فهرست

طنناز ممدقلی زاده-دعوت به شام وشراب و شلاق

دعوت به شام وشراب و شلاق–

در اخبار مرتبا میخوانیم که به کوشش جان برکفان لشکر اسلام عده ای زن و مرد درعروسی  و یا جشن تولد واینها  دستگیرشدند برخی از آنها بدلیل نوشیدن مسکرات و برخی دیگر بدحجابی  و بعضی هم صرفا شرکت درجشن واحیانا آوازی ورقصی شلاق خوردند و روانه بازداشتگاه شدند.
زیدی درتدارک جشنی بود و عده ای اززنان ومردان جوان ومیانسال را دعوت کرده بود تا رقص وشادی بکنند و دمی هم شده گرد روزگارازتن بزدایند.باشنیدن خبر حمله وهجوم لشکرامام زمان به مراسم عروسی همکارش روانه کلانتری محل شد و بعد ازسلام علیک و کلی انتظار افسرنگهبان را دید و ماجرا را برای او تعریف کرد وخواست تا مجوزبرگزاری جشن را بگیرد که خیالش ازحمله سربازان امام زمان راحت بشود.افسرنگهبان مجوز را نوشت وکف دست اش گذاشت. زید برگشت و دعوتنامه ای با این مضمون برای مدعوین فرستاد.
دوست عزیزم . بعداز سلام وتهیت روز جمعه ساعت ۸ شمارا به صرف شام ودرصورت امکان کمی شراب و شلاق دعوت میکنم  اگر پایتان به پاسگاه ،پایگاه وجاهای دیگر رسید و خدای نکرده روانه زندان اوین شدید دیگر مسئولیت آن با من نیست!! بی صبرانه منتظر دیدار شما والده و بچه ها هستم .

نادر مه مه و کارگران بازنشسته صنایع فولاد

« تجمع کنندگان جلوی مجلس شعارهای بدی می دهند»

