فهرست

عملیات مسلحانه حزب دمکرات کردستان ایران «رویکردی تاکتیکی» و یا خطائی استراتژیک!

اخیرادرگیریهای مسلحانه ای میان نیروهای حزب دموکرات کردستان ایران وسپاه پاسداران رژیم جمهوری اسلامی ایران در نوارمرزی ایران وعراق و برخی روستاهای داخل کردستان ایران رخ داده است.
آغاز این عملیات بیست و ششم خردادماه بود که به گزارش خبرگزاریها، یکی از تیم‌های پیشمرگه حزب دمکرات کردستان ایران در شهرستان اشنویه مابین روستاهای “سرگیز و قره‌سقل با سپاه پاسداران درگیر شده بود .دراین رابطه سخنگوی شورای نظامی حزب دمکرات کردستان ایران در بیانیه ای که در وبسایت این حزب – “کوردستان‌میدیا” – منتشر کرده، گفته است:‌ “یکی از تیم‌های پیشمرگه حزب دمکرات کردستان ایران در شهرستان اشنویه مابین روستاهای سرگیز و قره‌سقل که در میان مردم درحال انجام فعالیت‌های تشکیلاتی و سیاسی بودند، مورد هجوم نیروهای سپاه پاسداران رژیم قرار گرفته و درگیری شدیدی میان نیروهای پیشمرگه حزب دمکرات و نیروهای سپاه پاسداران رژیم روی داده است”.
ازطرفی بنا به گزارش خبرگزاری مهر ،پاسدار محمد پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه هم مدعی شده است که: نیروی های اطلاعاتی و عملیاتی قرارگاه حمزه به “دو تیم تروریستی وابسته به گروهک های ضد انقلاب که برای خرابکاری و انجام اقدامات تروریستی قصد عبور از منطقه مرزی اشنویه به داخل کشور را داشتند” حمله کردند و آنها را کشتند. علاوه برآن ،خبردرگیریهای پراکنده دیگری هم دراطراف مهاباد وسردشت ازسوی طرفین منتشر شده است که هنوز از صحت وسقم و جزئیات آنها اطلاعات دقیقی منتشر نشده است .
متعاقب این درگیریها،از ۲۶ خردادماە سال جاری،رژیم با حملات توپ‌خانه‌ای به روستای «قرسقل» در نزدیکی شهرستان «اشنویە»، وباویران کردن چندین منزل مسکونی و از بین بردن چندین دستگاە از ماشین‌آلات کشاورزی و در ۳٠ خردادماە نیز با توپ‌باران بلندی‌های شهرستان «سردشت» ‌ و در ۴ تیرماە با به توپ‌بستن بلندی‌های اطراف «لندی شیخان» و «بینگوین» ناحیە «منگور نشین» شهرستان «مهاباد»، و با بجا گذاشتن خسارات زیاد منطقه را بطور کامل میلیتاریزه کرد.
علاوه براین حملات که بلافاصله بعد ازدرگیری با پیشمرگان حزب ازسوی نیروهای سپاه و ارتش جمهوری اسلامی انجام شد. از روزصبح  یک‌شنبه ۶ تیرماه ۱۳۹۵، مناطق «کیلەشین» و «حاجی عمران»، و روستاهای «برکما» و «باربزین» نزدیک شهرستان «سیدکان» در استان «اربیل» اقلیم کردستان عراق، توسط توپخانەهای «سپاە پاسداران ایران» مورد حملات مداوم موشک و توپ قرار گرفت که طبق گزارش خبرگزاریهادر این عملیات هفت نفر از اهالی غیرنظامی زخمی شده اند ، خانەهای زیادی ویران شده ، همچنین مراتع بسیاری آسیب دیده اند.بر اساس گزارش‌های محلی، این منطقە کوهستانی کە محل سکونت چادرنشینان و مردمان روستایی است و زنان، کودکان و افراد مسن بی‌دفاع  به همراە دام‌هایشان در آن ناحیە، زندگی می‌کنند ، هدف راکت، خمپارە و توپ‌خانە “نیروهای نظامی سپاە پاسداران ایران” قرار گرفتەاند.
همچنین روز شنبه پنجم تیرماە نیز ، به دنبال توپ‌باران کوهستان «کوسالان» از توابع شهرستان «مریوان» در استان کردستان، خسارت بسیاری به جنگل ها و مراتع  آن منطقه وارد شده است.
عکس العمل رژیم جمهوری اسلامی و دولت اقلیم کردستان
در پی این درگیریها ،حسین سلامی جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران با اشاره به درگیری‌های اخیر سپاه پاسداران با حزب دمکرات کردستان ایران، اعلام کرد« به مسئولین مستقر در شمال عراق می‌گویم که به تعهدات خود پایبند باشند که اگر از هر سمتی، جمهوری اسلامی ایران با تهدید مواجه شود، در هر نقطه‌ای که باشد، ما آن تهدید را ویران خواهیم کرد».
اقلیم کردستان نیز درجواب به تهدیدات سپاه ، ضمن نامناسب دانستن  تهدیدات سردار سپاه، طی بیانیه ای اعلام کرد:” اقلیم کردستان با هدف اجرای قوانین بین‌المللی، حفظ و توسعه‌ روابط و همکاری دوستانه‌ مبتنی بر اصل حسن هم‌جواری و روابط دوستانه‌ و همکاری دائمی، همیشه‌ در تلاش بوده‌ و خواسته‌ است که‌ در راستای منافع اقوام ایرانی و دولت اقلیم و منطقه‌، عامل ایجاد ثبات و امنیت و صلح واقعی باشد و بنابراین هرگز نخواسته و نمی خواهیم که‌ خاک اقلیم تبدیل به‌ منبع تهدید علیه‌ ایران شده‌ و از خاک اقلیم کردستان برای حمله‌ به‌ ایران و یا هیچ‌یک از دولت‌های همسایه‌ اقلیم کردستان، استفاده‌ شود.”

