فهرست

از ماست که بر ماست

تهران: کیومرث منصوری هشتم دیماه ۹۶—

راز بقأ جمهوری اسلامی پرسشی اساسی است که به نظر من هیچگاه پاسخ درستی به آن داده نشده است . قریب به چهل سال از عمر سفاکترین و فاسدترین و در عین حال مکارترین و فریبکارترین رژیم خاورمیانه میگذرد ، رژیمی با دو ویژگی برجسته که وجه تمایز آن از تمامی رژیمهای منفور تاریخ معاصر ایران است . ویژگی اول در اختیار داشتن ابزاری قدرتمند به نام مذهب است که همواره بارش رحمتهای الهی را برای رژیم به ارمغان آورده ، از ایام الله های رنگ و وارنگ و مناسبت های مختلف که هر بار از آستین جمهوری اسلامی بیرون میاید تا جنگ و طوفان و سیل و زلزله و آتش سوزی که گر چه برای توده ها جز رنج ومحنت و مصیبت ندارد برای جمهوری اسلامی همیشه نعمت بوده و انصافا باید گفت که از روزها و وقایع پیش آمده طی این سالها به بهترین نحوی بهره برده و به خوبی توانسته افکار توده ها را مدیریت کند و بدین طریق بزرگترین بحرانها را از سر بگذراند و به حیات ننگین خود ادامه دهد .

ویژگی دوم که تاکید این نوشته بر آن است وجود اپوزسیونی بزرگ و گسترده است که در اقصی نقاط جهان پراکنده اند و تنها جایی که باید باشند و حضور ندارند محدوده جغرافیایی ایران است . سوال این است رژیمی چنین ورشکسته و منفور با وجود اپوزسیونی چنین بزرگ و پر تعداد چگونه توانسته به حیات خود ادامه دهد . واقعیت این است جمهوری اسلامی علاوه بر مدیریت توده ها اپوزسیون را هم مدیریت کرده ، مخالف ، با انواع گرایشات حتی رادیکالی ساخت و صادر کرد ، از علی افشاریها ( با ۵ سال حکم زندان ) ، فاطمه حقیقت جوها ( با ۱۵ سال حکم تعزیری و تالیقی زندان ) ، عطا مهاجرانیها ، کدیورها و….. میگذرم چون موضوع این نوشته اپوزسیون چپ انقلابی است . در بین این نیروها یک نمونه آن طیف موسوم به ” فراکسیون کمونیستی اکثریت ” بود که چند سال قبل به یکباره از درون جریان ضد انقلاب بورژوایی اکثریت ظهور کرد و در حالی که به وفاداری به این جریان میبالید خود را کمونیست معرفی میکرد و هنوز از گرد راه نرسیده نیروهای درون جنبش فدایی را به مبارزه ایدئولوژیک دعوت کرد ( تا هر چه بیشتر اشفتگی درون جنبش را تشدید کنند ) . چنان دلربایی در نوشته ها و نقدهایشان نسبت به نیروهای چپ بود که برخی رفقا از روی حسن نیت و ساده دلانه باور کرده بودند از محبت خارها گل میشود . برای هیچ کس این سوال پیش نیامد مبارزه ایدئولوژیک پیشنهادی این عناصر درون اسب تروا چگونه میتوانست به امر مبارزه علیه جمهوری اسلامی کمک کند جز اینکه نیروهای چپ انقلابی هر چه بیشتر بر روی یکدیگر چنگ زنند و یکدیگر را تخطئه کنند و جمهوری اسلامی ماهی خود را بگیرد . براستی ما به عنوان نیروهای چپ انقلابی که رسالت خود را سازماندهی طبقه کارگربرای سرنگونی رژیم قرار داده ایم طی این سالها حتی یک قدم به تحقق این استراتژی نزدیک شده ایم ؟ با خودمان روراست باشیم چقدر عملا ( تاکید میکنم عملا ) به بقاء این رژیم کمک کرده ایم ؟ چه فکری کرده ایم که با هزینه های گزاف کانالی ماهواره ای اجاره میکنیم و طی چند برنامه رفیقی با شور و هیجان در توضیح شیوه تولید آسیایی داد سخن میدهد یا چند برنامه را اختصاص میدهیم به رد یا قبول لغت دیکتاتوری پرولتاریا و به خود غره میشویم که کشف جدیدی کرده ایم ، جلوی دوربین قرار میگیریم در حالی که پشت سرمان سیاه قلم هایی از اندام برهنه مردان و زنان قرار دارد از بیوگرافی و مبارزات خود سخن میگوییم و تحت عنوان کانال تلویزیونی چپ موسیقی مبتذل و پوچ گرای ساخته و پرداخته دستگاههای تبلیغاتی بورژوایی را پخش میکنیم ، فیلمهایی با صحنه ها و زیر نویسهای مستهجن و چندش آور پخش میکنیم که خود را کمونیست مدرن و مترقی نشان دهیم تا پسندیده شویم . اقدام به برپایی نشستهای مختلف به انگیزه ایجاد وحدت و سازماندهی نبرد علیه جمهوری اسلامی میکنیم ولی تنها نکته ای که به آن توجه نمیشود سازماندهی مبارزه علیه رژیم است ، دشمن را در چهره یکدیگر جستجو میکنیم و خیلی راحت بعد از چند جلسه بحث و جدل برای به کرسی نشاندن حرف خودمان و نتیجه نگرفتن هر کدام پی کار خودمان میرویم تا دوره ای دیگر و نشستی دیگر . یکی میز کتاب پهن میکند برای مبارزه با رژیم !! و با این کار هراسی در دل کارگزاران رژیم می اندازد !! ، آن دیگری انجمن دفاع از حقوق کارگران ایجاد میکند و آتش امید را درون کارگران شعله ور میکند !! ، دیگرانی کمونیست منفرد میشوند موجب نگرانی رژیم را فراهم میکنند !!! تا جایی که رژیم وادار میشود تشکیلات عریض و طویلی را راه اندازی کند تا تمام حرکات و سکنات این منفردین شجاع را رصد کند .

رفقای کمونیست عزیز جامعه در شرایطی پر التهاب و انفجار گونه قرار دارد اعتراضات توده ای در بیش از ده شهر کشور همراه اعتصابات کارگری ، سرا آغاز به خیابان ریختن پا برهنه هاست ( سردار همدانی فرمانده سپاه محمد رسول الله تهران که متولی سرکوب اعتراضات تهران در سال ۸۸ بود در اواخر همان سال گفته بود در اعتراضات آینده پابرهنه ها به خیابان خواهند ریخت و ما نمیتوانیم جلوی آنها را بگیریم ) . تمام جناحهای رژیم علیرغم همه اختلافات با بکار گیری تمام امکانات در صدد مقابله با قیام توده های گرسنه هستند . زلزله های مکرر روزانه آخرین و جدیدترین شگرد رژیم در مهار توده هاست و در استفاده از آن ذره ای به خود تردید راه نخواهد داد .  وضعیتی که در جبهه مقابل رژیم حاکم است جزء یاس و ناامیدی توده ها از پیشروان خود به بار نیاورده ، بی دلیل نیست که فرصت طلبانی در اعتراضات اخیر نبش قبر کرده و از رضا شاه یاد کرده اند . چه زمانی به خود خواهیم آمد و تجربه سال ۵۷ و موج سواری خمینی بر قیام توده ها و شکست انقلاب  در غیاب نیرویی قدرتمند انقلابی را مورد توجه قرار دهیم .

کیومرث منصوری ۸/۱۰/۹۶






پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked as *

*