فهرست

قرارگرفتن نام سپاه پاسداران در لیست تروریستی امپریالیسم آمریکا

درپی تشدید تضاد بین رژیم جمهوری اسلامی و امپریالیسم آمریکا ،ترامپ رئیس جمهوری آمریکا سپاه پاسداران را نیز به لیست تروریستی خود اضافه کرد.

قرارگرفتن نام سپاه پاسداران درلیست «تروریستی » دولت آمریکا واکنشهای مختلفی را در سپهر سیاسی ایران موجب شده است .عکس العمل نیروهای طرافدار رژیم و جناح های رنگارنگ آن از پیش برهمگان معلوم است ،واین هم روشن است که درپشت اظهارات شداد و غلاظ گروه های مختلف وابسته به دم دستگاه حاکمیت و نیز پایه های اجتماعی آن،دردفاع ازسپاه پاسداران ، منافع اقصادی وسیاسی متفاوتی خوابیده است. اما باوجود تضاد منافع دراین یا آن مورد اقتصادی و سیاسی، درظاهرهمه مدافعان رژیم ازجناح های مختلف آن دردفاع از سپاه پاسداران و لزوم «اتحاد» درمقابل دشمن مشترک حرف میزنند. کیست که نداند همین گذاشتن اسم سپاه درلیست تروریستی ایالات متحده که خود به تروریسم دولتی متهم است، درتقویت حداقل بخشی از ذوب شدگان درولایت فقیه وافزایش اقتدارآن هرچند درکوتاه مدت، کمک میکند و خیلی ها تلاش میکنند ازموقعیت بوجود آمده  چهره منفور این ارگان سرکوب را با مستمسک قراردادن  اقدام آمریکا(که خود درمیان افکار عمومی توده های زحمتکش مردم ایران، منطقه وجهان منفوراست) تزئین بکنند و دستان آنهارا درسرکوب بیشتر جنبشهای اجتماعی باز و موجه جلوه دهند وعلاوه برآنها این اقدام به مذاق اپوزیسیون بورژوائی رژیم نیز خوش نیامده و بخشی از ناسیونالیست های عظمت طلب ایرانی و روئیابافان تحولات دموکراتیک از درون رژیم را نیز متاثر و متاسف کرده است.

گذشته ازاینکه امپریالیسم آمریکا خوددر بقدرت رساندن حکومت فعلی درایران دست داشته است و تا کنون ده ها گروه ارتجاعی و اسلامی را دربرابر تحولات دموکراتیک ،درمنطقه و بسیاری از کشورهای جهان سازمان داده و به جان توده های مردم انداخته است و برای تامین منافع خود ازهیچ جنایتی فروگذار نیست، اما این امر نافی این واقعیت نیست که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران از همان بدو تاسیس اش بعنوان پایه اصلی مافیای حاکم برکشور  به چه جنایات و ترورهائی درداخل و خارج کشور دست نزده و نمیزند.  سپاه پاسداران در چهار دهه گذشته عامل اصلی سرکوبهای ددمنشانه نیروهای سیاسی چپ، کمونیست و دموکرات و آزادیخواه درایران بوده و رژیم با توسل به عقب ماندگی اندیشه و قدرت سرکوبگری این نیرو،سپاه پاسداران و شاخه های مختلف مخفی و علنی آنرا همچون چماقی بربالای سرمرم نگهداشته است وبا اتکاء به بیرحمی آن درسرکوب هرصدای آزادیخواهی، کارگران وزحمتکشان وتوده های مردم ایران را از هرگونه تحزب و تشکل مستقل واظهار عقیده و بیان محروم نموده است و صدای هر آزادیخواهی را با دستگیری و زندان و شکنجه و یا ترور در داخل و خارج جواب داده است . سازمان اطلاعات سپاه ،دست دردست وزارت اطلاعات ،بارها دست به ترور مخالفین سیاسی درداخل و خارج ازکشور زده است.ازهمان ابتدا با سرکوب شوراها و تشکل های کارگری ،بستن مطبوعات ومحو آزادیهای سیاسی، به ایجاد فضای مناسب تشدید استثمار و غارتگری طبقه حاکم  یاری رساند و یکی از بزرگترین ارگان تولید و تکثیر رانت خواران بوده و  به شکل مافیائی بر شریانهای اقتصادی و تجاری کشور چنگ انداخته است  ونیز مجری اصلی سیاست های ماجراجویانه و توسعه طلبانه نظام ارتجاعی حاکم  درمنطقه، از طریق توسعه و تجهیز گروه های ارتجاعی اسلامی  بوده است که تا کنون لطمات جبران ناپذیری را بر جامعه، بویژه اکثریت محروم تحمیل نموده است.

قرارگرفتن سپاه پاسداران درلیست تروریستی آمریکاصد البته خطر بروز تصادمات و درنهایت درگیری نظامی را میتواند افزایش دهد ،اما این بدان معنی نیست که هم اکنون دوطرف آمادگی جنگ را داشته و آنرا بعنوان گزینه نخست روی میز خود دارند.امپریالیسم آمریکا درپیاده کردن استراتژی وسیع ترخود درمنطقه است و چالشهای مهمی درمنطقه و جهان هست که آمریکا هم اکنون درگیر آنها است و بی شک درحمله به ایران این تاکتیک میباید به اهداف واستراتژی دراز مدت آمریکا درارتباط با روسیه ،چین ، اروپا وسایر بازیگران عمده جهان سرمایه داری، خدمت کند .دراین راستا به نظر میرسد فعلا آمریکا تلاش میکند باتسلیم ومهارجمهوری اسلامی موقعیت خود را در«پساداعش»  درمنطقه تثبیت کرده ودرداخل آمریکا نیز افکارعمومی را برای انتخاب دوباره ترامپ متقاعد نماید.ازطرفی تا میتواند با فروش سلاح واخاذی ازدولت های مرتجع منطقه دلارهای نفتی را به خزانه آمریکا بازگرداند. جمهوری اسلامی هم ازاین آرایش جنگی بیشترین استفاده را درسرکوب و فرونشاندن اعتراضات عمومی و سرپوش گذاشتن بر فساد ورانت خواری و فقرو بیکاری سود میبرد.

روشن است که با جنگ و دخالت های امپریالیسی و دول مرتجع منطقه باید قاطعانه و بدون تزلزل مبارزه کرد. چرا که جنگ همراه خود اش ویرانی ،فقر بیشتر و ازهم پاشیدگی انسجام طبقه کار گر و زحمتکشان جامعه که هم اکنون درمقابل جمهوری اسلامی صف آرائی کرده اند، منجر خواهد شد و نتیجه ای جز تقویت جناح های رنگارنگ مرتجعین و چپاولگران و کشتار و خانه خرابی توده های مردم دربرنخواهدداشت. درعین حال سرنگونی نظام استثمارگر و سرگوبگر جمهوری اسلامی بعنوان مانع اصلی تحولات دموکراتیک ،آزادیخواهانه وبرابری طلبانه درایران وظیفه اصلی و همیشه وهمواره  طبقه کارگر ومحرومان جامعه و به تبع آن وظیفه مبرم نیروهای انقلابی و کمونیست جامعه محسوب میشود.دراین شرایط حساس لزوم متحد شدن همه کارگران و متحدین آن درجبهه ای انقلابی بمنظور سرنگونی رژیم حاکم واستقرار ساختاراقتصادی واجتماعی نوین مبتنی برشورا ها، تنها راه نجات از وضعیت بحرانی و فلاکتبار کنونی است.

 

 

 






پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked as *

*