اخیرا بازنشستگان صنایع فولاد برای پیگیری مطالباتشان جلوی مجلس تجمع کردندو میخواستند معوقات بازنشستگی و پاداش پایان خدمت شان را بدهند.
این نمایندگان کارگران بازنشسته فولاد که سیصد نفری میشدند جمع شده بودن وفریاد میزدند که: آقا حقوق بازنشستگی ما چی شد؟ معوقات م رامولاخور کرده اند ماه ها است که ازاین در به آن درمیزنیم وسرآخرباجیب خالی و شکم گرسنه برمیگردیم  … ازاین حرفها که یکباره سر وکله آقای نادر قاضی پور نماینده خیلی محترم وبا ادب و کمال ارومیه درمجلس شورای اسلامی ، عضو کمیسیون صنایع و همچنین عضو رهبری فراکسیون ترکها پیدا شد.
آقای نماینده که سخت درحال تفکر حول مسائل کلان مملکتی بود واصلا نه متوجه اجتماع کارگران بود ونه حرف های آنهارا میشنید . همینجوری راه اش را گرفته بود ومیرفت . یک دفعه یکی ازمیان جمعیت قاضی پوررادید و فریاد زد. اینه هاآمد، عضو کمیسیون صنایع!- حاجی نادر قاضی پورکه تازه متوجه جمعیت شده بود،کت اش رادرآورد وانداخت روی شانه های اش و رو به جمعیت گفت: ساکت باشید ساکت! اینجا خانه ملت است، شئونات نظام رارعایت کنید.ساکت باشید. صلوات بفرستید. جمعیت هم یکصدا فریاد زدند صل الی محمد  نادرمه مه خوش آمد.-اشاره به توهین نادرقاضی پور به زنان هنگام تبلیغات انتخاباتی- ادامه دادند صل الی محمد حقوق ما نیامد- شکم  قاضی پورورآمد- عمرنظام سرآمد!
حاجی نادر اززورعصبانیت زبانش بند آمد. چند فحش ترکی حواله جمعیت کرد و رفت مجلس و یکراست پیش لاریجانی گفت :قربان جمعیت درمقابل خانه ملت جمع شده و شعارهای بدی میدهند.« با توجه به حفظ شأن مجلس باید رئیس مجلس یک نفر را پیش آنها بفرستد که لاریجانی در پاسخ به او با لبخند گفت:گر شعار بد می‌دهند خود شما باید بروید جواب بدهید.»نقل ازخبرگزاریها- نادرقاضی پوراین دفعه بدون اینکه بفهمد لاریجانی اورا دست انداخته است،ازاینکه چنین ماموریت بزرگی به نیابت از مجلس به او واگذارشده ، یکباره اتکا به نفس اش بالارفت و برگشت دم درمجلس و روبه جمعیت گفت: برادران به ولای علی قسم که شما گول خورده اید ازتوطئه های استکبارجهانی یکی هم این است که شما آدمهای بی ادب راتحریک بکند که بیائید اینجا به من نماینده ملت که خودم رزمنده جبهه حق علیه باطلم ،من نبودم ودست امام زمان پشتم نبود که اینجانبودم دشمن تعرض کرده بود به همه خواهر برادر وخود شما !حالا آمدید به من میگید نادر مه مه !اصلا معنی مه مه میدانید چیست ما هزارجور مه مه داریم ازکجامیدانید که منظور من مه مه تفنگ سرپربوده یا مه مه نه نه عمر و زید؟
یکی ازمیان جمعیت فریاد زد خیلی خوب حاجی تو اصلا ازاین حرفها بلد نیستی اونم که داره حرف میزنه تونیستی ! مطالبات ما چی شد ماکه پول مفت نمیخواهیم و به مه مه پمه کسی هم کاری نداریم وارد وظایف و مسئولیت های آقایان مجلس نشین نمیشویم بگو ببینیم دراین گرونی و با این معوقات حقوقی چه خاکی بهسرمان بریزیم.
نادرمه مه :   به شما چه که حقوق بازنشتگان را کی پرداخت میکنن ها؟ مگررئیس دولت هستید آقاجان وشما میدانید که اگرزناتون وارد مجلس بشند چه بسرشان میاد، من که به مردان شهیدپرورارورمیه گفتم این حرفهارو رسانه های ضد انقلاب اونو بد منعکس کردن .من نگفتم زبانم لال ممه مادرشماررامیبرند که  به ولای علی قسم این حرفها دروغه گفتم ای ملت زنهاتون را به مجلس نفرستید آخرعاقبت خوبی نداره،آخه تویه حلبی ساز میدونی که این نماینده ها که اینجانشته اند چه فنتی اند؟ حالا امدیم چهارتا زن هم گذاشتیم توی مجلس مگرما مردا که آمدیم اینجا چه شکری خوردیم؟  مگراین مملکت ولی فقیه امام زمان ندارد. من با این دست وپای دراز شکم گنده  دو روز داد میکشم  تا پنج دقیقه وقت بگیرم حالا فرض بفرمائید آن یکی دوتازن بیچاره که ازترس این  مجلسیان سرو صورت خودشان راهم پوشانده اند  صدایشان هم کلف میکنند که احیانا نمایندگان محترم باشندیدن آن روح ازتن شان پروازنکند ودچارگناه نشوند. اخر مگر مسلمان نیستید شما حاضرید صدای زنتان را مصلا بنده بعلاوه صد نفر دویست نفر آدم خدای ناکرده نامحرم بشنوند؟ حالا به من میگید نادر مه مه !
بالاخره نادر مه مه یک ریز حرف میزد دهن اش کف آورده بود ازهرچیز میگفت جز معوقات حقوقی کارگران بازنشسته که حاج و واج صحنه تماشامیکردند و داشت  خودشان هم یادشان میرفت که برای چه اینجا جمع شده اند. نادر مه مه نصف و نیمه جانباز داشت ازحال میرفت همانطور که بقیه حرف هایش را زمزمه میکرد دوتن ازمحافضان اش زیربغل اش را گرفته واز صحنه بیرون بردند. کارگران بازنشسته صنایع که جمع شده بودند و خواستار پرداخت معوقات حقوقی خود بودند باشنیدن هرفها ودرد دلهای نماینده چندین دوره ای مجلس ملت که هیچ ربطی به مطالبات آنها نداشت، فهمیدند که ازاین امازاده معجزه ای حادث نمیشود برای گرفتن حق خود باید فکردیگری بکنند..

 






اولین دیدگاه به طنناز ممدقلی زاده-دعوت به شام وشراب و شلاق

  1. بلا گفت:

    چقدر بدبختید که به نماینده بی سوادی مثل قای پور میگیدبا ادب باکمال شماها دیگ چقدر از اون نفهمترین

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked as *

*