فهرست

عجب حکایتی است داستان این  مجاهدین روز شنبه

اخیرا مصطفی حجری باشرکت درمراسم نوروز درمناطق سرسبز قندیل  اطراق کردو بعد ازاینکه دوستان جمع شدند و سان رژه تمام شد و کلی هالپلکی رفت، یکباره انگاری هوا به سراش زده باشد شروع کرد به افشای «تغییر رویکرد تاکتیکی » حزب. حالا بعد ازسی سال ازگار اردوگاه نشینی ودید و بازدید ازمقرات و دفاتر همدیگر و گاه سفری به ینگه دنیا و ملاقات با ازمابهتران  و کارمندان دون پایه این اداره وآن اداره که هیچ آبی هم از آنها برای ایده های کاک مصطفی درکردستان گرم نشد، امادراین نوروز دل افروز وقتی ازبلندی کوه های مرزی کله شین چشمش به فضای وطن افتاد، فیل اش یک باره یاد هندوستان کرد، بدون اینکه پس و پیش قضیه را ورانداز بکند واوضاع را بسنجد دربرابر میکرفن خبرنگار یکی ازرسانه ها اختیارازدست دادو از«تغییررویکرد تاکتیکی» !! جدید حزب اش گفت  واعلام کرد که درسال پیش رو . “پیام ما در عید نوروز، این است که صدا و توان خود را در کوهستانها و شهرهای کردستان برای ایجاد یک نیروی قدرتمند و سرنوشت ساز یکپارچه نماییم که زندگانی نوینی را به دور از زیردستی و محرومیت از حقوق برایمان رقم بزند.»!! بازصد رحمت به کرامات نوروز که این کاک مصطفای مارا به شوق وصال یار انداخت . اگرآقای حجری درهمین جا توقف میکرد ایرادی نداشت  اما تا فهمید که رسانه مصاحبه کننده بطورزنده برنامه مراسم نوروزی را پخش میکند درجواب به پرسش خبرنگار زرنگ اقلیم که معنی این آغاز نوین ورویکرد تاکتیکی شما چیست؟! .نه برداشت ونه گذاشت و اعلام کرد که:

که« آغاز دور نوینی از مبارزه چیزی غیر از جنگ مسلحانه در کوهستانها و شهر و روستاهای روژهلات نیست.» !! البته بعد از این ادعاها جناب حجری مورد تمسخر عده ای از هموندان ازجمله کاک خالد عزیزی، رهبر حزب دمکرات کردستان قرارگرفت .

کاک خالد که انگار ترقه ای زیراش آتش زده باشند چرت اش پرید ودید که مصطفی بند را آب داده، دهن اش رانزدیک گوش کاک مصطفی کرد و طوری که کسی متوجه نشود ودرگوش وی گفت : ای بابا چه خبرته کاکی! نکنه توهم مثل احمدی ترمزات بریده ؟!آخه کاک مصطفی ما که غریبه نیستیم دراین سی سال اردوگاه نشینی که بخشی ازآن به انشقاقات مشغول بودیم  بخشی هم به حالپلکی رفتن و  مهمانی دادن به همدیگر به سبک رجال مشرق زمین  و مصاحبه درباره جنگ سنندج گذشت .هی الحمدورالله کمکمکی هم ازخان یغمای گسترده دراقلیم به مارسید باز هم میرسد وحالاهم ناسلامتی  میخواهیم یکی بشیم.کدوم جنگ مسلحانه را میخوای درشهر ها و روستاهای رژهالات راه بیاندازی؟! کاکا قمپزدرکردن هم اندازه داره، این چه دردسریه که داری برای مادرست میکنی؟

کاک مصطفی  :خالدی پاک خرفت شدی ها، مگریادت رفته که درسنت ما شب عید نیت میکنند و روز سیزده بدر سبزه گره میزنند، اگرشانس یاری داد که داد نیت برآورده میشود اگرهم بخت یارش نبود آنوقت دیگرجای شکایتی نیست خواست خدا همین بوده تمام. ما هم همین کاروکردیم !وحال اینکه هنوز نه سیزده رسیده و نه من سبزه ای گره زده ام حالا یک حرفی گفتم توچرا جدی میگیری مگرهمو نمیشناسیم کاکی؟ . خالد: آخه قربان این حرفها مالیات داره  اگر ما میتونیستیم تقه بکنیم دراین سی سال بلاخره موقعیت هائی بود که یک تقه ای بکنیم ،دروطن تقه که نکردیم هیچ برای همین روژوا بغل گوشمان هم که ازهمه گوشه کناردنیا آمدند و تقه کردند، ما نداشتیم که چهارنفر بفرستیم و بگیم این هم ما حاضریم به خاطر مردم کرد با داعش که هیچ باپدر داعش هم بجنگیم؟!

کاک مصطفی جواب داد: آقا مردم فراموش کارند تا به حال چندین بار گفتیم وعده دادیم  و یک بارهم شال کلاه کردیم رفتیم بغل مقرهای پ ک ک ،چادرزدیم،گفتیم آمدیم مبارزه مسلحانه کنیم ! اگریادت باشد با پ ک ک ضد انقلاب هم درگیر شدیم پدرسوخته های پررو میگفتند اگر برای جنگ آمدید این کوه این مرز این شما بفرمائید.انگارمامیتوانستیم .فقط راه بلد میخواستیم! دیدی چه قشقرقی راه افتاد. اما برگشتیم وآمدیم تو شهر و اردوگاه و دوباره نشستیم ،نشان به این نشان که آب از آب تکان نخورد کسی هم نپرسید که آقا این جنگ مسلحانه شما چی شد؟.حالا شما میگی که مردم یادشان میماند که ما شب عیدی چی گفتیم؟ بابا ما مجاهدین شنبه ها هستیم  حالا فرق نمیکند مردم بلند بشوند حکومت را باندازند ویا قدرت های بزرگ  این کاررا بکنند.برای ما فرقی نمیکند کارکه تمام شد سرمیدان حاضر میشویم و آنقدر درود بر پیشوا میگیم و سرود ای رقیب و میخونیم که مردم خوش باور قبول بکنند که بلی، این ما بودیم که طی این سی سال مبارزه مسلحانه کردیم ، خون دل خوردیم ، شهید دادیم  پس سهم ما هم ازدیگران بیشتراست!!

کاک خالد: کاک مصطفی اینها درست! اما

گر فاش شود عیوب پنهانی ما

ایوای به خجلت و پشیمانی ما

طنناز ممدقلی زاده






پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked as *

*