فهرست

درباره تشکل های کارگری

درباره تشکل های کارگری

در سالهای اخیر کشور ما شاهد یک جنبش همگانی واعتراضات واعتصاباتی تقریبا هر روزه وپراکنده و بدون برنامه ورهبری منسجم بوده است. این اعتصابات حول مسایل مختلف و گاها متضاد و گاهی مشترک  اینجا وآنجا شکل گرفته است. اما تمامی این اعتصابات پراکنده بدلیل نبود تشکیلات منسجم نتوانسته به یکدیگر پیوند بخورد وخواست های خود را به کرسی بنشاند. حتی در زمانی که بخشهای مختلف کارگران خواسته های مشابهی  مطرح میکردند نیز این کمبود محسوس بود.  مثلا در صنعت پتروشیمی ، همچون پتروشیمی اراک وپتروشیمی بوشهر وغیره که همزمان با خواسته های یکسان اعتصاب نموده بودند بدلیل نبود تشکیلات مستقل ومنسجم در بین آنها درعمل نتوانستند به یکدیگر پیوند خورده ودست آوردهای زیادی داشته باشند.

بدون تردید  درجنبش کارگری ایران یکی از مهمترین چیزهایی که کمبود آن شدیدا احساس می شود همانا نبود تشکلات وکمیته های واقعی وآزاد ومستقل کارگری است که مانع عمده پیروزی کارگران  میباشد .با این حال مبارزه ادامه داشته وکارگران درتلاشند تا به اشکال مختلف به حقوق وخواسته های خودشان دست یابند. می توان گفت که در حکومت های هار سرمایه داری حتی در زمانی که بگیر وببند وسرکوب شدیدرا در جامعه اعمال وفعالین سیاسی به  پشت سنگر پناه برده  وجامعه طاعون زده در حالت پاسیو به سر می برد، مبارزه کارگران تنها مبارزه ای است که جریان دارد وبر خلاف جریانات دیگر دچار یاس وتردید قرار نگرفته وسیال ودر جریان است وکارگران هستند که جز به مبارزات خود به هیچ نیرو وپدیده ماورایی دخیل نمی بندند. طی این سالها بارها وبارها در محافل مختلف حتی در محافل فعالین کارگری ازبرخی افراد وفعالین سیاسی وکارگری شنیده می شود که میگویند: این مبارزات واعتصابات صرفا بر سر خواستهای اقتصادی است وبرای آن چندان بها وارزشی قایل نیستند. واین مبارزات را جدای از مبارزات سیاسی ارزیابی می نمایند که این خود دلیل عدم شناخت کافی این دوستان نسبت به اعتصابات کارگری وخصلتهای آن وهمچنین به معنای عدم ارزیابی صحیح از رژ‍یم جهل وجنایت جمهوری اسلامی می باشد. زیرا بخوبی در این دو دهه واندی حکومت جمهوری اسلامی، شاهد آن بوده ایم که حکومت ولایت فقیه چون قوانین خود را منطبق بر احکام الهی می داند هیچ گونه مخالفتی واعتراضی را بر نمی تابد و به همین دلیل ساده  درایران زیر حاکمیت جمهوری اسلامی هر گونه اعتراض سریعا به مبارزه سیاسی تبدیل خواهد شد.وهمچنین چنانکه در فوق نیز یادآوری گردید، بدلیل عدم شناخت نسبت به خصا یص اعتصابات واعتراضات اقتصادی کارگران ، نقش این اعتصابات درمبارزه انقلابی علیه جمهوری اسلامی نادیده گرفته میشود . اما باوجود این که مبارزات طبقه کارگر هردوجنبه اقتصادی وسیاسی را درخود دارد همانطور که در فوق نیز اشاره کردم قابل انکار نیست که متاسفانه در تمام این اعتراضات واعتصابات، کمبود تشکلات آزاد ومستقل کارگری که بتواند چگونگی زمان ومکان استفاده از این اسلحه قوی طبقه کارگر، یعنی اعتصاب را در مقابل سرمایه حاکم هماهنگ نموده وبرنامه ریزی نماید، احساس می شود.

