فهرست

فرجام برجام ، فرجام جمهوری اسلامی ، گزینه ما

شکست محتوم برجام با وجود تلاشهای ملتمسانه باند روحانی واروپا که مطمئنا به نتیجه نخواهد رسید و در دستور قرار دادن سرنگونی رژیم از طرف آمریکا علیرغم اینکه چند بار مقامات آمریکایی برای حفظ ظاهر و عرف دیپلماتیک منکر شده اند ، شرایط بسیار حساسی را رقم زده است . شروع تحریمهای آمریکا از چند ماه آینده که از هم اکنون چند کارتل بزرگ مانند توتال ، بریتیش پترولیوم ، مرسک ، آلیانز…. به پیشواز آن رفته اند به همراه اعلام آمادگی  فروش نفت بیشتر از طرف روسیه و عربستان به دنبال شروع تحریم فروش نفت ایران در پنج ماه آینده که توان مالی ایران را به شدت کاهش خواهد داد ، به خوبی گویاست که ماههای پیش رو بسیار حساس و سرنوشت سازاست  . به نقطه ای نزدیک میشویم که دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی حتی نمیتوانند در دل روستائیان هم هراسی اندازند و جسارت و بی پروایی توده ها کابوس تحقق یافته رژیم شده است ، کابوسی که هشت سال قبل سردار جعفری و سردار همدانی نگران از خطر شورش گرسنگان و تهیدستان پیش بینی میکردند و صریحا اعلام کرده بودند که توان مقابله با این شورش ها را ندارند ، اینک به آن روزها نزدیک میشویم . پیش رو بودن تحریمهای گسترده جدید ، افزایش ارزش دلار و کاهش ارزش ریال ، کاهش فروش نفت ( بعد از خروج آمریکا از برجام ، در ماه اردیبهشت ، ۱۰۰ هزار بشکه تولید روزانه نفت ایران کاهش یافته ) هزینه های سرسام آور مداخلات منطقه ای رژیم ، عدم تمایل سرمایه گذاران خارجی در ایران بدلیل نبود امنیت و خطر برخورد با جریمه های سنگین خزانه داری آمریکا ، به همراه فرار وسیع سرمایه از ایران ( به قول پور ابراهیمی رئیس کمیسون اقتصادی مجلس در طی ۲ ماه اول امسال -۹۷ – ۳۵ میلیارد دلار سرمایه از ایران خارج شده و حدود ۲۰ میلیارد دلار از چرخه اقتصاد خارج شده و در خانه ها به صورت دلار ذخیره شده ) همه و همه چشم انداز تشدید وحشتناک رکود و بیکاری و شروع دور تسلسلی از افزایش قیمت کالاها خصوصا نیازهای روزمره مردم مانند حبوبات و میوه جات و لبنیات و مواد پروتئینی و …. و افزایش قریب الوقوع قیمت بنزین و حاملهای انرژی که کلید آن زده شده ( اجباری کردن فروش سوخت فقط با کارت سوخت از پانزدهم تیر ماه توسط وزارت نفت ) ، بحران آب و بیکاریهای گسترده ، ماهها حقوق نگرفتن کارگران و کارمندان کارخانجات و ادارات و شهرداریهای شهرهای مختلف ، تعطیلی مکرر واحدهای تولیدی و متوقف شدن کامل پروژه های عمرانی