکه باید نگران اوباش رژیم باشند.

در ایران بویژه نقش شبکه های اجتماعی در زدودن اشکال و فرمهای دستکم بسیار علنی زن ستیزی بسیار برجسته بوده است و بازتاب مبارزات جهانی زنان در هر عرصه و نمودی از ستم جنسیتی در میدیای اجتماعی،بویژه در میان کاربرهای نسل جوان، در سست کردن برخی از باورها و استیگماهای جنسیتی، جنسی و قرون وسطایی آنها بسیار موفق بوده است.

از طرف دیگر در اکتبر گذشته تابحال چند کمپین :

Me Too – Time’s up- Never Again

همه گستر علیه آزار جنسی بر زنان در آمریکا در جریان بوده است که در انگلیس، کانادا، فرانسه، اسپانیا و کشورهای دیگری هم آداپته شده است. سوشیال میدیا این امکان را فراهم کرده است که پیامد این مبارزات،  زنان دنیا را بهم وصل کرده و از هم متاثر کند و توانسته است یک پلاتفرم جهانی علیه ستم جنسی بوجود بیاورد. طبعا تبعات این مبارزات در سالگذشته، در مبارزه زنان ایران نقش داشته و دستاوردهایی در ارتباط با فرهنگ مناسبات با زنان را هم با خود خواهد داشت و موقعیت جنبش زنان را هم در ایران و هم در عرصه جهانی در وضعیت مساعدترو پویا تری قرار خواهدداد.

کار:چه اقداماتی میتواند  موج جدید از مبارزات  زنان برعلیه تبعیضات جنسیتی را گسترش دهد و رژیم و جامعه مردسالار را مجبور به عقب نشینی بنماید؟

نوشین:حرکت اخیر زنان روایت یک برهه خاص و مقطع داده شده در تاریخ جنبش زنان نبوده و نیست. بلکه نماد پیکار زنان علیه ستم مضاعف برای همۀ فصلها بوده است. شرایط کنونی را نمی توان بدون حملات نئولیبرالیسم و فاشیسم اسلامی به سفره محرومین، کشتن و جنایات رژیم تحلیل کرد و نسخه ای برای جنبش زنان پیچید. بار این شرایط را بیش از همه زنان و بویژه زنان طبقات محروم  بردوش کشیده اند. بنابراین و لاجرم سرنوشت زنان حتی برای ممنوعیت حجابشان، به سرنوشت مردم گرسنه و مالباخته و کارگر بیکار و حقوق داده نشده ، گره خورده است.

جنبش زنان بشکل خودبخودی و در نتیجۀ سیر تحولات اجتماعی در ایران،  خود را دارد پاکسازی میکند و هر چقدر این جنبش نخاله هایش را کنار میزند بهمان اندازه هم بخشی از این مصلحت اندیشان را هم مجبوربه موضع گیری می کند ولاجرم با خود بالا میبرد. برخی از همین نخاله ها یکدفعه سرنگونی طلب هم شده اند. جنبش زنان نبایدمغبون این فریبکاران بشود، چرا که تمام هم و غم اینان این است که جنبش زنان را تا جایی که بتوانند کُند کنند و افسار بزنند. زمان دوری نیست که خیلی از اینان سرکوب آشکار و رسمی زنان توسط رژیم را، ازفتوحات فرهنگی-حقوقی مذهب اسلام تعبیر و تعریف میکردند.

مبارزات زنان ایران دستاوردهای بسیاری داشته است. این دستاوردها نه نتیجه فعالیتهای یک فمنیست خاص بوده است و نه بتنهایی از قبلِ مبارازات یک نهاد و سازمان بخصوصی بدست آمده است، بلکه اینها محصول نبرد و مقاومت مشترک همه زنان و همه نهادها و سازمانهای ریز و درشتی بوده است که در طول تاریخ مبارزاتی شان درایران اسلامزده و حکومت ارتجاع دینی،پیکار و مقاومت کرده اند و از دستاوردهای شان دفاع نموده اند. جنبش رهایی بخش زنان بویژه زنان سوسیالیست که نه فقط برای رهایی جنسی بلکه برای یک دنیای بی طبقه و نوین مبارزه کرده و پرچم این نبرد مستمر و خستگی ناپذیررا حمل کرده و همواره در مقابل تاریک اندیشی، جهل و الیگارشی مذهبی در صف مقدم قرار داشته اند.

بطور خلاصه اینکه چه باید کرد که رژیم و جامعه مردسالار عقب نشینی کند؟

-بقول معروف: اول از همه، اولین اقدام. و اولین اقدام این است که امر دستیابی به تمام مطالبات حتی دموکراتیک، جز از طریق سرنگونی رژیم اسلامی ممکن نمیشود. اول رژیم باید برود تا بشود کمترین تغییرات ممکن را در جامعه بنفع زنان ایجاد کرد. قدرت زنان در اتحاد آنان است و همانطور که دختران خیابان انقلاب هی تکثیر میشوند، زنان زیادی گروهی و یا چند نفره باید از هر خیابانی یک خیابان انقلاب بسازند. تنها در اینصورت است که جان دختران دستگیر شده و سلامت آنان تضمین میشود.

کار زدودن فرهنگ مرد سالاری هم پروسه ای کوتاه مدت نیست ولی زمانیکه حقوق زنان نهادینه شود و قانون مدافع حقوق و حرمت آنان باشد، کار فرهنگی مبارزه با باورها و سنتهای قرون وسطایی مثمر ثمر میگردد.

ما کمونیستها  اعتقاد نداریم که زنان فقط با رفتن رژیم به رهایی و برابری خواهند رسید. برابری امریست معطوف به انقلاب اجتماعی ای که سرمایه داری را مغلوب و سوسیالیسم را جایگزین میکند. ولی این بدین معنا نیست که در این راستا برای بهبود شرایط زنان و کسب برابری های نسبی تلاش نمیکنیم. ما از هر دستاوردی که امر رهایی زنان را یکقدم نزدیکتر و تسهیل میکند استقبال کرده و از هر جنبشی که در این راستا تلاش میکند، حمایت میکنیم.

ما کمونیستها میگوییم تا زمانیکه سرمایه داری در حیات است ستم جنسی پایان نخواهد گرفت چرا که ساختاریست که ساز و کارش، خود مولد این نابرابری جنسی بوده و از ملزوماتِ تداوم ِچرخۀ سودآوری اش است که این نابرابری اجتماعی موجود باشدِ.

رهاسازی زنان معطوف به یک امرِ همزادِ انقلاب اجتماعی ای است، که نظام کارمزدی را مغلوب و سوسیالیسم را جایگزین آن کرده باشد. و در هر عرصه ای از مبارزه ولو خُرد و کوچک، و هر مقاومتی ولو یک نفره، اگر وضعیت زنان را بهبود بخشد مشارکت کرده وازآن حمایت می کنیم.






پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked as *

*