فهرست

مبارزات کنونی مردم ایران و نقش کمونیست‌ها[۱]

                                 برای مبارزات کنونی مردم ایران علیه جمهوری اسلامی(مبارزات کارگری، مبارزات زنان، مبارزات اقلیت‌های ملی، مبارزات اقشار میانی، مبارزات علیه ستمگری بر حیوانات یا علیه تخریب محیط‌زیست و غیره) و روند آتی رشد و تکامل آنها ، بنظر من، بیشتر از همه دو دورنمای مختلف بدین شرح را میتوان تصور نمود:

۱- سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی در آینده‌ای نسبتاً نزدیک  مثلاً حداکثر تا ده یا پانزده سال دیگر؛ ۲- تغییر و تحولاتی بالنسبه اساسی و وسیع در خود رژیم که نتیجهُ آن  ابقاء رژیم در شکلی باصطلاح اصلاح‌شده برای مدتی مثلاً چند یا چندین دههُ دیگر میباشد. در حالت اول انقلاب ایران قاعدتاً یک نوع انقلاب  دموکراتیک خواهد بود که منجر به حاکمیت دموکراسی بورژوائی و سکولاریسم و توأم با تحولاتی اقتصادی بنفع زحمتکشان(یعنی طبقه‌کارگر و لایه‌های پایئنی اقشار اجتماعی میانی) خواهد‌شد. حالت سومی هم  مبنی بر شکست انقلاب ولی احتمالاً متعاقب آن انجام تغییر و تحولات مذکور در حالت دوم نیز قابل تصور است. و اما حالت چهارمی مبنی بر تداوم حاکمیت رژیم با وضع فعلی‌اش بدون تغییر و تحولات مزبور به‌گمان من بسیار بعید و وقوع‌ناپذیر میباشد. حالت دوم نیز، با توجه به اینکه  رژیم در بحران اقتصادی عمیق و شدید و علاج‌ناپذیری بسرمی‌برد و دچار بحران سیاسی و شکافهای عمیق درونی است و این بحرانها دورنمای فزاینده ای را در آینده درپیش دارند،  تحقق‌ناپذیر نیست. بنظر میاید که درحال حاضر تحقق حالت دوم بیشترازهمه در اختلافات و منازعات بین  دولت روحانی، بعنوان نمایندهُ اسلامیِ بورژوازی لیبرال، و اصول‌گرایان صاحب مقام و فرمانده‌هان کم یا بیش ارشد اصول‌گرای سپاه پاسداران( و در رأس آنها خامنهای ) پیش از همه بعنوان نمایندهُ اسلامیِ بورژوازی بوروکراتیک دولتی و بخشا” بعنوان خود این بورژوازی، و پیامدهای عملی و واقعی این اختلافات و منازعات در جدائی این دو جناح از یکدیگر انعکاس میابد. ازآنجاکه کمونیست‌ها و پیشروان و فعالین انقلابی و آگاه کارگری  خواستار انقلاب و سرنگونی کلیت رژیم بوده و برای آن فعالیت و مبارزه میکنند، در  سطور ذیل تنها حالت اول را مورد توجه قرار میدهیم:

   چنانچه اگر در ایران در آینده‌ای نزدیک و همانطور که گفته‌شد مثلاً حداکثر ظرف ده الی پانزده سال آتی انقلابی صورت‌گیرد، این انقلاب یک نوع انقلاب دموکراتیک خواهد بود و نمیتواند انقلاب سوسیالیستی یعنی تحول و انتقال به سوسیالیسم بمعنای واقعی باشد. سطح آگاهی  و تشکل سیاسی طبقه‌کارگر و توازن قواء طبقاتی در مقیاس مجموع جامعه چنان خواهد بود که انقلاب وقوع یابنده انقلابی از نوع انقلاب دموکراتیک خواهد‌شد. نیروهای چپ و کمونیستی تنها در رادیکال‌تر کردنِ این انقلاب و نتایج آن تأثیر گذار خواهند بود. گذشته ازاینکه معلوم نیست کمونیست‌ها و کارگران ایران در حال حاضر چه مفهومی از «سوسیالیسم» دارند و برداشت و درک آنان از «سوسیالیسم» تا چه اندازه واقعاً مارکسیستی و صحیح انسانی( میتوان گفت یعنی منطبق با  آنچه من در کتابم تحت عنوان «ملاحظاتی درباره مسئله سوسیالیسم» در این باره بیان‌داشته‌ام) میباشد و بنابراین از این لحاظ تا چه اندازه برای تحقق‌بخشیدن به سوسیالیسم آمادگی دارند. و گذشته از  اینکه- بنظر من-  میزان تکامل اقتصادی و اجتماعیِ کاپیتالیستی جامعه ایران در زمان حاضر  هنوز آنقدر نیست که پیش‌شرط‌های مادی و اجتماعی لازم برای گذار به سوسیالیسم واقعاً فراهم‌شده‌باشد. و گذشته از‌اینکه امر بقاء سوسیالیسم بمفهوم واقعی و تکامل آن به کمونیسم در ایران و هر کشور جداگانه‌ُ دیگری که درنظرگیریم همچنین منوط به وقوعِ بهنگامِ انقلاب سوسیالیستی و برپائیِ سوسیالیسم در سایر کشورها و در مقیاس جهانی است و چنین رویدادی در عین‌حال مستلزمِ وجود پرولتاریائی با خودآگاهی طبقاتی نسبتاً بالا و کمونیست‌‌ها و احزاب کمونیستی‌ای مجهز به نظریه‌ها و نظرات واقعاً مارکسیستی و تکامل‌یافته در عموم کشورهای جهان میباشد یعنی چیزی که امروزه وجود‌نداشته و – اگر تحقق‌یابد- تا آینده‌ای بیش‌و‌کم دور بوجود نخواهد آمد؛ و وقوع انقلابِ فرضاً سوسیالیستی در ایران تنها وقتی میتواند به وقوع چنین انقلابی در سایر کشورها دامن‌بزند که در این کشورها زمینهُ فکریِ لازم در توده‌های کارگر و زحمتکش بوجود آمده‌باشد یعنی بسط و ارتقاء آگاهی طبقاتی طبقه‌کارگر بقدر‌کافی صورت‌گرفته‌ و تشکل سیاسی آن تاحدودی انجام پذیرفته و یا سریعاً انجام‌پذیر‌باشد. و گذشته‌ازاینکه در جامعه کنونی ایران یک روبنای سیاسی و حقوقیِ بیش‌و‌کم فئودالی و ماقبل سرمایه‌داری حاکم است که در براندازی آن نه تنها طبقه‌کارگر و سایر زحمتکشان بلکه بخش عمدهُ سایر اقشار اجتماعی نیز ذینفع هستند و این امر به انقلاب ایران- چنانچه در آینده نسبتاً نزدیکی رخ‌دهد- خصلت دموکراتیک می‌بخشد. این مسائل را باید  واقعاً موردتوجه قرار داد و خوب درباره آنها اندیشید. اگر این مسائل را بطور درست و کافی موردتوجه و تعمق قرار‌دهیم و درعین‌حال هدف غائی و نهائی امان تحقق جامعهُ واحد جهانی واقعاً کمونیستی باشد، آنگاه خواهیم دید که مطرح‌کردن سوسیالیسم بعنوان هدف کنونی طبقه‌کارگر و کمونیست‌های ایران یا هرکشور مشابه و جداگانه دیگر اصلاً نابجا و خطا هم هست.