موضع گیری حزب دمکرات کردستان ایران

بدنبال تهدیدات سپاه پاسداران و اقدامات عملی و توپ باران  روستاها و مناطقی از خاک اقلیم کردستان و موضع گیری اقلیم کردستان دراین رابطه  . حزب دمکرات کردستان ایران نیز طی نامه ای ازموضع تهاجمی قبلی خود عقب نشینی نموده و اعلام  کردکه : نیروهای پیشمرگه در هیچ کدام از این مناطق هیچ یک از نهادها و یا افراد حکومتی را مورد هجوم قرار نداده است، بلکه وظیفه‌ی آنان‌ تنها برقراری ارتباط، انجام تبلیغات سیاسی و ارتباط با مردم بوده است، اما در شرایطی که مورد هجوم قرار گرفتەاند، به دفاع از خود پرداختەاند»
پیشینه
اما این ادعای حزب مغایر موضع گیری  و اعلام آغاز دورجدید مبارزه مسلحانه حزب دموکرات کردستان ایران  توسط دبیر کل آن آقای مصطفی هجری در آغاز سال جدید ودرمراسم نوروز۹۵  درکوه قندیل نقطه صفر مرزی واقع دراقلیم کردستان بود.
مصطفی هجری  دراین مراسم  : از«تغییررویکرد تاکتیکی» !! جدید حزب سخن گفت  واعلام کرد که. “پیام ما در عید نوروز، این است که صدا و توان خود را در کوهستانها و شهرهای کردستان برای ایجاد یک نیروی قدرتمند و سرنوشت ساز یکپارچه نماییم که زندگانی نوینی را به دور از زیردستی و محرومیت از حقوق برایمان رقم بزند.»!! وی درجواب به پرسش خبرنگار تلویزیون رسمی اقلیم کردستان که ازقبل برای گزارش سخنان حجری درمحل حاضر بود  که پرسید: معنی این آغاز نوین ورویکرد تاکتیکی شما چیست؟! .مصطفی هجری با صراحت اعلام کرد که:
« آغاز دور نوینی از مبارزه چیزی غیر از جنگ مسلحانه در کوهستانها و شهر و روستاهای روژهلات نیست.»علاوه برآن
کاوه جوانمرد،عضو کمیته مرکزی و مسئول تشکیلات حزب دمکرات کردستان ایران، در مصاحبه با “العربیه.نت” با تأیید مساله از سرگیرى فعالیت هاى مسلحانه از سوى این حزب، گفت: ” این اقدام حزب دمکرات کردستان ایران به صورت شفاف و مبرهن صورت گرفته است. حزب دمکرات طبق آخرین تصمیم گیری از سوی شورای رهبری اینحزب، فعالیت‌ها و تحرکات خود را در قالب برنامه‌های از پیش تعین شده و بر اساس شرایط موجود و آنالیز و تحلیل جغرافیایی و همچنین دموگرافی مناطق عملیاتی به صورت اجرایی درخواهد آورد.