در همین رابطه و در برخورد به این ضعف وکمبود جنبش کارگری ،در اجلاس نهم بهمن ماه جمعی از فعالین کارگری کمیته ای مرکب از هفت نفر تحت عنوان« کمیته پی گیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری» در ایران تشکیل شد.نخستین اقدام این کمیته انتشار نامه ای خطاب به وزارت کار وسازمانهای کارگری سراسر جهان وسازمان بین المللی کار بود. انتشار این نامه در بین فعالین کارگری ودر سطح کل جنبش به مباحثات زیادی دامن زد که در این میان دو نظر کاملا متفاوت به اسانی قابل تشخیص است. یک دیدگاه با طرح انتقاداتی نسبت به مضمون نامه وسخنان اعضای کمیته وطرح نکاتی در این رابطه در بست کل اقدام را نفی می کند وهر گونه تشکلی را که مسایل سیاسی وضد سرمایه داری را مطرح نکند، مردود شناخته وانحرافی می داند. این دیدگاه کمیته را یکپارچه ارزیابی نموده وتمامی اعضای آن را یک کاسه می کند وکار را به جایی می رساند که حتی بعضی افراد متعلق به این دیدگاه  با بی انصافی تمام کل اعضای دست اندر کار کمیته را اتحادیه چی وسندیکالیست ودر نتیجه ضد انقلاب معرفی می کنند. ودر ست در زاویه مقابل این دیدگاه طرز تلقی دیگر قرار دارد که کاملا بر خلاف دیدگاه اول ضمن تاکید وتایید بلا شرط این کمیته، هیچ نقدی را به مضمون این حرکت جایز نمیداند وآن را در بست تایید نموده وکاررا از این هم فراتر برده وچنان این اقدام را در انظاردیگرن اگراندیسمان می کند که آن را یک حرکت تاریخی نه فقط برای جنبش کارگری بلکه برای کل جامعه معرفی مینماید وچنان وانمود میکند که گویا این اقدام پلی به سوی سوسیالیزم بوده وراه رسیدن به سوسیالیزم را هموار می سازد .صاحبان هردو این دیدگاه ها چه آنهایی که آن را دربست رد میکنند وچه آنهائی که آنرا دربست تایید می نمایند، هردو به افراط وتفریط کشیده شده ودر واقع دوروی یک سکه اند. جنبش کارگری ایران در طی سالها همچنان که تاریخ گواه است به همان اندازه که از طرز تلقی راست ضربه خورده به همان اندازه نیز طرز تلقی های چپ  به آن ضربه زده اند. دراین رابطه میشود گفت که یکی از بهترین موضع گیری ها در قبال این حرکت را کارگران ایران خودرو اتخاذ نمودند . من نیز معتقد هستم که ما ضمن تایید وتبلیغ برای تشکیل کمیته ها وتشکلات آزاد ومستقل کارگری در قبال حرکت های نادرست وسندیکالیستی این کمیته، مواضع روشن وکارگری را اتخاذ وتبلیغ وترویج نماییم .گرچه به نظر می رسد که سندیکالیستها در درون این تشکل دست بالا را دارند. اما در عرصه عمل ودر جریان مبارزات طبقاتی ودخالت توده های کارگرو حرکت های انقلابی کارگران رادیکال، مرزهای این دید محدود در هم فرو خواهد ریخت وکارگران آن را فورا پشت سر خواهند گذاشت وچهار چوب مبارزاتی این دید گاه از هم فرو خواهد پاشید.

لازم است ضمن انتقاد به نامه نویسی ودر خواست از ارگانها وادارات مختلف خود برای ایجاد تشکلهای  لازم ومستقل اقدام کنیم  واین حق ماست . تلاش تبلیغی ، ترویجی وسازمانگرانه  در این جهت که تشکلهای آزاد ومستقل کارگری در واحد ها وقسمت های مختلف کارگری وتوسط خود کارگران پایه ریزی شود و باید به رسمیت شناختن این تشکلات به حکومت سرمایه وکارفرمایان وسازمانها وادارات دولتی تحمیل گردد.

درعین حال لازم است ضمن انتقاد به آن طرز تلقی که معتقد است که اعتراضات واعتصابا ت صنفی کارگران هیچ دست آوردی برای جنبش کارگری ودر جهت مسایل سیاسی ندارد، روشن کنیم  که مبارزات واعتصابات کارگری جزء لاینفک مبارزه ضد سرمایه داری است واین مبارزات در بطن خود خصلتهای دموکراتیک ورادیکالیزم وضد سرمایه را یدک می کشد. وچنانچه این خصیصه ها را در نظر بگیریم در خواهیم یافت که این مبارزات از مبارزات سیاسی علیه جمهوری اسلامی جدایی نا پذیر است .باتوجه باینکه در جمهوری اسلامی  تفتیش عقاید وکنکاش وجستجو حتی در ریزترین مسایل زندگی شخصی افراد جزء اصول وملزومات ادامه حیات آن است، بنا براین هراعتراض و خواسته ای مستقل با دیوار اختناق وسانسوراین رژیم برخورد کرده و فورا جنبه سیاسی می یابد. وهمه اینها درمضمون وشکل مبارزات وتشکلات کارگری تاثیر میگذارد وضرورت تشکل یابی مستقل کارگران ووحدت طبقاتی آنان را صدچندان میکند.

با توجه باینکه منافع جمعی کارگران هر روزه به انحا مختلف مورد تهاجم قرار می گیرد. مانند تحمیل قراردادهای موقت و گاها سفید امضا وعدم پرداخت دستمزدها در موعد مقرر، اخراج سازیهای دسته جمعی کارگران وفروش دسته جمعی آنها از یک شرکت به شرکت دیگر برای فرار از پرداخت حق سنوات، مثله کردن همین قانون نیم بند کار که خود نیز مدافع سطح ناچیزی از منفعت کارگران است ، درمقابل این تعرض سازمانیافته فقط همبستگی ومبارزه خود کارگران است که میتواند به نتایج لازم برسد . روشن است  تا وقتی که کارگران ومبارزات آنها پراکنده است به راحتی توسط سرمایه قابل کنترل وسرکوب است .اینجاست که کمبود تشکل های مستقل کارگری که کارگران بتوانند با اتکا به آن از منافع ومطالبات خود دفاع نمایند محسوس است.

پیش به سوی تشکیل کمیته ها وتشکل های مستقل کارگری

برقرار باد عدالت اجتماعی وسوسیالیزم

محسن رجب زاده ۴/۲/۸۴

 






پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked as *

*