فهرست

دفاع از یک بیانیه

آرمین شریفه—–
من بعنوان  یکی از شخصیت های حقیقی که “بیانیه جمعی از فعالین کارگری و مدنی” را در صفحه شخصی خود به مشارکت گذاشتم، از آن دفاع می کنم.  مستقل از اینکه نگارندگان بیانیه چه کسانی هستند، سیاست کلی آنرا درست دانسته و وظیفه خود میدانم تا در جهت تقویت جهت گیری حاکم بر بیانیه هر چه در توان دارم انجام بدهم.

در ایراد و یا انتقادهایی که از بیانیه شده است  صرفنظر از نوع ادبیات و حب و بغض آدم ها می خوانیم که می گویند،  بیانیه “مجهول الهویه” است، مال ادم های “غیر اجتماعی” و “محفلی”  است و …

این در حالی است که در میان همین دوستان هستند که اغلب موافق جهت گیری بیانیه اند.

بسیار جای  تعجب است کسانی که گفته اند بیانیه بدون امضا است، خود بخوبی می دانند که به گواه تاریخ ۱۰ ساله اخیر، بارها و بارها تحت چنین عناوینی به پیشواز ۱مه رفته و یا از فعالین کارگری مشخصی دفاع شده است.  و باز یادآوری می کنم که همین چند ماه پیش بخاطر انتشار یک تقویم از جانب تعدادی از کارگرانی که کسی نپرسید هویتشان چیست و امضایشان کدام است، من و دوست دیگری چند روز در بازداشت بودیم. واقعا و اگر  باهم کمی رو راست باشیم، مشکل شما با بیانیه شناسنامه آن است؟

من می پرسم آیا واقعا نکات مطرح شده در بیانیه را مثبت و با اهمیت می دانید؟ اگر اینطور است، پس من را هم به عنوان عضو کوچکی از تلاش در جهت مقابله با ناسیونالیسم و سیاست های نیابتی مخرب و غیر متمدنانه اش قبول کنید. من با اسم حقیقی خود حاضرم پای هر نوع بیانیه و پرچمی بر علیه جنگ و خشونت و ارتجاع در منطقه از هر طرف را امضا کنم؛ این گوی و این میدان.

این تصور غیر ابژکتیو چپ اکسیونیست و روشنفکری است که متوجه نیست  اشخاص، اتوریته و فعالین سیاسی و اجتماعی …، همگی تابعی از جنبش های واقعا موجود اجتماعی و طبقاتی هستند که دائما در تخاصم هستند. مهم این است که نشان دهی کجا ایستاده ای. نمی توان خود را کارگر و فعال چپ نامید اما با احزاب ناسیونالیست این نمایندگان بورژوازی مدام عکس گرفت و حشر و نشر داشت.

آنچه که من دراین بیانیه خواندم، اعلام یک سیاست درست است. کسانی اگر سیاستش را درست می دانند آیا مشکلشان این است که به احزاب فراخوان دهنده اعتصاب ظلم شده و به نام فعالین “مصادره” شده است!؟

از شما می پرسم که اگر من نوعی نخواهم به فراخوان ناسیونالیست ها و همراهانشان لبیک بگویم و از مبارزه مستقل مردم علیه اعدام وخشونت و علیه فقر و گرسنگی دفاع کنم که خود یکی از همین مردمان محروم هستم، گناهی مرتکب شده ام؟

مشکل من با شما این است که خطری را که من احساس می کنم شما نمی کنید. بیایید نگاهی به دوروبر خود بیندازید ببینید در جامعه ای که خیلی مدعی اجتماعی بودن در ان هستید، چه خبراست.

نگاه کنید ببینید این چپ اجتماعی که شما مدعیش هستید و سنگش را به سینه می زنید در سنندج ۱میلیون نفری صاحب کدام بخش از جامعه است. جامعه را میگویم نه چند نفر و محفل معین.  رهبری انجمن فصلی ساختمانی ۱۴هزار نفره اش راست دولتی است. شرافتمندانه بگویید چند جمع زنان آزادی خواه و برابری طلب در همین سنندج سرخ موجود است؟  در دانشگاه چه؟  محیط زیست؟ سایر عرصه های “مدنی” ؟ این در حالی است که ده ها جمع و انجمن و تشکل دانشجویی و اجتماعی کلاس کردی و محیط زیستی و فرهنگی و کوفت و زهر مار با افق کردایتی و ناسیونالیستی در همین شهر موجود است.

از احزاب مسلح ناسیونالیست و سابقه ی عملکردهایشان بگذریم بیخ گوش من و شما هر روز و شب و لحظه سم قومگرایی و سنتهای ارتجاعی را به خورد جامعه می دهند…

برای من سخت است پذیرفتن اینکه شما این واقعیات دردناک اجتماعی  برایتان قابل هضم و چشم پوشی است ولی از بیانیه ای که علیه این سنت ارتجاعی و سیاست مخرب هشدار می دهد برآشفته می شوید!

شما ناراحت و معترض شده اید که بیانیه از اعتصاب مردم قدردانی کرده است. اعتصابی که از نظر شما نه به همت خود مردم و فعالین اجتماعی و انساندوست بلکه توسط احزاب ناسیونالیست و همراهانشان فراخوان داده شده است! و از نظر شما  بیانیه این مالکیت احزاب بر اعتصاب مردم را نقض کرده است! واقعا که!

ولی شما بخواهید و نخواهید ناسیونالیسم جنبش سهم خواهی بورژوازی کرد از بورژوازی ایران است و متاسفانه علیرغم هر ادعایی شما بکنید، در کردستان  ریشه دار و اجتماعی است و به همین دلیل تاسفبار است که  جریانات و فعالین چپ در مقابل آن، هم سکوت می کنند و هم آوانس می دهند. شما قدرت را در آنجا می بینید نه در کنار ما.   متاسفانه چپ در کردستان با هر ادعایی مرعوب ناسیونالیسم شده  و بخود و نیروی اجتماعی مردم اعتماد ندارد.

ما موظفیم یک قدرت اجتماعی، جنبشی و طبقاتی هم برای ازادی و رفاه و هم مقابله با ناسیونالیسم کرد را سازمان دهیم . ما  هژمونی جنبش ناسیونالیسم کرد را نمی پذیریم.

راه انتخاب باز است: تبدیل شدن به دنباله رو و سیاهی لش کر ناسیونالیسم کرد یا مقابله با  ناسیونالیسم و ارتجاع در هر لباسی، شفافیت  قطب بندی های اجتماعی و طبقاتی و مردم محروم و اتکا به طبقه کارگر و قدرت تشکل آن و اتحاد و هم سرنوشتی طبقاتی کارگران در مقابله با بورژوازی در ابعاد محلی و سراسری و انواع مخاطرات و مشقاتی که این طبقه و افکار پوسیده اش به جامعه تحمیل میکند.

ضمنا من از بابت دیگر هم متاسفم، کسانی که در میان جمع و محافل، برای این حرفای من نوعی، بعنوان تایید سر تکان می دهند ولی پشت کردند چیز دیگری می گویند و کار دیگری می کنند. این بلای چپ ما در کردستان است.
آرمین شریفه






پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked as *

*