کاوه جوانمرد، در پاسخ به سؤال دیگر “العربیه.نت” مبنى بر اینکه مبارزه مسلحانه به چه منظور و براى چه اهدافى از سر گرفته خواهد شد؟ و آیا حزب دمکرات با دیگر احزاب مسلح کردى، مثلا حزب پژاک، در باره از سر گیرى مبارزه مسلحانه هماهنگى مى کند؟ گفت: مشی مسلحانه از آغاز فعالیت‌های این سازمان نیز، بخشی لاینفک از سیستم و مدل مبارزاتی حزب دمکرات بوده و نسبت به این رویکرد حزب دمکرات در چارچوب نوعی همبستگی برای پیشبرد اهداف و منافع ملت کرد با تمامی جریان‌های رسمی کردی دارای روابط مناسب و لازم است، اما این اقدامات و تصمیمات مشخصا از سوی سیاستگزاران این حزب طراحی و اجرا خواهد شد».
بدین ترتیب ملاحظه میشود که اقدامات حزب دمکرات  اقداماتی فی البداهه نبوده بلکه ازپیش درشورای رهبری حزب  برنامه ریزی وتصمیم گیری و توسط دبیر کل آن درمراسم عید نوروز  با رسانه های عمومی درمیان گذاشته شده است .
اکنون  با توجه به اوضاع منطقه، سئوال این این است که آیا این تصمیم حزب دمکرات کردستان ایران همانطور که خودشان اعلام کرده اند یک «رویکرد تاکتیکی »است و یا یک خطای استراتژیک؟
«رویکرد تاکتیکی»
حزب دمکرات کردستان ایران همچون سایراحزاب و سازمانهای کردایرانی بعد ازپایان یافتن جنگ ایران وعراق از کردستان ایران عقبنشینی کرده و بیش از دودهه است که در کردستان عراق و زیر چترحمایتی دولت اقلیم، اسکان یافته اند و تاکنون با توجه به تغییر توازن قوا درمنطقه بعد از سقوط صدام  و قراردادهای فیمابین مسئولین اقلیم کردستان با رژیم جمهوری اسلامی و احزاب کرد ایرانی مستقر در خاک اقلیم ، جز کارهای سیاسی و تبلیغی ،حق اقدامات مسلحانه درخاک کردستان ایران  ازاین احزاب سلب شده است و این قرارداد بنا به اظهارات دولت اقلیم  هنوز سرجای خود اش برقرار است .
بنا براین دروحله اول روشن است که حزب دمکرات کردستان ایران نمیتوانست بدون اجازه وچراغ سبز حکومت اقلیم  تصمیم به اقدامات مسلحانه درداخل ایران بگیرد .همانگونه که دیدیم دراین رابطه هم  تهدیدات  و هم اقدامات عملی سپاه بسیار شدید بود . حکومت اقلیم کردستان هم بلافاصله  عکس العمل نشانداد و اعلام نمود که کسی حق اقدامات مسلحانه  ازخاک کردستان عراق راندارد و..
بنا براین  «رویکردتاکتیکی» حزب درخوشبینانه ترین حالت وبافرض ناتوانی رهبران حزب از تحلیل وآنالیز اوضاع سیاسی ایران و منطقه ، میتواند ناشی ازاین ساده اندیشی  باشد که حزب دمکرات کردستان ایران باتوجه به بیست واندی سال اردوگاه نشینی و ازسرگذراندن انشقاقات مختلف وانزوای سیاسی و  بی عملی که به آن دچارشده است و  بادرنظرگرفتن محدودیت های مالی که این اواخر بخاطر اوضاع بد اقتصادی و مشکلات مالی اقلیم کردستان باآن مواجه بوده است، ونظر به رقابتهای احزاب و گروه های مختلف کرد درمنطقه بویژه اعتبار و اتوریته ای که جریان پ -ک =ک و حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) در نتیجه فعالیت های سیاسی و نظامی درمنطقه کسب نموده اند وعملا به رقیبی غیرقابل حذف برای حزب دموکرات تبدیل شده اند ، خواسته باشد با اعزام چند تیم  و جوله سیاسی درروستاهای مرزی ازانزوائی که درآن گرفتارآمده است خلاص شده  و بار دیگر  خودرا بعنوان نیروی مطرح درکردستان ایران جلوه گرنماید و دربده بستانهای سیاسی  از امتیازات لازم برخوردار شود.
ولی میدانیم که اینگونه نیست. به چند دلیل.اولا همانطور که اشاره شد حزب دمکرات کردستان ایران بدون چراغ سبز  بارزانی نمیتواند از رویکرد تاکتیکی جدید  و یا آنگونه که دبیرکل آن در مراسم نوروزی اعلام کرد و سخنگوی اش درمصاحبه با العربیه تکرار نمود از« آغاز مبارزه مسلحانه » درداخل مرزهای ایران صحبت بکند  تا چه رسد به اینکه نیروی نظامی وارد ایران کرده و به عملیات نظامی مبادرت ورزد.