دولتی ، فساد وحشتناکی که تا مغز استخوان رژیم رسوخ کرده و از صدر تا ذیل آن را در بر میگیرد و رو شدن روزانه گوشه ای از این فساد که امری عادی شده ، تشدید نارضایتی و اعتراضات توده ای را به دنبال دارد ، اعتصابات و تظاهرات و شورشهای هر روزه در گوشه و کنار کشور هراس به جان رژیم انداخته ، هر چند این حرکتها یکپارچه نیست ولیکن وقوع مکرر این تجمعات و عدم پاسخ گویی رژیم به آن چشم انداز شورشهای دی ماه را نوید میدهد . در اغلب این تجمعات ( حتی در تشیع جنازه هنرپیشه قدیمی  ناصر ملک مطیعی ) شعار علیه دیکتاتوری شعار محوری شده ، شعاری که راس نظام را هدف گرفته است  تمام هم و غم رژیم در این خلاصه شده که این اعتراضات پراکنده را مهار کند و مانع از به هم پیوستن و گسترش و یکپارچگی آن گردد . رژیم در یک دور تسلسل  گرفتار شده که خلاصی از آن برایش مقدور نیست ، فعلا راه حل لیبرالها درون حاکمیت در دستور قرار دارد ، تحمل و پذیرفتن بخشی از خواسته ها برای آرام کردن توده ها که به عنوان نمونه در برابر کامیون دارهای اعتصابی در پیش گرفته ولی از آنجا که چنین روشی اساسا با ماهیت وجودی رژیمهای دیکتاتوری مانند جمهوری اسلامی هیچ گونه سنخیتی ندارد و در تاریخ چهل ساله این رژیم هم نمیتوان موردی یافت که در برابر خواست توده ها عقب نشینی کرده و به آن گردن نهاده باشد ، همیشه با ایجاد رعب و وحشت و بگیر و ببند و شکنجه و زندان و اعدام اعمال حاکمیت کرده و در اصل بقاء خود را مدیون اعمال این سیاست میداند ، سپاه و جناح امنیتی و اطلاعاتی رژیم در تدارک است در صورت شکست دور اخیر تلاشهای روحانی با یک خیز بلند یا یک کودتای غیر رسمی و تعیین رئیس جمهور نظامی که زمزمه های آن به گوش میرسد و حتی از افرادی چون محسن رضایی و قاسم سلیمانی نام برده شده ، با بدست گرفتن تمام ارگانهای حکومتی به همان روش ذاتی خود که در آن ید طولایی دارد متوسل شود با این تفاوت که این بار شرایط به کلی تغییر کرده ، بیکاری و فقر و گرسنگی کارد را به استخوان توده ها رسانده ، انسانهایی که چیزی برای از دست دادن ندارند با جسارت و بی پروایی باور نکردنی ، حتی در روستاها و شهرهای دور افتاده سر به طغیان برداشته اند و از آنجا که رژیم هیچ راه حلی برای معضلات و تنگناهای اقتصادی پیش رو و کاهش فشار بر روی مردم ندارد سرکوب جز اینکه موجب وخیمتر شدن وضعیت اقتصادی شود نتیجه دیگری در بر ندارد و اعتراضات واکنشی توده ها به کنش دربرابر رژیم بدل شده و پراکندگی زمانی و مکانی آن به جنبش همگانی خواهد انجامید  .