   اینکه کمونیست‌ها آرمان غائی و نهائی‌اشان جامعهُ جهانی واقعاً کمونیستی است که برای حصول به  آن  بایستی در هر کشور از طریق انقلاب سوسیالیسم برقرار و متحقق‌گردد و غیره، بدین معنا نیست که آنان در هر زمان و در هر شرایطی در جوامع سرمایه‌داری بایستی بلاواسطه و مستقیماً برای انقلاب سوسیالیستی و تحقق سوسیالیسم مبارزه نمایند و چنین هدفی را دنبال‌کنند. هدف مشخص و مستقیم کمونیست‌ها- و البته دارای آرمان کمونیسم- در هر زمان و مرحلهُ معین را امکانات و شرایط عینی و ذهنی  مشخص و بلاواسطه متعین‌میسازد.

   چنانچه در ایران در آینده‌ای نسبتاً نزدیک انقلابی صورت‌گیرد و در نتیجه رژیم متلاشی و سرنگون و یا بنحو دیگری ساقط یا از قدرت برکنارگردد، بنظر من، حکومت جدیدِ پس از این انقلاب یا دگرگونی حکومتی کثرت‌گرا یعنی متشکل از  گروهها و احزاب سیاسیِ  مختلف خواهد بود و هر گروه یا حزب به  نسبت جمعیت طرفدارش در قدرت سیاسیِ حاکم سهیم خواهد ‌شد، و  مجموع جریانها و نیروهای مدعی کمونیست-که البته  حزب توده و اکثریت را شامل نمیشوند- حداکثر ( تأکید میکنم: حداکثر) حمایت ده الی پانزده( و بسختی میتوان گفت الی بیست) در صد اهالی یعنی جمعیت ایران را با خود خواهند داشت. این ارقام البته حاکی از رشد بسیار زیادِ پیوند و مقبولیتِ توده‌ای کمونیست‌ها نسبت به زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ خواهد‌بود که در آن میتوان گفت آنان- غیراز منطقه کردستان و شاید ترکمن صحرا- تنها حمایت و موافقت کمتر ازیک درصد جمعیت را با خود داشتند، ولی بهرحال با کسب حمایت و توافقِ نظرِ عمیق و واقعیِ اکثریتِ حتی‌الامکان هرچه بالاترِ مردم توسط آنان- که برای انجام انقلاب سوسیالیستی و برپائیِ سوسیالیسم لازم است- هنوز فاصلهً بسیار زیادی دارد.

   با وجود همهُ اینها، بدیهی است که کمونیست‌ها و پیشروان انقلابی طبقه کارگر باید حتی‌المقدور هم در این مبارزات مردم و بیشتر‌ازهمه در مبارزات کارگران شرکت کنند و فعالانه برای هرچه رادیکال‌‌ترکردن همهً اینگونه مبارزات و تقویت و گسترش و ارتقاء سطح آنها کوشش‌ نمایند؛ و هم درعین‌حال جهت پیشبردِ کارِ ترویج و تبلیغِ همه‌جانبه و بنیادی و مستمرِ آگاهی‌ کمونیستی بمفهوم واقعی و تکامل‌یافته‌ آن بویژه و عمدتاً در میان توده‌های کارگر- بمثابه مرحله یا جزئی از فرایند تاریخی و طولانی‌مدتِ زمینه‌سازی فکری و سیاسیِ یا به بیان دیگر تدارک فکری و سیاسی لازم برای انجام انقلاب سوسیالیستی و برپائیِ سوسیالیسم- تلاش‌نمایند.

                                                                                                                         حمید پویا

[۱] – این نوشته در تاریخ ۵ ژوئن ۲۰۱۴(به مناسبت مبارزات مردم در آن زمان) به رشته تحریر درآمده و سپس در تاریخ ۲۰ نوامبر ۲۰۱۸ مورد بازبینی قرار گرفته و اصلاحاتی در آن وارد شده است.






پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked as *

*