دوم اینکه درشرایط کنونی مبارزه مسلحانه درمنطقه ای نظیر کردستان علاوه بر داشتن امکانات مالی زیاد و تجهیزات پیشرفته  و آموزش لازم برای خنثی کردن دستگاه های اطلاعاتی ونظامی رژیم،  به پشت جبهه قوی و مطمئنی هم نیازدارد که هم ازلحاظ مالی و نظامی و هم از لحاظ اسکان خانواده ها و آموزش نیروها و غیره  ازآن استفاده بکند و نیروهای خود را تجدید قوا  و تجدید سازمان دهد، زخمی هارا مداوا کند  و…تا بتواند موجودیت خوداش را حفظ کرده  به حملات واقدامات اش تداوم بخشد. که حزب دمکرات کردستان ایران درشرایط کنونی توازن قوا درمنطقه فاقد همه آنها است.  وضعت فعلی منطقه کردستان ایران، وضعیت دوران حاکمیت صدام حسین درعراق نیست که حزب دمکرات مثل گذشته از وجود مداوم تضاد و جنگ و کشمکش بین حکومت های ایران و عراق سود برده  و از قدرت و توان وامکانات لازم برای حمله و عقبنشینی برخورداربوده باشد .
مهمتراز اینها مسئله ارزیابی صحیح از توازن قوا است و اینکه یک نیروی جدی سیاسی که میخواهد به مبارزه مسلحانه بعنوان شکلی از مبارزه روی آورد، باید تحلیل مشخص از اوضاع مشخص و توازن نیروها داشته باشد. روحیه وسطح مبارزات توده هارا درنظر بگیرد وعملیات مسلحانه درخدمت ارتقاء سطح مبارزاتی توده ها و موجب کشاندن آنها به مبارزه توده ای وانقلابی باشد و اعتماد به نفس آن هارا بالاببرد و به پیروزی امیدوارسازد.چنین تحلیل وارزیابی باید شفاف روشن و روبه مردم بیان شده باشد که حزب دمکرات کردستان ایران تا لحظه کنونی چنین ارزیابی را اعلام ننموده است .
علاوه براینها با توجه به اینکه عواقب سیاست جدید حزب میتواند موقعیت نیروهای  اپوزیسیون کرد ایرانی مقیم دراردوگاه ها درمنطقه اقلیم را با مخاطره جدی روبرو سازد ،اتخاذ چنین سیاستی (اگر چنانچه درمسیر درستی میبود و ناشی از تحلیل مشخص از شرایط مشخص میبود) قاعدتا میبایست قبلا با این احزاب نیز درمیان گذاشته مشد. درحالیکه حزب دمکرات هیچ مشاوره  ای با احزاب مستقر دراردوگاه ها نداشته و دراین زمینه آینده نگری را به کنار نهاده است  ونه تنها توضیحی درمورد اتخاذ این سیاست به مردم کردستان نداده بلکه احزاب سیاسی موجود را که ممکن است اردوگاه های آنها به بهانه عملیات حزب مورد هجوم وتوپ باران قرار گیرد، مطلع نکرده و پاسخ روشنی به چرائی اتخاذ چنین تاکتیکهائی را نداده است.
ممکن است پرسیده شود که  پس چگونه است که درهمین شرایط موجود سازمانی نظیر «پژاک » سالها است که میتواند درکردستان ایران به عملیات مسلحانه دست بزند، اما حزب دموکرات کردستان ایران  نمیتواند؟
درپاسخ به این سئوال باید گفت که پژاک هم بدون پشت جبهه قوی  ودارای پایگاه وسیع توده ای  (پ ک ک) نمیتوانست  به تحرکات مسلحانه درایران ادامه دهد.  که حزب دموکرات فاقد چنین متحدی درمنطقه است.  دوما پژاک علاوه بر رفع ستم ملی  به حقوق وبرابری زنان ، مشکلات زحمتکشان ومحیط زیست و غیره اهمیت درخوررداده  و یک سری خواست ها و مطالباتی را مطرح میکند و برای تحقق آنها مبارزه میکند که مورد پشتیبانی  توده های مردم کردستان بویژه زنان ومردان جوان قرار میگیرد و بدینوسیله پایگاه اجتماعی خود اش را گسترش میدهد . اما حزب فاقد چنین برنامه و رویکردی است وبیشتر به ناسیونایسم کرد متکی است و به جای مبارزه با سنت های ارتجاعی مذهبی و خرافات که مردم ستمدیده بویژه زنان را به بند کشیده است، تلاش میکند ازمذهب و خرافات درگسترش پایگاه اجتماعی خویش  و جلب سران مذاهب و فرقه ها و ایلات وعشایر،سود جوید. بنابراین نمیتواند به مبارزه رادیکال برای آزادیهای سیاسی و رفع ستم های جنسی و ملی وطبقاتی که درکردستان امروز درهم گره خورده اند وازهم تفکیک ناپذیرند، بپردازد. لذا نمیتواند پایگاه بیست سال قبل خودرا که ناشی از موقعیت انقلابی قیام پنجاه وهفت وشرایط جنگ ایران وعراق  و پارامترهای تاثیر گذاردیگر بود ،درشرایط کنونی درکردستان ایران بوجودبیاورد و اساسا بدون پشتوانه قدرتی خارجی  نمیتواند به اهداف اش دسترسی پیدا کند . لذا دورازعقل و منطق است که رهبران حزب با هرسطح ازآگاهی سیاسی و قدرت تحلیلی که داشته باشند، صرفا برای خروج از انزوا  و پایان دادن به بیست و اندی سال اردوگاه نشینی  و بدون مشورت وگفتگو با احزاب دیگر حاضر دراقلیم  و روشن کردن دقیق چرائی دست زدن به چنین اقداماتی ،تنها با پیام نوروزی دبیرکل، به چنین تاکتیک خطرناکی دست بزنند واندک نیروهای آزموده خودرا به سادگی دردام رژیم جمهوری اسلامی گرفتار کرده و درناتوانی از تداوم مبارزه و اجرای وعده ها و شعارهای دبیرکل خود ، به آن اندک اعتبار و پایگاه اجتماعی خود  نیز لطمه بزنند.پس علت رادرجای دیگری باید جستجو کرد.