در شرایطی که خلاصه وار ذکر شد گزینه ما چیست ؟

پر واضح است که سرنگونی جمهوری اسلامی تنها راه و تنها پاسخ به شرایط موجود است و توده های گرسنه و درمانده و فقرزده و لبریز از کینه عمیق همانطور که در وقایع غیر قابل تصور دی ماه نشان دادند به سرعت به کنش با رژیم خواهند رفت و هیچوقت منتظرنمیمانند تا ما ( انقلابیون چپ وکمونیست ) چه میگوییم و چه طرح و برنامه ای داریم . در دهه اول دی ماه سرعت و وسعت اعتراضات که در کمترین زمان حتی روستاها را در بر گرفت و نوع شعارها مانند ” اصلاح طلب اصول گرا دیگه تمومه ماجرا ” و اقداماتی چون
آتش زدن حسینیه و حوزه علیمیه و دفتر امام جمعه و پایگاه بسیج ….. همه تحلیل گران حکومتی و اپوزسیون را غافلگیر کرد ( و به جرات میتوان گفت در تصمیمات هیات حاکمه آمریکا در مورد ایران بی تاثیر نبوده ) . اینک تمامی تابوها ، تمامی ترسها وتوهمات در حال فرو ریختن است ، البته نمیتوان تلاش پاره ای از افراد و محافل را در ایجاد هراس از جنگ برای اجتناب از هر گونه اقدام علیه رژیم به بهانه حفظ امنیت و تمامیت ارضی ایران نادیده گرفت ولی تلاش این جیره بگیران رژیم کمترین تاثیری در آرام کردن توده ها و نجات رژیم ندارد . حال توده ها اپوزسیون را به دنبال خود کشیده اند ، رضا پهلوی که اینک شجاع شده و به تقلید از ترامپ به توئیت زنی رو آورده به همراه سایر سلطنت طلبان هیجان زده از چند مورد شعاردادن در ستودن رضا شاه درچند نقطه  از کشور، متوهم شده اند که مردم سلطنت میخواهند ، مجاهدین که همیشه خواهان سرنگونی حکومت آخوندی هستند نه جمهوری اسلامی و اینک در هیات حاکمه آمریکا دست بالا را دارند در لابیگری های خود در محافل سیاسی و حکومتی آمریکا الغا کرده اند که این وقایع با هدایت و رهبری آنها صورت گرفته و خودشان هم به این توهم گرفتار شده اند که واقعا کار کار خودشان بوده ، محافلی هم همه چیز را به کنار نهاده و همچنان از حرکت زنان خیابان انفلاب ( که به درستی اقدامی شجاعانه و زیبا بود ) هیجان زده هستد و در بررسی آن از نقش خودشان در این حرکت مرتب داد سخن میدهند ، و مهمتر از همه برخورد کمونیستها با این تحولات است ، همه تحلیلها و سخرانی ها بدرستی از همراهی با این اعتراضات و پشتیبانی از آن حکایت دارد ولیکن طبق قاعده حرف مرد یکی است زمان یا برایشان متوقف شده یا خیلی کند حرکت میکند ، به مناسبت یازده اردیبهشت همانند سال قبل و سالهای قبل اطلاعیه صادر میکنند و از کارگران میخواهند برای افزایش حقوق و کاهش ساعات کار و لغو قراردادهای موقت و بیمه …… به اعتراض برخیزند و از رژیم خواهان خواسته هایشان شوند در حالیکه کارگران این ضرورتهای ابتدایی را در زندگی روزمره شان با گوشت و پوستشان حس کرده اند و سالهاست برای آن میجنگند و یاران بزرگی را راهی زندانها کرده و انسانهای شریفی در این راه جان باخته اند ، اینک می بایست به کارگران و مزد بگیران بگوییم چشم امید از این رژیم ضد کارگری و ضد انسانی بردارند تحقق حتی ابتدایی ترین خواسته ها ، تحقق آزادی زن ، معضل کودکان کار ، لغو اعدام ، مشکل محیط زیست ، حل بحران آب و خشک شدن تالابها ، ووووو فقط و فقط با سرنگونی رژیم توسط کارگران و زحمتکشان و درهم شکستن ماشین سرکوب رژیم و استقرار حاکمیت شوراها میسر خواهد بود .  شورشهای دهه اول دی ماه در بیش از صد شهر با آن بار رادیکالی غیر قابل تصور و آن سرعت عجیب که با هیچ کدام از مباحث جزمی تئوریک همخوانی نداشت یک واقعیت بزرگ را آشکار کرد ، رفقا من در خیابانهای ایران به سر میبرم ، رفقا ( کمونیست و انقلابی ) رایحه خوش اعتلا میاید ، چه برایتان قابل قبول باشد و چه نباشد ما به اعتلای انقلابی نزدیک میشویم قیام گرسنگان در راه است . صف انقلاب باید پیشتر و سریعتر از ضد انقلاب در تدارک قیام و بدست گرفتن رهبری آن باشد ما به سهم خود با تمام توان در این جهت میکوشیم اما وظیفه شما بسیار سنگینتر است ، لازم است اگر لیوان آبی در دست دارید به کناری نهید و با تمام توان برای تحقق وحدت و شکل گیری یک جبهه قدرتمند و ایجاد ستادی از نیروهای انقلابی برای هدایت خیزش دوباره توده ها و رهبری قیام اقدام کنید . شکی نیست توده ها رهبران خود را خود برمیگزینند ولی این رهبر را از میان افراد و نیروهایی بر میگزینند که در کنارشان پا به پایشان فریاد بزنند سنگ پراکنی کنند اطلاعیه بدهند نه اینکه از دور دستی بر آتش داشته باشند . نگذاریم سال ۵۷ دوباره تکرار شود اگر اراده کنیم میتوانیم .

کیومرث منصوری ۱۹/۳/۹۷






پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked as *

*