فهرست

ارتباط با آمریکا و سراب ارزانی و وفور نعمت

از آنجایی که مردم ایران به هیچ کدام از جناح های حکومت باور ندارند و بدرستی می دانند که این دو جناح مخالفتی با یکدیگر جز بر سر چگونگی تقسیم قدرت آنهم نه برای عدالت بلکه بر سر بالا بردن توان خود برای چپاول بیشتر این خان یغما .
از انجایی که توده بدیلی بعد از حکومت سراغ ندارند و آلترناتیوی را نمی شناسند و بنا به فرهنگ دیرینه تاریخی ایران که هرگاه حاکمیتی ظلم می نموده و آنها در مقابل و برای مبارزه با آن نتوان داشته و نه الترناتیوی پس دست به دامان نیروهای خارجی میشده و یا انها را یاری و یا بی طرف می مانده تا حاکمین سرنگون شوند ( حمله اسکندر ، حمله اعراب و حمله مغول و … ) اینک نیز در اوایل بسیار امید به حمله آمریکا بسته بودند که پس از جنایات امریکا در عراق و افغانستان چشم به حمله ندارند اما تحت تاثیر تبلیغ سرمایه داری و سلطنت طلبها این تفکر که رابطه با امریکا حلال تمام مشکلات خواهد شد را تقویت کرد حاکمیت که قبل از سال ۹۲ بنابه تحلیل خود از اوضاع جامعه جامعه و در پیش داشتن شورش گرسنگان به فکر رابطه گرفتن با امریکا افتاده بود و امید داشت تا با مصالحه با امریکا و دادن امتیازاتی چند آنها را وادارد تا علاوه بر اینکه بقا جمهوری اسلامی را تضمین کنند بطوریکه خامنه ای کار را تمام شده می انگاشت و به همین منظور در اول سال ، سال جدید را سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی نامید و بر این باور بود که کار مذاکره تقریبا به اتمام رسیده است . و بر اثر این سازش نه تنها بقا رژیم از نظر امپریالیسم تضمین میشود بلکه با برداشتن تمام یا مقداری از تحریم ها نیز تا حدودی وضع معیشت توده  ها بهبود یافته و تا مدتی از شورش و نارضایتی توده ها در امان مانده . پس با این باور سال نو را ناک گذاری نمود . از آنجا که به سختی و با هزینه توانسته بود جناح موسوم به اصلاح طلب را از میدان بدر نماید تمایل به مشارکت دوباره در دولت نداشت و با توجه به این که نمی توانست از جناح راست هم بدلیل سازش پیش رو استفاده نماید فکر مشارکت با جناح میانه رو را پرورانده و نماینده فکری این جناح را که حسن روحانی بعهده داشت برای رای آوردن در انتخابات پیش رو در نظر گرفت . این انتخابات می توانست برای جناح حاکم علاوه بر هم جهت بودن با توافقات صورت گرفته از منظر تبلیغات در جهت کل انتخابات صورت گرفته در کشور نیز مفید باشد بدین صورت که با توجه به اینکه حسن روحانی جزء جناح منتسب به رهبری نمی باشد انتحاب وی می تواند به توهم آزاد بودن انتخابات در ایران دامن زده و خونهای ریخته شده در ۸۸ را زا دست خامنه ای بشورد با توجه به همه این موارد خامنه ای همت خود و ایادی خود را به کار گرفت تا وانمود نماید که بر خلاف میل وی شخصی بغیر از آنکه او می پسندد منتخب شده و نامبرده نیز به این انتخاب علی رغم میلش تن داده و با این انتخابات علاوه بر تبلیغ جهانی شده قدم برداشت و این سازش و کرنش عاجزانه را با تغییر نام تحت عنوان سازش قهرمانانه به خورد ملت داد.

در واقع فشارهای بیش از حد بر روی دوش توده ها که مهمترین آن فشار اقتصادی می باشد و بستر جامعه را برای یک شورش آماده نموده است حاکمیت را واداشته برای جلوگیری از وقوع چنین شورشی اقداماتی برای مهار تورم انجام دهد . از انجایی که حکومت توان حل مسائل و مشکلات موجود را بصورت ریشه ای ندارد ( در واقع مبارزه اصولی و ریشه ای با فساد موجود با کلیت نظام را می طلبد و با وجود تداوم حاکمیت سرمایه رسیدن به خواسته ها اعم از عدالت اجتماعی جنسی و … فقط و فقط خیال و توهمی بیش نیست ) پس حاکمان بفکر مسکنی برای رفع موقتی درد های موجود اقتاده اند و تهیه این مسکن نیازمند رفع تمام یا مقداری از تحریمها می باشد و این میسر نمی شود مگر به اینکه مذاکرات مخفی که با امریکا شروع شده بود و مدتها بود ادامه داشت بصورت نیمه علنی مطرح گردد نیمه علنی بدین صورت که اصل مذاکره علنی شده اما مفادی که بروی آن سازش میگردد بصورت مخفی بماند تا شدت ضعف حکام برای توده ها روشن نگردد . مذاکراتی که بصورت مخفی ابتدا توسط تیم احمدی نژاد صورت می گرفت و هنگامی که احمدی نژاد مورد سوء نظر قرار گرفت و رهبر اطمینان خود را به این تیم از دست داد از سال ۲۰۱۲ بصورت مستقیم و توسط تیم ولایتی در عمان انجام شد که روزنامه لیبراسیون جزئیتاتی از این مذاکرات را افشا نمود . به نوشته این روزنامه سرپرستی تیم امریکا در این مذاکره را ویلیام برنز بعهده داشت . اینکه ادامه این مذاکرات بصورت علنی البته با مخفی ماندن جزئیات آن به عهده تیم روحانی گذاشته شد. علی رغم تمام این مخفی کاریها به واسطه تکنولوژی جدید ارتباطات هیچ چیزی را نمی شود مخفی نمود  و مردم ما بخوبی دریافته اند که با وجود این حکومت و فساد حاکم بر کشور به هیچ وجه نمی توان مشکلات را حل نمود و عدالت اجتماعی ، عدالت جنسی و مهار تورم و مبارزه با اعتیاد و … میسر نخواهد شد مگر با سرنگونی این حکومت و تنها انقلاب است که می تواند دگرگونی عظیمی را در کشور میسر نماید و خواسته های توده ها را محقق نماید . همچنین با توجه به حضور امریکا در عراق و افغانستان و وجود مشکلات عدیده در این کشورها مردم بدرستی دیافته اند که رابطه با امریکا نیز نمی تواند مشکلات را حل نماید زیرا اگر رابطه با امریکا می توانست حلال مشکلات باشد در دو کشور یاد شده امریکا مستقیم حضور فیزیکی دارد اما هر دو کشور با گرانی فقر و فساد اداری اعتیاد و فحشا دست به گریبانند و حضور امریکا نه تنها مشکلات را حل ننموده بلکه بر دایره مشکلات افزوده است .

تنها و تنها راه برون رفت از این منجلاب سرمایه ساخته آن است که سرمایه داری را عقب رانده و ماشین سرکوب آن را در هم بشکنیم و این میسر نخواهد شد مگر با ایجاد تشکل های متحد توده ای . دست آخر برای پیروزی نهائی بر این رژیم و سرنگونی سرمایه داری باید با قیام مسلحانه توده ای ماشین سرکوب رژیم را درهم بشکنیم

محسن رجب زاده مرداد ماه ۹۲

منتشر شده در نشریه راه سرخ شماره ۱۲






پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked as *

*