خطای استراتژیک
 حزب دمکرات  کردستان ایران  بعد از گذشت چندین ماه از اعلام شروع «رویکرد تاکتیکی » جدید اش و پس از گذشت چندین روز از درگیری مسلحانه  تیم های اعزامی اش با سپاه پاسداران هنوز دلایل روشنی را درچرائی اتخاذ چنین رویکردی اعلام نکره و به هیچکدام از سوالاتی که دراین رابطه مطرح شده پاسخ روشن نداده است . اما آنچه که ازقرائن وشواهد برمیاید، اگر «روی کرد تاکتیکی »حزب دمکرات کردستان ایران  برحسب داده های موجود درپاسخ به الزامات مبارزات توده های زحمتکش مردم کردستان وتغییرتوازن قوا میان حاکمیت ارتجاعی جمهوری اسلامی وسطح مبارزات آنها نیست .پس خطراینجاست که حزب دموکرات کردستان ایران « رویکرد تاکتیکی » خوداش را با الزامات قدرت های جهانی ودولتهای مرتجع منطقه  وجنگ نیابتی آنها همسازسازد و خطائی استراتزیک مرتکب شود که درتاریخ این حزب از این خطاهارا فراوان میشود یافت.

زمینه

 سالها است که درگیریها و جنگ های نیابتی درمنطقه تداوم داشته وموجد تضاد ها و تناقضات پیچیده ای شده است  و هنوز این  جنگها  ودرگیریها با کشتار و آوارگی توده های میلیونی  و خرابی های بی حد و حصر مساکن وزیر ساخت های اقتصادی توام بوده و چشم اندازی برای پایان آن دید ه نمیشود. درمیدان وسیع این جنگها، جمهوری اسلامی نیز برای حفظ خوداش منافعی دارد ونقش موثری ایفا میکند. جنگ برای تجدید تقسیم مناطق نفوذ مرتبا در توازن قوای  شرکت کننده  و عوامل آنها تغییر بوجود میاورد. جدال برسر تقسیم مناطق نفوذ  کشورهای امپریالیستی،  جدال برسرتقسیم قدرت دربین دولتها ی مرتجع حاکم و سرمایه دارانی که از این خان یغما سود میبرند …منجر به به کارگیری سیاه ترین نیروهای موجود و مسلح کردن آنها و یا استفاده از احزاب و جریانات سنت داری شده که مستعد شرکت دادن  دراین جنگهای نیابتی وازطریق آنها فشار به رقیب هستند . درروند این جنگها اتحاد های پایدار و موقتی درحال  شکلگیری وازهم پاشی و شکلگیری مجدد هستند. تمام دستگاه های اطلاعاتی ،جاسوسی ،امنیتی و نیروهای نظامی با فرماندهان زبده کشورهای معظم سرمایه داری و دولتهای منطقه درحال فعالیت وجنگ و رقابت هستند و با چنگ و دندان دنبال منافع خود هستند . ایران درحالیکه با مسلح کردن حوثی هادر یمن ، حزب الله درلبنان و دخالت مستقیم در جنگهای سوریه وحضور موثر نظامی و اطلاعاتی درعراق،  سیاست های ارتجاعی و منافع خودرا دنبال میکند. عربستان سعودی به همراه سایر کشورهای حاشیه خلیج ،دراتحاد با اسرائیل برآن است تا درگیری هارا به خاک ایران بکشد . ازجمله تقویت سلفی ها دردوسوی مرز وتلاش برای ایجاد گروه های رقیب درایران، کمک و یاری به اپوزیسیونهای ارتجاعی و.. ازآن جمله است. ازطرفی ترکیه نیز برای فشار بیشتر به ایران  درحال دامن زدن به  اختلاف میان خلقهای ترک و کرد  ازیک طرف وزمینه چینی برای فشار بیشتر به دولت اقلیم برای مقابله  با نیروهای پ ک ک و برچیدن پایگاه های آنها از مناطق قندیل وشکست آنها دررژاوا، ازجمله اهداف ترکیه راتشکیل میدهد . اینها سناریو هائی هستند که  با پول های کلان و تسلیحات مفت و مجانی و ترسیم چشم اندازی برای دست یافتن به قدرت و ثروت را با خوددارند که بسیاری از نیروهای سیاسی سابقه دار امادرمانده را وسوسه میکنند بعلاوه با خرج دلارهای نفتی و بکارگیری ماموران مخفی به سازماندهی گروه های خلق الساعه ومتحد خود نیز یاری میرسانند و هزاران مامور وکارشناس آماده آند تا درصورت لزوم  به انها  درموررد سازماندهی و طرح ونقشه واجرای عملیات ها ی مسلحانه ساپورت بدهند  و متاسفانه درشرایط بیکاری و جنگ و آوارگی  و ستم و استثمار و بی حقوقی که توسط رژیم های ارتجاعی منطقه و رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی برتوده مردم ازجمله زحمتکشان کردستان تحمیل شده است  نیروی انسانی وسیعی میتواند از راه فریب و یا بدست آوردن قوت لایموت به آنها بپیوندند. قطب عربستان و ترکیه و متحدان اش به عروج چنین نیروهائی درشرایط فعلی ایران چشم دوخته اند.
حزب دموکرات  درزمانهای مختلف ودرورازچشم توده ها تلاش کرد با جمهوری اسلامی وارد مذاکره وبده بستان شود اما جمهوری اسلامی بنا به ماهیت  ضد انسانی خود که هنوزگویا برای رهبران حزب ناملموس مانده بود، با ترور آنها پاسخ روشنی به توهمات آنها درمورد عناصر باصطلاح میانه رو درون حاکمیت داد . با این اقدام خود اعلام کرد که پای  هیچ مصالحه وسازشی نیست . بعد ازآنکه حزب دموکرات ازمذاکرات بارژیم ناامید شد، در یک دوره با افزایش فضای تبلیغاتی  و جنگی میان ایران وآمریکا با امید به حمله نظامی آمریکا این بار تلاش زیادی کردند تا آمادگی و ظرفیت خودرا برای ایفای نقش درجنگ احتمالی وحمله نظامی آینده به آمریکائیان بقبولانند.البته دراین امید و آرزو حزب دمکرات کردستان ایران تنها نبود، احزاب دیگری ازاپوزیسیون بورژوائی رژیم و جریانات سلطنت طلب نیز به این امید چشم دوخته بودند، اما بعد از توافقات هسته ای اوضاع کمی دگرگون شد و چشم انداز حمله نظامی آمریکا و متحدان اش فعلا جای خودرا به مذاکره وبده بستان  دادو در برخی حوزه ها منافع متضاد به منافع مشتر ک تبدیل شدند.
این امر ،یعنی مذاکرات منجر به توافق  برجام و برسمیت شناختن موقعیت جمهوری اسلامی درکشکمشهای منطقه، بدون تردید  ناامیدی و استیصال  این جریانات ،ازجله حزب دموکرات را به همراه داشت.
اکنون درپی این تغییرات اما صفبندی های جدیدی نیز بوجود آمده است که  ممکن است حزب دمکرات درراهجوئی برای نجات ازوضعیتی که بیش از بیست سال است بدان دچار است، بخواهد با این تحول جدید خودرا همراه و هماهنگ ساخته واز این مخمسه بدرآید. برای رهائی از این وضعیت  هم« حزب دمکرات کردستان» به رهبری خالد عزیزی وهم «حزب دموکرات کردستان ایران» به رهبری مصطفی هجری ، طبق معمول سنوات گذشته، هردو درتلاشند تا درتغییر صفبندیهای جدید میان شکافهای موجود جایگاهی برای خود دست وپاکنند.
هم اکنون میدانیم که درمنطقه نیروها و دول مرتجع وضد انقلابی دردومحور عمده باهم درجنگ ورقابتند. محورایران و روسیه  وسوریه  درمقابل کمپ عربستان سعودی و ترکیه قراردارندکه هردومحورطیفی از متحدین، اعم ازدولتها و احزاب و سازمانهای سیاسی بورژوائی و گروه های مذهبی و عشیره ای راباخوددارند.  وجود این صف بندی  وتشدید تضادهای آنها امید تازه ای را دردل احزاب مختلف بوجود آورده است .
درطیف حزب دمکرات کردستان ایران که اکنون درقامت دو جناح، بنامهای «حزب دموکرات کردستان» و «حزب دموکرات کردستان ایران» شناخته میشوند، این صفبندی خودرا در امید بستن حزب دموکرات کردستان به تحولات درون رژیم و اصلاح طلبان، درمحور ایران روسیه نشان میدهد ،درحالیکه حزب دموکرات کردستان ایران به رهبری مصطفی هجری  به سمت عربستان ، ترکیه ومتحد دیرین خود بارزانی سوق یافته است  و قراین وشواهد نشان میدهد که هرکدام با یکی از دومحور بدنبال اتحاد ودوستی هستند.
درحالیکه حزب دمکرات خالد عزیزی برای خروج ازوضعیت بحرانی حزب خود ،خواهان گذاشتن اسلحه برزمین و مبارزه مسالمت آمیز و درنهایت مذاکره با جمهوری اسلامی است . جناح حزب دموکرات مصطفی هجری به محور عربستان سعودی وترکیه چسبیده و آغازمبارزه مسلحانه را اعلام کرده وخواستار سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی میباشد. نباید فراموش کرد که اخیرا عملیات نظامی توسط  حزب «پاک» که نیروی بسیار نزدیک به حزب بارزانی است وقبلا اجازه عملیات درداخل ایران رانداشت و نیروهایش عمدتا درکنار پیشمرگان حزب دموکرات بارزانی، درجبهه های داعش مشغول نبرد بودند نیز عملیات منطقه دلاهو در کرمانشاه را بطور غیر مستقیم از طریق «شاهین های کردستان»، برعهده گرفته است.
این دوجبهه به همراه متحدین منطقه ای وفرامنطقه ای خود اکنون چندین سال است که برای گسترش و حفظ منافع خوددرجنگها و ویرانیهای منطقه مشارکت داشته و باهم درجنگ وجدالند. اکنون با توجه به سیاست قدرتهای جهانی  و تداوم بحران ودرگیریها و جنگهای نیابتی درمنطقه ودرپیش بودن انتخابات درامریکا  و کان لمیکن ماندن  لغو همه تحریمها ،اعزام نیروهای جدید به منطقه توسط آمریکا، چرخش سیاست ترکیه  و فشار بیشترقدرتهای جهانی ودول منطقه به ایران برای دست کشیدن از حمایت ها ودخالتهای خود درمنطقه، بویژه حزب الله لبنان ،حوثی های یمن وشیعیان بحرین و محدود کردن فعالیت های سپاه قدس وغیره ، راه مناسب فشار برایران را بازگذاشتن دست احزابی که تاکنون اجازه ورود مسلحانه و عملیات نظامی درایران نداشتند ،درپیش گرفته اندو اخیرا حمایت آشکار عربستان سعودی ازمجاهدین خلق ایران نیز میتواند نمودی آشکار ازتغییر و تحولات سیاسی  دراین راستا… باشد که  حزب دموکرات کردستان ایران را متقاعد وامیدوار کرده تا برای خروج ازوضعیت بحرانی  و استیصالی که درآن گرفتار شده است وبرای تبدیل شدن به وزنه ای که روی آن بتوانند حساب باز بکنند  به سوی این قطب روانه کند. اتحاد بارزانی ، ترکیه وعربستان سعودی بازگذاشتن دست حزب دموکرات ایران دراجرای عملیات بمنظور تحت فشار گذاشتن ایران ،مبارزه با پ ک ک، پژاک برچیدن سیستم خود مدیریتی در روژاوا  و مبارزه با جریاناتی که به قطب مخالف ،یعنی ایران و روسیه دلبسته اند ،ازجمله اهداف این گروهبندی هارا تشکیل میدهد .
همانطور که قبلا توضیح داده شد تردیدی نمیتوان داشت که  رهبران حزب دموکرات هجری، بدون هماهنگی با این تغییرات و چراغ سبز بارزانی ،حاکم اقیلم کردستان  نمیتوانست در عید امسال از تغییر «رویکرد تاکتیکیی» و آغاز مبارزه مسلحانه صحبت کند. تشدید تقابل صفبندیهای ذکر شده و تقابل  عربستان ترکیه به همراهی بارزانی  با قطب دیگر که باسرازیر کردن ملیونها دلار پول و اسلحه وتجهیزات برای اپوزیسیون دوطیف همراه است، انگاری دردل اپوزیسیون بورژوائی و احزاب و دستجات موجو ددرمنطقه، از جمله حزب دمکرات کردستان ایران ،قند اب کرده است  .
اگرچنین بوده باشد ،آنگاه باید گفت که حزب دموکرات کردستان ایران برای چندمین بار دچار خطائی استراتزک  شده  است. چرا که تاریخ مبارزات توده های زحمتکش مردم بطور کلی و تاریخ مبارزات خلق زحمتکش کرد به روشنی نشانداده است که از دست دادن استقلال  و عدم تکیه به توده های مردم و بند و بست با قدرتهای جهانی و منطقه ای جز شکست و خسارات جبران ناپذیر نتیجه دیگری ببار نیاورده است.  برغم حقانیت مبارزه مسلحانه  خلق کرد برای بدست آوردن حق تعیین سرنوشت خویش و خلاصی از ظلم وستم واستثمار، اما این مبارزه اگر مستقل از بازیگران بین المللی و دولتها و احزاب مرتجع منطقه نباشد ومبارزه خودرا نه فقط برای رفع ستم ملی بلکه مبارزه انقلابی توامان علیه ستم طبقاتی و جنسی و آزادیهای بی قید و شرط سیاسی گسترش ندهد، درعمل  منفعتی برای توده های زحمتکش مردم نداشته و مانع مبارزات مستقل انها خواهد شد.
متاسفانه درتاریخ مبارزات هردو حزب دموکرات کردستان ایران وعراق که اکنون عقد اتحاد باهم بسته اند، بدلیل پایگاه طبقاتی و سطح تکامل اقتصادی و اجتماعی  کردستان  و تضاد ایران با کشورهای منطقه، ازاین خطاها بسیار ثبت شده است . خطاهائی که گاه  به بهای گرانی هم تمام شده است. اغلب این خطاها ناشی از بند وبست با قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای و عدم شفافیت ومطرح کردن آن با توده مردم واعضای این جریانات بوده است ،درتاریخ حزب دموکرات کردستان ایران نیز کم نبوده  بند و بست های پشت پرده ومذاکرات سری دوراز چشم مردم و  اعضا حزب وگاه حتی بدون اطلاع دفتر سیاسی  انجام شده است و فاجعه ببار آورده است .(مذاکرات اتریش  قاسملو با ماموران رژیم که بعد ها معلوم شد حتی اعضای دفتر سیاسی هم ازاین مذاکرات که درجریان آن عبدالرحمان قاسملو رهبر حزب جان باخت ، خبرنداشته اند) .  ازاین مذاکرات بند و بست های پشت پرده نه تنها  افکار عمومی مردم کردستان آگاه نبوده اند بلکه احزاب سیاسی کردستان نیز بی خبرگذاشته شده اند. امروز  نیز درکشمکشهای منطقه  و تغییروتحولات سیاسی  واستراتژیک  درمیان امپریالیستها و دول مرتجع منطقه ، ومعاملات پشت پرده ،اگر حزب دموکرات کردستان ایران  ویا هرحزب و جریان دیگری  به یکی از مهره های بازی خطرناک سیاست های ارتجاعی و ضدمردمی این گروهبندیها تبدیل شوند  و شروع مبارزه مسلحانه ازچنین سرچشمه ای آب بخورد ،بدون شک به نتیجه فاجعه باری  منجرخواهد شد و رهبران حزب دموکرات کردستان ایران مسئول و پاسخگو هستند .مگراینکه دربرابر توده های مردم و احزاب و جریانات سیاسی  به برنامه واقدامات خود شفافیت داده وبا قدرتها ی مرتجع منطقه  وهردوگروبندی ارتجاعی و ضد مردمی،  مرزبندی خودرا شفاف روشن اعلام کنند و به کلیه ابهامات پاسخ دهند.

یدی شیشوانی بیستم تیرماه ۱۳۹۵

 






اولین دیدگاه به عملیات مسلحانه حزب دمکرات کردستان ایران «رویکردی تاکتیکی» و یا خطائی استراتژیک!

  1. آنتی تروریست گفت:

    جناح مصطفی هجری حزب دموکرات کاملا تحت کنترل هورامی ها و پاوه ای هاست و این مزدوران خودباخته برای مطرح کردن خود در میان مردم کرد و تحت الشعاع قرار دادن جناح خالد عزیزی اقدام به فعالیتهای تروریستی میکنند. کسی نیست که به مزدوران هورامی در حزب بگوید آخر ای بی هویتها و خودباخته ها حزب دمکرات کردستان اگر چیز ارزشمندی بود الان دست مهابادی ها و بوکانی ها و سقزی ها و سنندجی ها بود و هرگز به شما پشت کوهی های هورامی و پاوه ای سپرده نمیشد!!!!!!!!!!!!!!اکراد حقیقی دیگر آینده خودرا در حزب نمی بینند و لذا آن را به کردهای پلاستیکی سپرده اند.
    پس ای پاوه ای ها و ای هورامی های عضو یا طرفدار حزب از خواب خرگوشی بیدار شوید.

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked as *

*